سلفی با فجایع منشا روانشناختی دارد/ نیازمندان به «دیده شدن»!

یک جامعه‌شناس معتقد است نبود امکان‌های مناسب و کافی برای ارضا نیاز به دیده شدن موجب می‌شود برخی به دنبال ارضا این احساس حتی در بحران‌هایی مانند فروریختن ساختمان پلاسکو باشند.


جمعیت واقعی مراسم تشییع آیت الله هاشمی چقدر بود؟

برخی رسانه ها جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی را سه تا 4 میلیون نفر اعلام کرده اند. جالب آنکه حسینعلی امیری معاون پارلمانی ...


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


بهترین گوشی‌های بازار با قیمت 1 تا 1.5 میلیون تومان

اگر به دنبال خرید یک گوشی هوشمند هستید این روزها نیازی به خرج بیش از یک و نیم میلیون تومان ندارید و معمولاً می‌توان در این بازه قیمتی محصولاتی ...


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


عروسم را با مردی دیده بود؛ ۸ ماه زندگی خاکستر شد

حوادث | جمعه ۰۹ مهر ۹۵ ساعت ۱۰:۳ | نسخه چاپي

بعد از مرگ پسرم، اوضاع زندگی‌ام به‌هم ریخت. همسرم از نظر روحی و روانی آسیب جدی دیده و تحت‌نظر پزشک قرار دارد‌.

عروسم را با مردی دیده بود/ 8 ماه زندگی خاکستر شد

پسر دیگرم نیز حالش خوب نیست. او اولین کسی بود که بالا سر جسد برادرش حاضر شد و این خبر ناگوار را به ما داد. خدا می‌داند در این یک سال چقدر عذاب کشیده‌ایم. من برای پسرم خیلی زحمت کشیدم؛ اما هیچ‌وقت نتوانستم با او رفیق شوم. درمورد خودش و خانواده‌مان احساس حقارت می‌کرد. ایراد بزرگش این بود که با دوستانی که از خودش بالاتر بودند، رفیق شده بود.

می‌خواستم دامادش کنم. طبقه دوم خانه‌ام را هم ساخته بودم. بالا بالا می‌پرید. خاطر‌خواه خواهر یکی از دوستانش شده بود. با بی‌میلی به خواستگاری رفتیم. این ازدواج سر گرفت. خوش‌حال بود که داماد خانواده‌ای پول‌دار شده است؛ اما عمر این عشق آتشین، هشت ماه بود. بعد با همسرش درگیر شد و به تیپ‌وتار هم زدند. خانواده عروسم پر ریخت‌ و پاش بودند و از نظر فرهنگی و اعتقادی هم‌ کف نبودیم. یک روز آمد‌ و گفت همسرش به او خیانت می‌کند. این ازدواج نافرجام به طلاق انجامید. پسرم دربرابر شکست سنگین زندگی‌اش کم آورد و متاسفانه به زندگی خود پایان داد.

مرگ او همسرم را دیوانه کرده بود. مجبور شدم مغازه‌ام را جمع کنم و همراه خانواده‌ام به مشهد بیایم. می‌خواستم همسرم و پسر دیگرم را از آن خانه و خاطرات گذشته دور کنم؛ اما آن‌ها از نظر روحی آسیب جدی دیده‌اند. به مرکز مشاوره آمده‌ام. نمی‌خواهم دوباره زندگی‌ام با بحران روبه‌رو شود. پسرم با اشتباه خودش، هم جانش را باخت و هم سرنوشت و زندگی خانواده‌اش را خراب کرد. کاش او را هم به یک مرکز مشاوره برده بودم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟