دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...



خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری ...


طرح تبدیل بنیاد شهید به وزارتخانه‌ایثارگران در حال تدوین است

عضو فراکسیون ایثارگران مجلس با بیان خبر تدوین طرح تبدیل بنیاد شهید به وزارتخانه ایثارگران، گفت: این وزارتخانه رفع مشکلات را محقق می‌سازد.


خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری ...


نردبان پوپوليست ها نشويم

جامعه | يكشنبه ۰۴ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۸ | نسخه چاپي

بودجه آموزش و پرورش و معیشت معلمان و شرایط سخت افزاری و نرم افزاری مدارس کشور همواره موضوعی داغ و مناقشه انگیز برای معلمان و کارشناسان و تحلیلگران این حوزه بوده و راهکارهای متعدد و متفاوتی هم برای آن ارائه شده است.
در این میان ، اعتراض به کمبود بودجه و پایین بودنِ دستمزدها راهکاری متعارف و شناخته شده است که معلمان و دیگر اصناف در اکثر کشورهای جهان، در قالب سندیکاها و تشکل های صنفی انجام می دهند و با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی حاکم بر آن کشورها ، نتایج کم و بیش متفاوتی هم به بار می آورد. اما سوال این است که آیا این گونه اعتراضات در ایران نتایج ملموس و قابل توجهی را در پی داشته و خواهد داشت  و در انجام چنین تحرکاتی چه ظرایف و حساسیت هایی را باید لحاظ نمود ؟
نکته مهمی که در ارتباط با ایران خودنمایی می کند این است که به خاطر مشکلات اقتصادی و مسائلی چون جنگ و تحریم و … بودجه آموزش و پرورش در مقایسه با کشورهای توسعه یافته و حتی کشورهای هم طراز ، سهم کمتری از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است و در مقابل ، ما با مشکلات و چالشهای عمده ای هم چون جمعیت بالای حقوق بگیر مواجه هستیم که بیش از ۹۵ درصد بودجه آموزش و پرورش را می بلعد.
از طرفی با توجه به وجود تورم بالایی که اقتصاد کشور در سالهای متمادی به آن مبتلا بوده است، دستمزد واقعی افراد از مبالغ پرداختی هم پایینتر بوده است . نتیجه این می شود که برای ایجاد تحرکی واقعی در زندگی کارمندان در شرایط تورمی ، نیاز به افزایش بیش از ۱۰۰ و حتی ۲۰۰ درصدی حقوق معلمان داریم که آن هم با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و جمعیت یک میلیونی فرهنگیان امری غیر ممکن به نظر می رسد.
بر همین اساس بهترین راهی که معلمان برای برخورداری از شرایط اقتصادی نسبتا مطلوب در پیش رو دارند ، پیوستن به اقشار و گروههای اجتماعی توسعه گرا و تلاش برای روی کار آمدن دولتهای معقولی است که به جای ماجراجویی و ایجاد مشکلات اقتصادی ، به دنبال تعاملات سیاسی و دیپلماتیک و در نتیجه باز کردن راه سرمایه گذاری و ایجاد رونق اقتصادی در کشور هستند.
در نتیجه چنین فرایندی است که تورم کاهش یافته و حتی اگر حقوق معلمان افزایش چشمگیری نداشته باشد ، حداقل مقداری از سختی زندگی و تنگناهای معیشتی آنان به خاطر مهار تورم کاسته می شود. از طرفی رشد اقتصادی که نتیجه روی کار آمدن چنین دولتهایی است ، به باز شدن دست دولت برای افزایش حقوق ها هم کمک می کند.
دولت های ماجراجو و پوپولیست معمولا با برنامه ها و اقدامات خود پا بر روی شریانهای حیاتی مردم و علی الخصوص طبقات حقوق بگیر گذاشته و حتی اگر به طمع ایجاد پایگاه اجتماعی و ایجاد سازمان رای ، نسبت به افزایش حقوق ها اقدام نمایند، همین افزایش هم در برابر موجهای تورمی که در ذات سیاستهای این گونه دولتهاست ، بی اثر می شود و نتیجه ملموسی در زندگی کارمندان ایجاد نمی کند.
از طرفی تشکلهای صنفی فرهنگی در ایران به خاطر سیاستهای انبساطی دولتهای اصلاح طلب در عرصه سیاسی ، معمولا اعتراضات و تجمعات و فشارهای صنفی و اجتماعی خود را بر اینگونه دولتها تحمیل می کنند و در چنین شرایطی است که رقبای سیاسی اصولگرا ثمره و دستاوردهای سیاسی خوبی برداشت می کنند.
در چنین شرایطی باید گفت، اگر چه اعتراض صنفی حق هر فرد و تشکل در یک نظام سیاسی متمدن و مردمسالار است اما فعالان تشکلها نمی توانند برای همیشه چشم بر حقیقت ببندند و از کنار چنین سوالاتی عبور کنند و یا با عباراتی چون «اعتراضات ما صنفی است و ما کاری به اختلافات و دعواهای جناحها نداریم»، از زیر بار مسئولیت اجتماعی و سیاسی خود شانه خالی کنند.
به عنوان مثال ما در بحث درآمدهای دولتها با یک واقعیت عریان روبرو هستیم؛ درآمد نفتی کشور در دوره احمدی نژاد از مجموع درآمدهای نفتی ما در همه دورانها بیشتر بوده و در عین حال تغییر چندانی در وضعیت معیشتی معلمهان به وجود نیامد.علاوه بر این به خاطر رکود وحشتناک اقتصادی و تورم لجام گسیخته بر سختی ها و مشکلات اقتصادی اقشار حقوق بگیر اضافه شد. در این سالها به خاطر وجود فضای بسته سیاسی اعتراضات و تجمعات چندانی هم مشاهده نشد و و یا در صورت بروز ، با احکام تعلیق و حبس برای فعالان صنفی روبرو شد.این در حالی است که دولت محمود احمدی‌نژاد در سال‌های ۸۴ تا ۹۱، ۸۶۴ میلیارد دلار درآمد داشته که از محل مالیات، اوراق مشارکت و صادرات نفت بوده است .
طبق آمارها و گزارشهای کاملا موثق ، دولت دهم از محل صادرات نفتی بالا‌ترین درآمد را در مقایسه با همه دولت‌های قبلی در جمهوری اسلامی داشته است  و مجموع درآمد‌های نفتی دولت‌های محمود احمدی‌نژاد در سال‌های ۸۴ تا ۹۱ به رقمی معادل ۵۷۸ میلیارد دلار بالغ می‌شود که از سر جمع درآمدهای نفتی کشور طی سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۳ رقمی معادل ۱۴۵ میلیارد دلار بیشتر است.
در چنین شرایطی است که فعالان صنفی هم از نظر اخلاقی و هم به لحاظ استراتژیک باید چنین شرایطی را تشریح و تبیین کنند و به طور ناخودآگاه و به خاطر هیجانی که ممکن است در اثرحمایت های مجازی معلمان آنان را احاطه کند، در دام برنامه های مخالفان دولت و مدیرانی که در سالهای وفور نعمت قدمی برای معلمان برنداشتند ، نیفتند.
بدیهی است که اعتراض صنفی حق معلمان و تشکلهای فرهنگیان است و مطالبه محوری موتور محرک هر جامعه و اهرم نظارت بر مدیران و سیاست سازان است ، اما در فضایی که معیشت فرهنگیان و کارمندان با ماهیت دولتها و نوع نگاه آنان به اقتصاد و سیاست گره خورده است ، باید مراقب بود تا نردبان گروههای سیاسی که خود مسببِ خالی شدن سفره های مردم هستند ، نشویم .
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: