استیو جابز می‌خواست به جای یک دکمه دو دکمه روی آیفون باشد

استیو جابز اصرار داشت به جای تعبیه یک دکمه هوم روی آیفون دو دکمه نصب شود.


توضیح پدر بانوی والیبالیست درباره محرومیت جنجالی دخترش در تیم ملی والیبال

:پدر بازیکن تیم ملی والیبال بانوان گفت:«من پیگیر حواشی که برای دخترم ایجاده شده هستم و مستندات مورد نیاز را هم به فدراسیون ارائه کردم.»


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


تویوتا هم پیش ایرانی‌ها کم آورد!

ضمیمه طنز «بی قانون» امروز بیشتر به اخبار اجتماعی و فرهنگی منتشرشده روز گذشته واکنش نشان داده است.


عروسم را با مردی دیده بود؛ ۸ ماه زندگی خاکستر شد

حوادث | جمعه ۰۹ مهر ۹۵ ساعت ۱۰:۳ | نسخه چاپي

بعد از مرگ پسرم، اوضاع زندگی‌ام به‌هم ریخت. همسرم از نظر روحی و روانی آسیب جدی دیده و تحت‌نظر پزشک قرار دارد‌.

عروسم را با مردی دیده بود/ 8 ماه زندگی خاکستر شد

پسر دیگرم نیز حالش خوب نیست. او اولین کسی بود که بالا سر جسد برادرش حاضر شد و این خبر ناگوار را به ما داد. خدا می‌داند در این یک سال چقدر عذاب کشیده‌ایم. من برای پسرم خیلی زحمت کشیدم؛ اما هیچ‌وقت نتوانستم با او رفیق شوم. درمورد خودش و خانواده‌مان احساس حقارت می‌کرد. ایراد بزرگش این بود که با دوستانی که از خودش بالاتر بودند، رفیق شده بود.

می‌خواستم دامادش کنم. طبقه دوم خانه‌ام را هم ساخته بودم. بالا بالا می‌پرید. خاطر‌خواه خواهر یکی از دوستانش شده بود. با بی‌میلی به خواستگاری رفتیم. این ازدواج سر گرفت. خوش‌حال بود که داماد خانواده‌ای پول‌دار شده است؛ اما عمر این عشق آتشین، هشت ماه بود. بعد با همسرش درگیر شد و به تیپ‌وتار هم زدند. خانواده عروسم پر ریخت‌ و پاش بودند و از نظر فرهنگی و اعتقادی هم‌ کف نبودیم. یک روز آمد‌ و گفت همسرش به او خیانت می‌کند. این ازدواج نافرجام به طلاق انجامید. پسرم دربرابر شکست سنگین زندگی‌اش کم آورد و متاسفانه به زندگی خود پایان داد.

مرگ او همسرم را دیوانه کرده بود. مجبور شدم مغازه‌ام را جمع کنم و همراه خانواده‌ام به مشهد بیایم. می‌خواستم همسرم و پسر دیگرم را از آن خانه و خاطرات گذشته دور کنم؛ اما آن‌ها از نظر روحی آسیب جدی دیده‌اند. به مرکز مشاوره آمده‌ام. نمی‌خواهم دوباره زندگی‌ام با بحران روبه‌رو شود. پسرم با اشتباه خودش، هم جانش را باخت و هم سرنوشت و زندگی خانواده‌اش را خراب کرد. کاش او را هم به یک مرکز مشاوره برده بودم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟