قتل فجیع دو جوان در قروه

دو جوان در شهرستان قروه در کردستان به شکل فجیعی به قتل رسیدند.


توضیحات فاضل لاریجانی درباره ملاقات جنجالی ۴سال قبل با مرتضوی

فاضل لاریجانی با انتشار نامه‌ای علاوه بر ارائه توضیحاتی درباره جلسه خود با سعید مرتضوی، از دادستان تهران خواست دارایی‌های خود و برخی مسئولان بررسی شود.


توضیحات فاضل لاریجانی درباره ملاقات جنجالی ۴سال قبل با مرتضوی

فاضل لاریجانی با انتشار نامه‌ای علاوه بر ارائه توضیحاتی درباره جلسه خود با سعید مرتضوی، از دادستان تهران خواست دارایی‌های خود و برخی مسئولان ...


قلیان، 4 دختر جوان را راهی بیمارستان کرد

این دخترها از ساعت 20 شب تا 2 بامداد قلیان استعمال کردند و در نهایت ساعت 2 بامداد با اورژانس تماس گرفته و اعلام کردند که دچار مسمومیت شده‌اند.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


ای کاش آن حرامزاده را می‌کشتیم!

اخبار داغ | پنجشنبه ۰۸ مهر ۹۵ ساعت ۱۳:۱۵ | نسخه چاپي

title=ای
نامه به سفیر آلمان
طرح ترور توسط نامه‌ای در 23 مارس 1933 توجه مقامات آمریکایی را به خود جلب کرد. این نامه روی یک کاغذ سفید تایپ و خطاب به سفیر آلمان نوشته شده بود. سفیر آلمان نیز آن نامه را در روز 28 مارس به «کوردل هال» (Cordell Hull)، وزیر وقت امور خارجه ایالات متحده آمریکا، ارجاع داد که وی نیز نامه را به هومر کامینگز (Homer Cummings)، دادستان کل ایالات متحده، ارسال کرد.
جناب آقای محترم،
از رئیس‌جمهور روزولت خواسته‌ام تا آشکارا از دولت شما در مورد رفتار خشونت‌آمیز نسبت به یهودیان در آلمان اعتراض و پایان فوری این رویه را خواستار شوند. اگر وی چنین اقدامی را انجام ندهد، شخصا به آلمان رفته و هیتلر را ترور خواهم کرد. دوستدار شما، دنیل استرن

دیپلمات‌های آلمانی خواستار پیگیری کامل این نامه تهدیدآمیز شدند. گفتنی است سفیر آلمان «فردریک ویلهلم فون پریتویتس» به دلیل انتصاب هیتلر به عنوان صدراعظم این کشور از سمتش استعفا داد.
بالا گرفتن اعتراضات یهودی و جدی شدن مسئله استرن
فرانکلین روزولت تازه چند هفته بود قدرت را به دست گرفته بود و باید با رکودی سراسری دست و پنجه نرم می‌کرد. اتفاقات آلمان، من جمله رسیدن هیتلر به قدرت، به ندرت برای مقامات آمریکایی و حتی عموم مردم اهمیت داشت. ضمنا تهدید مذکور می‌توانست کاملا سرکاری باشد. بر تعداد نظامیانِ جامعه یهودی آمریکا که مخالف سیاست‌های هیتلر بودند، افزوده شده بود و آن‌ها با آمدن به خیابان اعتراض خود را نشان می‌دادند.
بسیاری به کنسولگری‌های آلمان حمله‌‌ور شده و برخی نیز به فروشگاه‌های آلمانی دستبرد می‌زدند. هزاران نفر نیز به نشانه اعتراض به خیابان‌های نیویورک، شیکاگو، کلیولند، دیترویت و شهرهای دیگر آمدند. در چنان شرایطی بود که تهدید شخصیِ استرن (Daniel Stern) جدی گرفته شد.
کامینگز از هوور، رئیس بخش بازجوییِ وزارت دادگستری خواست تا دنیل استرن را شناسایی و او را دستگیر کند. آن‌ها عملیات شناسایی را از بهار آغاز و تا پاییز ادامه دادند. آن‌ها علی‌الخصوص افراد سابقه‌دارِ جامعه یهودیان آمریکا را مدنظر داشتند؛ جایی که میر لانکسی، باگزی سیگل، داتچ شولتز و لپکه بوچالتر – از افراد خلافکار نیویورک – را می‌شد پیدا کرد.
سرکرده خلافکارانِ یهودی فیلادلفیا
هوور (Hoover) یکی از مامورین ارشدش به نام دوآیت برنتلی را مسئول هماهنگی در سطح ملی کرد. آن‌ها خبردار شدند که دنیل استرن (Daniel Stern) راهی فیلادلفیا شده است. مامورین دفاتر ثبت تلفن فیلادلفیا را جستجو کردند اما موفق نشدند نام او را جایی پیدا کنند. البته یک ارجاع به نام او شده بود و وقتی که آن‌ها به همان آدرس مراجعه کردند، سرایدار ساختمان گفت که «او یک سال پیش از آنجا رفته است و هیچ اطلاعی از جای جدیدش ندارد.»
ماموران سپس با شخصی به نام مکس که سرکرده خلافکاران یهودی فیلادلفیا بود ملاقات کردند. پس از چند ساعت بازجویی، او گفت که نه دنیل را می‌شناسد و نه کسی را می‌شناسد که او را بشناسد. زیردست‌های مکس هم ابراز بی‌اطلاعی از وجود چنین شخص و طرح تروری کردند؛ گرچه همه آن‌ها می‌گفتند که «طرح فوق‌العاده‌ای» است!
سپس گفته شد که احتمالا یک روانی چنین نامه‌ای را نوشته باشد! آن‌ها از دفتر نیویورک خواستند تا نام او را در تمام دفاتر جستجو کنند، اما همه جا به در بسته می‌خوردند. در این حین، بخش جنایی در تاریخ 28 مه نامه‌ای از سفارت آلمان دریافت کرد. نویسنده‌ای که نامش در اسناد FBI پاک شده بود، گفته بود که «از دو یهودی شنیده که هیتلر قرار است بین ماه مه و سپتامبر سال 1933 میلادی توسط یکی از یهودیان نیویورک ترور شود. قرار است به هیتلر سم خورانده شود و یا تیراندازی شود و یک جوان یهودی این کار را انجام خواهد داد.»
یک تبعیدی سیاسی از مکزیک
برنتلی فورا مامورانش را از لوس‌آنجلس به فینکس اعزام کرد. وقتی آن‌ها با آن مرد مصاحبه کردند، او هیچ تمایلی نداشت تا در مورد آن موضوع صحبت کند و چندان با جزئیات حرف نمی‌زد. ماموران بعدها گزارش دادند که او یک تبعیدی سیاسی از مکزیک است. به نظر می‌رسد که وی به شدت هواخواه هیتلر و مخالف یهودی‌ها بوده است. نام استرن در دفاتر ثبتی ماه آوریل تا ژوئن هیچ هتلی موجود نبود. هیچ یک از کارمندان آنجا نیز چیز عجیبی را مشاهده نکرده بود.
ماموران حتی تمامی اسامی شبه یهود را یادداشت کردند اما چیزی دستگیرشان نشد.
title=ای
مامور ویژه‌ای به نام ام.جی. کِیت روز 19 اوت سال 1933 گزارش خود را به هوور فرستاد. کِیت حاصل تمام بازجویی‌ها در شیکاگو، فیلادلفیا، دیترویت، فینکس و نیویورک را در گزارشش آورده بود. آقای کیت نتیجه‌گیری کرد که بخش جنایی نتوانسته استرن را شناسایی کند و پرده از راز طرح ترور هیتلر بردارد.
برنتلی در روز 2 سپتامبر گزارش نهایی خود را برای هوور فرستاد. وی در گزارش خود نوشته بود که «تمام تلاش‌ها در ارتباط با تهدید ترور هیتلر بدون رسیدن به هیچ سرنخ موجهی اتمام یافته است. متعاقبا پرونده در دفتر میدانی واشنگتن بسته خواهد شد. برنتلی همچنین به هوور اطمینان داد که در صورت دریافت هرگونه اطلاعات اضافی از سوی سفارت آلمان پرونده را مجددا باز خواهد کرد.
تنها کسی می‌توانست دخل هیتلر را بیاورد، خود هیتلر بود!
پس از بازگشتم به اسرائیل، با هلندی تماس گرفتم و گفتم که چه چیزی را در پرونده‌های FBI یافته‌ام. از او پرسیدم که آیا اطلاعاتی در مورد دنیل استرن در اختیار دارد؟ آیا آن نام صرفا یک اسم مستعار بود؟ آیا او قاتل حرفه‌ای بوده است؟ هلندی گفت که شایعاتی را در مورد مرد جوانی به نام استرن شنیده اما اطلاعات بدرد بخوری از او ندارد که بخواهد عنوان کند و تاکنون هم ملاقاتی با او نداشته است.
او گفت: «احتمالا استرن خیلی مشتاق بوده اما مغزش درست کار نمی‌کرده یا شاید هم مجنون بوده؛ او مصمم بوده تا هیتلر را بکشد ولی یکی می‌گفت که تاریخ مصرفش تمام شده است. اصل مشکل در زمان‌بندی بود... شاید هم کسی اشتباهی پشتش درآمده بود. هیچ کس اطلاعات کافی از استرن ندارد. این مسئله در نگاه اول خوشایند به نظر می‌رسید اما خب از اصلا معلوم نمی‌کند.»
هلندی در ادامه حرف‌هایش هم گفت: «تابستان سال 1933 خیلی چیزها را فهمیدیم و آن برادر می‌خواست کار هیتلر را یکسره کند. منظورم این است که اگر آن سال‌ها به آلمان می‌رفتی، باید یک بلیط می‌خریدی و صف می‌ایستادی تا با تیر دخلت را بیاورند. بعدها یکی گفت که ده‌ها اقدام برای کشتن هیتلر در دهه 30 میلادی صورت گرفته بود. شخصیت‌های مهم چندین بادیگارد داشتند اما هیتلر... او اصلا یک چیز دیگر بود. منظورم این است که مثلا یکی حتی تلاش کرد تا روزولت را در سال 1933 ترور کند. از بیخ گوشش رد شد. اما هیتلر؟ او ضد گلوله بود. قسم می‌خورم؛ اصلا انگار خود شیطان بادیگاردش بود. این را هم بگم که تنها کسی می‌توانست دخل هیتلر را بیاورد، خود هیتلر بود.»
 
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: