بزرگترین شهاب سنگهای کشف شده در زمین را ببینید

اگرچه بخش قابل توجهی از سنگهای فضایی در آستانه ورود به اتمسفر زمین نابود می شوند اما برخی از آنها این شانس را دارند که مهمان زمین باشند و جالب ...


گاف بزرگ و عجیب در سریال شبکه سه / تصویر پرچم وارونه ایران در تلویزیون

در یکی از سکانس‌های سریال روزهای بی‌قراری» پرچم مقدس ایران به شکل وارونه قرار گرفته و نمایش داده می‌شود.


گاف بزرگ و عجیب در سریال شبکه سه / تصویر پرچم وارونه ایران در تلویزیون

در یکی از سکانس‌های سریال روزهای بی‌قراری» پرچم مقدس ایران به شکل وارونه قرار گرفته و نمایش داده می‌شود.


ماجرای ۱۳میلیون یورویی که دو ستاره ایرانی از دست دادند

در گذشته تیم‌های اروپایی ستاره‌های تیم ملی را به خدمت می‌گرفتند و از این ترانسفرها پول کلانی نصیب باشگاه‌های ایرانی می‌شد.


آغاز پیش فروش ساندرو استپ وی از یکشنبه (+جزئیات)

گروه خودرو سازی سایپا در نظر دارد در راستای رضایتمندی و حمایت از مشتریان عزیز مرحله سوم فروش اینترنتی این خودرو پر طرفدار را به اجرا گذارد.


عکسی نوستالژی در اینستاگرام نفیسه روشن+ اینستاپست

| سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

نفیسه روشن در اینستاگرام خود عکسی از 19 پیش ، از هم دوره ای های مدرسه اش منتشر کرد. به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه روشن بازیگر مجموعه های پر مخاطب و مناسبتی همچون اغما، مثل هیچ کس،دارا و ندار و پنج کیلومتر تا بهشت در اینستاگرام خود نوشت: "مربوط به سال ٧٦ و تئاتر مدرسه بنام بسوی سعادت که تو منطقه رتبه اوردیمیعنی ١٩ سال پیش
مثل برق گذشت
ویاد این متن افتادم
چه زود دیر می شود!
در باز شد... برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،
و امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
و هرگز نفهمیدیم ،
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم.پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!"
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟