واکنش خشن رئیس فوتبال / خبرنگار: چرا کی‌روش ایران نیست؟ تاج: به تو چه!

مهدی تاج از این گفت که اسامی خوبی به تیم‌ملی دعوت شده‌اند.


روحانی: کینه را کنار بگذاریم، به‌فکر مسائل جناحی نباشیم

رئیس جمهور با اعلام اینکه سال 95 سال بسیاری از گشایش‌ها بود، اظهار امیدواری کرد که در سال 96 این گشایش‌ها ادامه پیدا کند.


افشای برنامه محرمانه انتخاباتی احمدی نژاد

یک منبع نزدیک به محمود احمدی نژاد، از برنامه محرمانه انتخاباتی رئیس جمهور سابق پرده برداشت.


افشای برنامه محرمانه انتخاباتی احمدی نژاد

یک منبع نزدیک به محمود احمدی نژاد، از برنامه محرمانه انتخاباتی رئیس جمهور سابق پرده برداشت.


با پرجمعیت‌ترین جزیره جهان آشنا شوید

جزیره «میگینگو» در کنیا را از نظر تراکم، پرجمعیت‌ترین جزیره جهان می‌شناسند که با ۱۳۱ خانه جمعیتی ۱۰۰۰ نفری دارد.


مصیبت «إن شاءالله»

سیاست | پنجشنبه ۰۸ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۱۹ | نسخه چاپي

محمدرضا زائری روزنامه نگار در خبرآنلاین نوشت: مدیر محلی که قرار بود نامزد انتخابات مجلس هم بشود توی سخنرانی با شور و هیجان قول افتتاح ایستگاه راه آهن را طی سه ماه آینده داده بود و جماعت هم ذوق زده و دلخوش و بی خبر کف زده و هورا کشیده و دست تکان داده بودند .
کسی با تعجب گفت: مگر افتتاح راه آهن دست توست؟ مگر خبری هست؟ به فرض هم که خبری باشد مگر سه ماهه می شود؟ خندیده بود و گفته بود: نه، اما من کلا یک ماه دیگر بیشتر اینجا نیستم و اینها هم حالاحالاها دستشان به من نمی رسد!
روزنامه ها و رسانه های خبری قرار است از رویدادها بنویسند و مخاطبان را از آنچه شده است و رخ داده و گذشته و تمام شده باخبر سازند و بر اساس مشروعیتی که یافته اند و اعتمادی که ساخته اند ، جزییات و پشت صحنه ها و تحلیل ها و ناگفته ها را به مخاطب منتقل کنند.
اما همه می دانیم که در فضای فرهنگی ما به هزار و یک دلیل معمولا فقط خبرهای حوادث از گذشته است و این که چه کسی کشته شده یا مالش را برده اند! ولی در بقیه موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خبرها فعل مضارع دارد و مخاطب بیچاره را به آینده حواله می دهد!
هیچ وقت شنیده اید وزیری بیاید و مردم را غافلگیر کند و بگوید مثلا این قدر مسکن ساخته ایم و این هم کلیدش! بفرمایید و اثاث تان را بگذارید داخل خانه ؟ یا مثلا یکی بیاید و خبر دهد که بیست فروند هواپیمای جدید خریدیم و الآن توی فرودگاه است ! بفرمایید سوار شوید در خدمتتان باشیم؟ خواهید گفت: نه! و من هم مثل شما، متأسفانه معمولا عادت نکرده ایم جز در صفحه حوادث خبرهایی با فعل ماضی بخوانیم و بشنویم. و مطمئن باشید اگر قاتلان و جانیان می توانستند برنامه ها و نقشه هایشان را از قبل اعلام کنند احتمالا در صفحه حوادث هم شاهد خبرهایی مثل این بودیم که: به مناسبت سال نو طی سیزده روز تعطیلات، سیزده پروژه آتش سوزی افتتاح خواهد شد!
عادت به خبر دادن از آینده فراگیر شده چون منافع و مصالح فراوانی دارد. هم به نوعی باعث التیام خاطر و آرامش دل مخاطب است و هم تعهدی ایجاد نمی کند. مثلا اگر خبری دادیم و بعدا آن طور نشد که کسی نمی آید بررسی و پیگیری کند!
مخاطب عادت کرده به فعل هایی مثل "می شود" و "خواهد شد" برای آینده ای که معلوم نیست کی خواهد رسید با چاشنی "إن شاءالله"!
این "ان شالله " نه بر اساس معرفت و اعتقاد و یقین ، بلکه بر اساس نوعی تعارف و لفاظی یعنی معلوم نیست بشود یا نه!
وقتی یک مفهوم متعالی و عمیق اعتقادی که مسؤولیت آفرین و تعهد ساز است ، مثل برخی ارزشهای دیگر به یک شعار و تعارف تبدیل شود و توجیهی برای تنبلی و بی اعتنایی و عدم احساس مسؤولیت و ... باشد می شود مصیبت! و امروز باید اعتراف کنیم که مصیبت " إن شاءالله" همه مان را گرفتار کرده است!
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟