5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی که با ناز، چشم باز می‌کنند تا به زندگی لبخند بزنند و بهار آهسته می‌آید....به خانه ما. برای آمدنش باید مهیا شویم.


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر عفونت تنفسی ناشی از ویروس‌ها بویژه ویروس پارا آنفلوآنزا رخ می‌دهد ...


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...



5 ترفند کاربردی ویندوز

در سیستم عامل ویندوز بیش از هر سیستم عاملی دارای میانبر است و اکثر کاربران از میانبر های آن بی خبر اند. دانستن این موارد می تواند کمک بسیاری ...


مادر خواستار قصاص فرزندش شد

حوادث | چهارشنبه ۰۷ مهر ۹۵ ساعت ۱۳:۴۷ | نسخه چاپي

پسری جوان که مادربزرگ ٨٠ ساله خود را هنگام سرقت طلاهایش به قتل رسانده در حالی با درخواست قصاص اولیای دم در آستانه اعدام قرار گرفته است که یکی از شاکیان او مادر خودش است.

به گزارش اعتماد، ٢٦ شهریور پارسال، پلیس پایتخت از مرگ مشکوک زنی سالخورده در خانه‌اش باخبر شد. با حضور ماموران در محل مشخص شد متوفی ابتدا به وسیله کیسه زباله‌ای که دور گردنش پیچیده‌اند از حال رفته و سپس با ضربه‌های چاقو به قتل رسیده است. همچنین بررسی صحنه جرم نشان می‌داد مقادیری از طلا و جواهرات مقتول نیز به سرقت رفته است. این در حالی بود که آثار چندانی از ورود به زور عامل قتل به خانه در دست نبود. این موضوع فرضیه وقوع «قتل و سرقت» از سوی آشنایان مقتول را تقویت کرد تا کارآگاهان پایگاه دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با تمرکز روی آن، به تحقیق از نزدیکان مقتول بپردازند.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، مردی به کلانتری مراجعه کرد و گفت که از زبان پسری جوان در قهوه‌خانه محله شان شنیده است که سعی دارد مقادیری طلا را آب کند. به این ترتیب، پسر جوان تحت تعقیب نامحسوس قرار گرفت و مشخص شد که او نوه مقتول است و روز حادثه، در نزدیکی خانه مادربزرگش دیده شده است. با به دست آمدن این سرنخ، او دستگیر شد و در همان بازجویی‌های ابتدایی، قتل و سرقت را گردن گرفت و گفت: «مدتی پیش از حادثه با زنی آشنا شده بودم و می‌خواستم با او ازدواج کنم اما پول کافی برای انجام این کار نداشتم. چند باری از مادربزرگم قرض گرفته بودم اما کافی نبود. می‌دانستم او مقادیری طلا و جواهرات در خانه‌اش نگهداری می‌کند. تصمیم گرفتم آنها را بدزدم و بفروشم. روز حادثه، وقتی پدربزرگم مسجد بود به خانه‌اش رفتم. دیدم مادربزرگم (مقتوله) به نماز ایستاده. یک کیسه زباله را برداشتم و شبیه طناب کردم و دور گردنش انداختم. وقتی بر اثر فشار آن، روی زمین افتاد، چاقویی را هم برداشتم و با آن چند ضربه زدم. سپس سراغ طلاها رفتم و آنها را دزدیدم. مدتی بعد، در قهوه‌خانه به یک نفر گفتم که مقادیری طلا به دست آورده‌ام و می‌خواهم آب‌شان کنم که او به من مشکوک شد و پلیس را خبر کرد.»
با ثبت اعتراف متهم، کیفرخواست پرونده با موضوعات اتهامی «سرقت، قتل و جراحات منتهی‌نشده به مرگ» صادر و برای رسیدگی در اختیار شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی مقدم‌زهرا قرار گرفت.
صبح دیروز در جلسه رسیدگی به پرونده در این شعبه، اولیای دم شامل مادر متهم، پنج خاله و دو دایی او که خواهان رسیدگی غیرعلنی به پرونده شده بودند، خواستار قصاص متهم شدند. سپس مرد جوان پشت جایگاه ایستاد و با ابراز پشیمانی از قتل مادربزرگش گفت: «مدت‌ها قبل از حادثه مشروب مصرف کرده بودم. روز حادثه هم مقادیری قرص دیازپام در مشروب ریختم و خوردم. وقتی وارد خانه مادربزرگم شدم و با فشار کیسه زباله به گردنش و وارد کردن ضربه‌های چاقو او را کشتم، حالت عادی نداشتم. از اولیای دم می‌خواهم مرا ببخشند. » با ثبت اعتراف متهم، قضات وارد شور شدند تا رای نهایی را صادر کنند.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: مادر ، قصاص ،

دیدگاه شما چیست؟