هَمخوابی زن جوان با بهترین دوست شوهرش؛ مرد همسرش را داخل کمد خانه دوست مجردش پیدا کرد+عکس

شوهر جوان وقتی دید زنش برای یک رابطه سیاه به خانه بهترین دوستش رفته است برای غافلگیر کردن آنها وارد خانه دوستش شد اما در خلوتگاه همسر و دوستش ...


رونمایی هیوندای از نسل جدید پیشرانه هایش (+عکس)

این موتور با آخرین نسخه گیربکس های اتوماتیک دبل کلاچ هیوندای ترکیب شده که تعویض دنده های نرم و سریع تر را نسب به گذشته به همراه دارد


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


قیمت محصولات سایپا در سال 96 اعلام شد (+جدول)

قیمت تمام محصولات سایپا برای سال جاری به شرح ذیل اعلام شد


عکسی نوستالژی در اینستاگرام نفیسه روشن+ اینستاپست

| سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

نفیسه روشن در اینستاگرام خود عکسی از 19 پیش ، از هم دوره ای های مدرسه اش منتشر کرد. به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه روشن بازیگر مجموعه های پر مخاطب و مناسبتی همچون اغما، مثل هیچ کس،دارا و ندار و پنج کیلومتر تا بهشت در اینستاگرام خود نوشت: "مربوط به سال ٧٦ و تئاتر مدرسه بنام بسوی سعادت که تو منطقه رتبه اوردیمیعنی ١٩ سال پیش
مثل برق گذشت
ویاد این متن افتادم
چه زود دیر می شود!
در باز شد... برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،
و امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
و هرگز نفهمیدیم ،
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم.پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!"
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟