مهندسی معکوس برای تعیین قهرمان؛ پرسپولیس تراکتور را تقویت می‌کند!

شاید اتفاقاتی در پنجره نقل و انتقالات زمستانی شکل بگیرد که صد درصد به سود تیم تراکتورسازی باشد؛ تیمی که عزمش برای قهرمانی در این فصل جزم است.


مهندسی معکوس برای تعیین قهرمان؛ پرسپولیس تراکتور را تقویت می‌کند!

شاید اتفاقاتی در پنجره نقل و انتقالات زمستانی شکل بگیرد که صد درصد به سود تیم تراکتورسازی باشد؛ تیمی که عزمش برای قهرمانی در این فصل جزم است.


نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


نابود شدن 120 بی ام وی صفر کیلومتر در تصادف قطار+تصاویر

بیشترین آسیب در این تصادف به مدل های X3، X4، X5 و X6 وارد شده است.


عرضه شاسی بلند جدید رنو در ایران+تصاویر

سعی می کنیم قیمت این خودرو بالای 200 میلیون تومان نباشد و حتی پایین تر از این مبلغ عرضه شود.


واشنگتن نگران افزایش قدرت پکن است

واشنگتن نگران افزایش قدرت پکن است

جهان | جمعه ۰۲ مهر ۹۵ ساعت ۲۳:۵ | نسخه چاپي

بهرامی مقدم معتقد است: چین به دلایل ژئوپولیتیک به کره شمالی بعنوان حوزه نفوذ می نگرد و ظاهرا آمریکاییها نیز با وجود برخی نگرانیها پذیرفته اند که به نفوذ مسلط چین در کره شمالی احترام بگذارند.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل ـ حنیف غفاری: چین یکی از قدرتهای جهانی محسوب می شود که طی سالهای اخیر هژمونی ایالات متحده آمریکا را در حوزه های مختلف به چالش کشیده است. متعاقب این مسئله، ایجاد و استمرار روابط راهبردی میان جمهوری اسلامی ایران و چین از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این خصوص گفت و گویی با دکتر سجاد بهرامی مقدم کارشناس امور آسیا پاسفیک صورت داده ایم که از نظرتان می گذرد:
نقش راهبردی چین را در معادلات نظام بین الملل، خصوصا در شرایط فعلی چگونه ارزیابی و تحلیل می کنید؟   
دنگ شیائوپینگ که در ۱۹۷۸ به رهبری چین رسید بر این باور بود که چین می بایست نقشی بی رنگ در امور بین المللی داشته باشد، این باور بر این منطق راهبردی مبتنی بود که بطور طبیعی رشد چین سبب افزایش ترس و در نتیجه مقابله جویی همسایگان می شود که متعاقبا محدودیت های بیرونی را برای افزایش قدرت چین افزایش می دهد و برای غلبه بر چنین محدودیت هایی بود که در ادامه آن، پکن مفهوم توسعه مسالمت آمیز را مطرح کرد.
اقتصاد چین از ۱۹۷۸، که پکن بر ارتقاء سطح استانداردهای زندگی مردم متمرکز شده است تا سال ۲۰۱۵، با میانگین نرخ حدود ۱۰ درصد رشد یافته است،  به طوری که سهم چین از مجموع تولید ناخالص داخلی سالیانه جهان از کمتر از دو درصد در سال ۱۹۹۰ به حدود پانزده درصد در سال ۲۰۱۵ رسیده است.
چنین ثروت اقتصادی به طور فزاینده ای منابع و اهرم های چین را برای پیش برد نوسازی نظامی و نفوذ خارجی افزایش داده است و این دولت در عرصه بین المللی به بزرگترین شریک تجاری برای ۱۲۵ دولت از جمله متحدین کلیدی ایالات متحده در آسیا پاسیفیک یعنی ژاپن و کره جنوبی تبدیل شده است.
در مجموع رشد چشمگیر اقتصادی و نوسازی تدریجی نظامی سبب ارتقاء جایگاه بین المللی چین شده است و با افزایش بیشتر قدرت ملی، پکن رفته رفته از موضعی قوی تر وارد معادلات و موضوعات بین المللی شده و انتظار می رود که بیش از این نقش چین در موضوعات برجسته بین المللی پررنگ تر شود.
نگاه کلی ایالات متحده آمریکا (اعم از دموکراتها و جمهوریخواهان) نسبت به چین تهدید محور است. دلیل حاکمیت این نگاه نسبت به پکن در میان مقامات آمریکایی چیست؟
در سیاست بین المللی دولت ها با عدم قطعیت درباره رفتارها و سیاست های یکدیگر مواجه هستند. اغلب مصادیق تاریخی نشان می دهد که نرخ رشد بالای اقتصادی در بلند مدت محرک حیاتی ظهور هژمون های جدید بوده است و ظهور هژمون های جدید با گسترش منافع و نفوذ منطقه ای و بین المللی آنها همراه بوده است.
بنظر می رسد ایالات متحده نگران تفوق و سلطه منطقه ای خود در آسیا پاسیفیک است که بطور فزاینده ای در پی رشد چین به چالش کشیده می شود. آنها نگران تضعیف موضع ایالات متحده در آسیا پاسیفیک و فرسایش مولفه های نظم منطقه ای تحت محوریت خود در نتیجه افزایش قدرت چین هستند، در دنیایی نامطئن آنها نگران هستند که چین قدرت فزاینده اش را چگونه در خصوص همسایگان و متحدین آمریکا بکار خواهد گرفت. بر همین اساس است که ایالات متحده راهبرد بازموازنه را در مقابله با چین اتخاذ کرده است.
رویکرد چین در منازعات مربوط به کره شمالی خصوصا مسئله هسته ای پیونگ یانگ را چگونه ارزیابی می کنید؟
بطور تاریخی چین نسبت به نفوذ قدرت های بزرگ در شبه جزیره کره با حساسیت نگریسته است. تا پیش از قرن نوزدهم، این حساسیت به لحاظ نقش ژئوپولیتیکی بود که به امپراتوری ژاپن امکان می داد که از طریق آن اقتدار چین را در سرزمین اصلی به چالش بکشد و در نهایت نیز شبه جزیره کره نقش مهمی در تسهیل اشغال منچوری توسط ژاپن ایفا کرد.
بر این اساس بنا به دلایل ژئوپولیتیکی چین به کره شمالی به عنوان یک حائل و یک حوزه نفوذ می نگرد و به نظر می رسد که آمریکایی ها نیز پذیرفته اند که به نفوذ مسلط چین در کره شمالی احترام بگذارند و پیونگ یانگ نیز توانسته است در سایه حمایت های سیاسی پکن برنامه هسته ای خود را پیش ببرد.
از طرفی سیاست های پکن در خصوص مسئله هسته ای پیونگ یانگ قویا متاثر از معادلات قدرت و نفوذ در شبه جزیره است و همچنان که  سعی می کند که نفوذش را برای ممانعت از اوج گیری تنش ها بر سر مسئله هسته ای پیونگ یانگ بکار گیرد، از  حمایت هایش از پیونگ یانگ برای فشار بر ایالات متحده، کره جنوبی و ژاپن استفاده می کند.
آیا دستگاه دیپلماسی ما توانسته است گامهای موثری در ایجاد مناسبات راهبردی و عمیق با پکن بردارد؟ کاستی ها و قوتهای دستگاه دیپلماسی کشورمان را در این خصوص چگونه ارزیابی می کنید؟
در متن تحولی که با روی کار آمدن دنگ شیائوپینگ در سیاست خارجی چین روی داد، پکن از ۱۹۷۸، بنابه ضرورت هایی که برای رشد خود تصور نموده است، تمایل نیرومندی برای ایجاد ائتلافی راهبردی با کشورمان نداشته است. با این وجود ایران توانسته از ظرفیت های چین در زمینه های سیاسی و اقتصادی برای پیچیده تر کردن محاسبات دشمنان و رقبای منطقه ای و بین المللی بویژه در برهه هایی که با جنگ تحمیلی و نیز مسئله هسته ای مواجه شده بود استفاده کند.
البته به نظر می رسد که از سال ۲۰۰۹، پکن در مناقشات دریایی در دریای شرقی و دریای جنوبی مواضع سرسختانه تری را علیه همسایگان و ایالات متحده اتخاذ کرده است که افزایش چنین تنش هایی و از طرفی افزایش بیشتر قدرت ملی چین این دولت را بیش از گذشته به همکاری های سیاسی و راهبردی با ایران راغب نماید و فرصت های بیشتری برای بهره گیری دستگاه دیپلماسی کشورمان از ظرفیت های چین فراهم شود.
تحلیل شما از چشم انداز رابطه ایران و چین چگونه است؟ در این خصوص دستگاه دیپلماسی ما باید چه گامهایی را بردارد؟
شاید بتوان این گونه ارزیابی کرد که بازار، سرمایه و فناوری ایالات متحده در اقتصاد سیاسی بین المللی پس از جنگ جهانی دوم نقش مهمی در رشد اقتصادی متحدین و شرکای امنیتی آمریکا در آسیا پاسیفیک داشته است.
در واقع محیط بین المللی یک عرصه سیاسی است و ایالات متحده بنا به دلایل و انگیزه های سیاسی امکانات اقتصادی خود را در جهت تسهیل رشد اقتصادی شرکای امنیتی خود به کار گرفته و پیوسته سعی کرده است که رقبای امنیتی را در مناطق مختلف با محدودیت هایی مواجه نماید و موانع را برای رشد و بالندگی آنها افزایش دهد.
در این راستا ایالات متحده علاوه بر متحدین خود با اعمال فشارهای مختلف و نیز ارائه مشوق هایی به چین سعی کرده است که مانع از آن شود که کشورمان از ظرفیت های اقتصادی چین برای رشد اقتصادی خود استفاده نماید.
گرچه در درجه اول نگاه ما به رشد درون زای کشور است اما چنین نگاهی به معنای عدم اغتنام فرصت های محیط بین المللی نیست و در این راستا چین بازاری برای صادرات و نیز منبعی برای جذب سرمایه خارجی محسوب می شود که دستگاه دیپلماسی کشورمان با بکارگیری سرمایه بیشتر متخصص انسانی بیش از این بر اغتنام فرصت های سیاسی و اقتصادی ناشی از رشد چین در جهت منافع ملی متمرکز شود.
مناسبات ایران و چین در دوران پسابرجام چگونه باید ترسیم شود؟ چین می تواند چه اقدامات موثری را در مسیر صیانت از برجام و مهار کارشکنی های آمریکا صورت دهد؟
واقعیت این است که در عرصه بین المللی بی اعتمادی دولت ها نسبت به یکدیگر بدیهی است و  قدرت و نفع مشترک است که ضامن قراردادها است. لذا کشورمان می بایست بیش از این بر اغتنام فرصت های اقتصادی شامل جذب سرمایه ها و دسترسی بیشتر به بازارهای چین برای صادرات متمرکز شود و با گسترش محاسبه شده همکاری های اقتصادی و سیاسی بیش از این اهرم عمل های خود را برای تاثیرگذاری بر محاسبات ایالات متحده تقویت کند.
در پایان از آنجا که مخارج دفاعی هر کشوری درصدی از تولید ناخالص داخلی آن کشور است.   برای کشورمان یک ضرورت امنیتی است که در جهت افزایش قدرت ملی و ضریب تاثیرگذاری بر محیط بین المللی نرخ رشد اقتصادی نسبتا بالایی در طول دهه های پیش رو داشته باشد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: