مصیبت «إن شاءالله»

سیاست | پنجشنبه ۰۸ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۱۹ | نسخه چاپي

محمدرضا زائری روزنامه نگار در خبرآنلاین نوشت: مدیر محلی که قرار بود نامزد انتخابات مجلس هم بشود توی سخنرانی با شور و هیجان قول افتتاح ایستگاه راه آهن را طی سه ماه آینده داده بود و جماعت هم ذوق زده و دلخوش و بی خبر کف زده و هورا کشیده و دست تکان داده بودند .
کسی با تعجب گفت: مگر افتتاح راه آهن دست توست؟ مگر خبری هست؟ به فرض هم که خبری باشد مگر سه ماهه می شود؟ خندیده بود و گفته بود: نه، اما من کلا یک ماه دیگر بیشتر اینجا نیستم و اینها هم حالاحالاها دستشان به من نمی رسد!
روزنامه ها و رسانه های خبری قرار است از رویدادها بنویسند و مخاطبان را از آنچه شده است و رخ داده و گذشته و تمام شده باخبر سازند و بر اساس مشروعیتی که یافته اند و اعتمادی که ساخته اند ، جزییات و پشت صحنه ها و تحلیل ها و ناگفته ها را به مخاطب منتقل کنند.
اما همه می دانیم که در فضای فرهنگی ما به هزار و یک دلیل معمولا فقط خبرهای حوادث از گذشته است و این که چه کسی کشته شده یا مالش را برده اند! ولی در بقیه موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خبرها فعل مضارع دارد و مخاطب بیچاره را به آینده حواله می دهد!
هیچ وقت شنیده اید وزیری بیاید و مردم را غافلگیر کند و بگوید مثلا این قدر مسکن ساخته ایم و این هم کلیدش! بفرمایید و اثاث تان را بگذارید داخل خانه ؟ یا مثلا یکی بیاید و خبر دهد که بیست فروند هواپیمای جدید خریدیم و الآن توی فرودگاه است ! بفرمایید سوار شوید در خدمتتان باشیم؟ خواهید گفت: نه! و من هم مثل شما، متأسفانه معمولا عادت نکرده ایم جز در صفحه حوادث خبرهایی با فعل ماضی بخوانیم و بشنویم. و مطمئن باشید اگر قاتلان و جانیان می توانستند برنامه ها و نقشه هایشان را از قبل اعلام کنند احتمالا در صفحه حوادث هم شاهد خبرهایی مثل این بودیم که: به مناسبت سال نو طی سیزده روز تعطیلات، سیزده پروژه آتش سوزی افتتاح خواهد شد!
عادت به خبر دادن از آینده فراگیر شده چون منافع و مصالح فراوانی دارد. هم به نوعی باعث التیام خاطر و آرامش دل مخاطب است و هم تعهدی ایجاد نمی کند. مثلا اگر خبری دادیم و بعدا آن طور نشد که کسی نمی آید بررسی و پیگیری کند!
مخاطب عادت کرده به فعل هایی مثل "می شود" و "خواهد شد" برای آینده ای که معلوم نیست کی خواهد رسید با چاشنی "إن شاءالله"!
این "ان شالله " نه بر اساس معرفت و اعتقاد و یقین ، بلکه بر اساس نوعی تعارف و لفاظی یعنی معلوم نیست بشود یا نه!
وقتی یک مفهوم متعالی و عمیق اعتقادی که مسؤولیت آفرین و تعهد ساز است ، مثل برخی ارزشهای دیگر به یک شعار و تعارف تبدیل شود و توجیهی برای تنبلی و بی اعتنایی و عدم احساس مسؤولیت و ... باشد می شود مصیبت! و امروز باید اعتراف کنیم که مصیبت " إن شاءالله" همه مان را گرفتار کرده است!
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟