زیباترین آبشار در ایسلند

یکی از زیباترین آبشارهای دنیا، اسوارتیفوس (Svartifoss)، در پارک ملی اسکافتافل در جنوب شرقی ایسلند قرار دارد که به آبشار سیاه معروف است.


نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


یکی از بنیانگذاران «کشتی‌ کج» در کابینه ترامپ

ترامپ یکی از بنیانگذاران کشتی‌کج را برای یکی از پست‌ها در کابینه برگزیده است.


یکی از بنیانگذاران «کشتی‌ کج» در کابینه ترامپ

ترامپ یکی از بنیانگذاران کشتی‌کج را برای یکی از پست‌ها در کابینه برگزیده است.


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


سرقت از طلا فروشی ها در لباس پلیس

حوادث | يكشنبه ۰۴ مهر ۹۵ ساعت ۱۵:۳۸ | نسخه چاپي

دو برادر سابقه‌دار که به اتهام قتل دو طلافروش دستگیر شده‌اند در بازجویی‌های پلیسی اعتراف کردند برای اجرای سرقت‌های مرگبارشان خود را مأمور پلیس معرفی می‌کردند.این در حالی است که انها چندی قبل از زندان آزاد شده و سرقت های مرگبار را طراحی و اجرا کردند.
به گزارش ایران، عاملان قتل پسر طلافروش یزدی، قبل از آنکه به سراغ محمدعلی بروند سراغ یک مرد صراف نیز رفته واو را تا یک قدمی مرگ برده بودند.
آرش نجاریان، پسر مرد صراف یزدی که به‌طور معجزه آسایی از مرگ نجات یافته بود در گفت‌و‌گو با خبرنگار ما اظهار داشت: «پدرم ساعت ٤ بعد از ظهر روز چهارشنبه 17 شهریورامسال صرافی را تعطیل کرده و سوار بر خودرواش به سمت خانه حرکت می‌کند،اما در بلوار صفائیه مرد جوانی که لباس پلیس
به تن داشت جلوی پدرم را گرفته و به او می‌گوید: «شما دلار تقلبی دارید و باید همراه ما بیایید.»
پدرم با دیدن لباس پلیس و دستبند و بی‌سیم، به او اعتماد کرده و سوار ماشین می‌شود. همان موقع نیز همدستش با لباس شخصی از پشت درخت‌ها بیرون آمده و پشت فرمان ماشین پدرم نشسته و حرکت می‌کند. آنها به سمت خروجی شهر یزد و به طرف جاده مهریز حرکت کردند. زمانی که پدرم می‌پرسد چرا به خارج از شهر می‌رویم می‌گویند مقر ما آنجاست. در بین راه دو مرد جوان از پدرم در مورد گاوصندوق، کلیدها و سایر موارد می‌پرسند و از آنجا که آنها مأمور به نظر می‌آمدند پدرم اطلاعات را در اختیار‌شان می‌گذارد. ولی همان موقع تغییر مسیر داده و وارد یک فرعی می‌شوند بعد از طی مسافتی خودرو را نگه داشته و پدرم را تهدید می‌کنند اگر می‌خواهی زنده بمانی باید ٥٠ میلیون تومان به ما بدهی. پدر نیز موافقت کرده و از آنها مهلت می‌خواهد اما دو مرد جوان با چاقو به گردن و قفسه سینه‌اش ضرباتی می‌زنند و در حالی که دست‌هایش را قپونی بسته بودند او را در بیابان رها می‌کنند. بعد هم آنها سوار بر خودروی پدرم می‌شوند و با این تصور که او فوت می‌کند پدرم را همان‌جا رها می‌کنند. اما بعد از رفتن آنها، پدرم با گوشی تلفن همراهی که در جیبش بوده والبته تبهکاران تصور می‌کردند داخل ماشین است با من تماس گرفت. حالش خیلی بد بود و نمی‌توانست بخوبی صحبت کند. با این حال از روی جی‌پی‌اس گوشی‌اش محل حضور پدرم را بعد از ١٥ دقیقه پیدا کرده و با اورژانس به کمکش رفتیم. بلافاصله هم با پلیس تماس گرفتم. از آنجا که کلیدها و مدارک پدر به سرقت رفته بود احتمال می‌دادیم که مغازه را سرقت کنند و برای همین پلیس فوراً خود را به آنجا رساند. پدرم بعد از ١٢ روز بستری شدن در بیمارستان بالاخره ترخیص شد. خودروی پدرم نیز چهار روز بعد در خیابانی پیدا شد.
پدرقربانی طلافروشی: قصاص می‌خواهم
براساس گزارش خبرنگار ما، متهمان این حادثه هولناک با تصور اینکه مرد صراف به قتل رسیده است، با‌ وجود ناکامی در سرقت از صرافی، چند روز بعد نقشه سرقت از طلافروشی را می‌کشند. آنها چند روزی با زیر نظر گرفتن طلافروشی، ساعت آمد و رفت مرد طلافروش را به دست آورده و ساعت 2 بعد از ظهر روز حادثه نقشه را اجرا کردند. محمدجواد حق‌شناس، پدر قربانی جنایت به خبرنگار ما گفت: معمولاً محمدعلی ساعت ٢ مغازه را تعطیل می‌کرد و ساعت ٣ بعد از ظهر به خانه می‌آمد، اما وقتی آن‌ روز نیامد بشدت نگران شدم. با تلفن همراهش تماس گرفتم بار اول روشن بود اما بعد خاموش شد. از محمدعلی خبری نبود تا اینکه ساعت ٥ بعد از ظهر به مغازه رفتیم. دزدگیر را که زدم متوجه سرقت طلاها شدم. گفتم محمدعلی را کشته‌اند و پشت پیشخوان انداخته‌اند. اما خبری از او نبود.همان موقع سراغ ماشین پرایدش که در پارکینگ پارک می‌کرد رفتم آنجا هم خبری نبود. کل پارکینگ را گشتیم دوربین‌ها نشان می‌دادند که محمدعلی وارد شده اما خروج او ثبت نشده بود. بعد از ساعتی تلاش او را زیر کیسه‌های سیمان پیدا کردیم. پسرم ورزشکار بود و مطمئن بودم که غافلگیر شده است. حالا که جنایتکاران دستگیر شده‌اند اعتراف کرده‌اند که به عنوان پلیس با او مواجه شده و تحت این عنوان که طلای تقلبی دارد او را سوار ماشین می‌کنند. بعد یکی از آنها دور گردن پسرم از پشت سر طناب می‌اندازد و شخص دیگر با کیسه نایلونی او را خفه می‌کند. بعد از رها کردن جسد گوشه پارکینک، کلیدها را برداشته و مغازه را سرقت می‌کنند. من قصاص عامل این جنایت را می‌خواهم تا افراد دیگر به چنین سرنوشتی گرفتار نشوند.
جزئیات قتل طلافروش همدانی
فرمانده نیروی انتظامی استان همدان نیز با اشاره به جزئیات قتل طلافروش ملایری اظهار داشت: روز سوم مرداد 95 ساعت دو بعدازظهر محمدتقی مرادی در کیلومتر 15 جاده ملایر به همدان با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید.
پس از اطلاع از قتل این طلافروش کارهای تحقیقاتی پلیس آغاز و پس از 24 ساعت جسد مقتول کشف شد. پس ‌از آن تحقیقات ویژه جنایی آغاز شد.
سردار محمد مهدیان نسب، گفت: پس از شناسایی چهره جنایتکاران، تصویر آنها در بازار ملایر نصب و به آگاهی سراسر کشور ارسال شد.
این درحالی بود که بررسی‌ها نشان می‌داد قاتلان طلافروش ملایری پس‌ از این قتل از استان همدان خارج‌شده و در استان‌های شرقی حضور یافتند و در یزد نیز قتلی مشابه طلافروش ملایری انجام دادند.
مهدیان نسب با اشاره به انجام سه فقره سرقت توسط قاتلان در استان‌های شرقی بیان کرد: جنایتکاران دو برادر از اهالی بومی استان بوده که دارای سابقه کیفری و آدم‌ربایی بوده‌اند.
وی با اشاره به جزئیات دستگیری عاملان قتل طلافروش ملایری و یزدی بیان کرد: روزجمعه و پس از شناسایی مخفیگاه جنایتکاران، در یک عملیات در ساعت10/ 14دقیقه ظهرآنها در شهر همدان دستگیر شدند.
فرمانده نیروی انتظامی استان همدان گفت: درعملیات دستگیری این دو قاتل از 48 ساعت قبل کارهای شناسایی با همکاری دستگاه‌های امنیتی انجام‌شده و 13 اکیپ با شلیک هفت گلوله این دو مجرم رادستگیر کردند.
در نخستین ساعات دستگیری دو برادر به قتل مرحوم تقی مرادی و طلافروش یزدی اعتراف کرده و مقدار چهار کیلو و 100 گرم طلا از آنها کشف شد.مهدیان نسب گفت: طلای سرقت شده از ملایر 300 گرم طلا که شامل 9 سرویس به ارزش 200 میلیون ریال بوده که 100 گرم آن را در یزد به فروش رسانده بودند.وی گفت: قاتلان خود را به‌عنوان مأمور آگاهی معرفی کرده و مرادی را سوار بر ماشین ربوده بودند.فرمانده نیروی انتظامی استان همدان گفت: مردم باید در مقابل کسانی که خود را مأمور معرفی کرده هشیار بوده چراکه هر مأمور دو کارت شناسایی به همراه داشته و بدون حکم قضایی نمی‌توان فردی را بازداشت کرد.
وی گفت: رسیدگی به پرونده این جنایتکاران در دادستانی همدان آغازشده و دادستان ملایر نیز با حضور در آگاهی به آنها تفهیم اتهام کرده و بازسازی صحنه نیز انجام‌شده و با دستور قضایی دادستان ملایر، قاتلان به یزد انتقال یافته‌اند تا درباره جنایت‌های صورت گرفته در این شهر نیز بازجویی شوند.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: