نسخه ۱.۰.۳۶

تماس صوتی تلگرام در نسخه دسکتاپ فعال شد

زومیت؛ نسخه دسکتاپ تلگرام به ۱.۰.۳۶ آلفا آپدیت شد که به لطف آن، دریافت و‌ برقراری تماس صوتی تلگرام در نسخه‌ی کامپیوتری این برنامه نیز فعال شد. تماس صوتی تلگرام امکانی فوق العاده برای این اپلیکیشن محسوب ...


قصور پزشکی در فوت «الینا فروتن» تایید شد

رئیس کل دادگستری گلستان گفت: هیئت تجدید نظر انتظامی نظام پزشکی گلستان قصور پزشکی در فوت الینا فروتن را تایید کرد.


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


عکس | دیدار روحانی با ۱۷۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی

صبح امروز، یکشنبه، روحانی با بیش از ۱۷۰ نماینده در سالن مشروطه مجلس دیدار کرد. این نمایندگان پشتیبانی خود را از روحانی در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو اعلام کردند.


سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


عکسی نوستالژی در اینستاگرام نفیسه روشن+ اینستاپست

| سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

نفیسه روشن در اینستاگرام خود عکسی از 19 پیش ، از هم دوره ای های مدرسه اش منتشر کرد. به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه روشن بازیگر مجموعه های پر مخاطب و مناسبتی همچون اغما، مثل هیچ کس،دارا و ندار و پنج کیلومتر تا بهشت در اینستاگرام خود نوشت: "مربوط به سال ٧٦ و تئاتر مدرسه بنام بسوی سعادت که تو منطقه رتبه اوردیمیعنی ١٩ سال پیش
مثل برق گذشت
ویاد این متن افتادم
چه زود دیر می شود!
در باز شد... برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،
و امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
و هرگز نفهمیدیم ،
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم.پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!"
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟