زمان‌بندی برگزاری انتخابات شوراها مشخص شد (+جدول)

زمان بندی برگزاری انتخابات شوراها از زمان آغاز ثبت‌نام و تا پایان زمان رأی گیری و شمارش آرا مشخص و به هیأت‌های اجرایی ابلاغ شد.


به چه شرطی صنعت خودرو از رکود خارج می شود؟

چنانچه خوروسازی های داخلی همکاری خود را با شرکتهای مطرح غربی شروع کرده و تولیدات خود را با قیمت های نجومی عرضه نکنند و شرایط ویژه فروش به نفع ...


رونمایی از بازی شتاب در شهر 2؛

تجربه ماشین سواری در خیابان های تهران

علاقه مندان به سری مسابقات بازی های ماشین سواری می توانند با بازی "شتاب در شهر2" ماشین سواری در خیابان های تهران را تجربه کنند.


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


افزایش کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در دنیا

در شرایط حاضر عوامل اصلی بروز این مسئله یعنی کشت و تولید و قاچاق مواد نیز در حال افزایش و گسترش NPSنیز نگران کننده است.


شوهرم سوار شدن من به ماشین پسرخاله ام را دید و ...

حوادث | جمعه ۰۹ مهر ۹۵ ساعت ۱۰:۰ | نسخه چاپي

هرچه کوتاه آمدم و از حق خودم گذشتم، تو پرروتر شدی‌. خواسته‌هایم را نادیده گرفتم تا ادامه‌تحصیل بدهی. دلم خوش بود که پیشرفت می‌کنی و زندگی‌مان را می‌سازی. واقعا تلاش کردی و پیشرفت شغلی خوبی هم داشتی.

شوهرم سوار شدن من به ماشین پسرخاله ام را دید و ...

روزی که مدیر شدی، از خوش‌حالی در پوست خودت نمی‌گنجیدی‌؛ اما آن‌قدر خودت را درگیر کار و شغلت کردی که دیگر برای من و بچه‌مان هیچ‌ وقتی نمی‌گذاشتی.

من همراه برادر یا مادر و پدرم به مسافرت می‌رفتم، درمیهمانی‌های خانوادگی و مجالس شادی و عزا شرکت نمی‌کردی و همیشه مرا تنها می‌گذاشتی‌.

شانزده سال از ازدواجمان گذشت. تو هرروز به کار خودت وابسته‌تر شدی و هرموقع خواستم حرفی بزنم، با پول دهانم را بستی‌. یک زن نیاز به توجه دارد‌، نیاز به تایید و تعریف و تمجید دارد‌، حداقل یک ایراد از من نگرفتی که دلم خوش بشود نظری درمورد من داده‌ای‌. نه به آراستگی‌ام توجه داشتی و نه حرف‌هایم را می‌شنیدی.

بله، آن‌روز من با خودروی پسرخاله‌ام از خانه‌مان رفتیم. تو ماشین را دیدی و داغ کردی؛ اما نمی‌دانستی برادرم ماشین را قرض گرفته تا بچه را دکتر ببریم. گوشی را برداشتی به مادرم زنگ زدی‌، با تهمت‌های ناروا آبرویم را بردی. نمی‌خواهم زن آقای مدیر باشم. دیگر دوستت ندارم. زندگی، پول و ماشین و خانه نیست. آرزوبه‌دل ماندم به من توجه کنی‌، با هم بیرون برویم و قدم بزنیم و من هم جلوی دوست و آشنا سرم را بالا بگیرم که شوهر دارم. فقط اسم تو با من بود و بس... 

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟