جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


ترزا می: انفجار «منچستر ارنا» یک حمله تروریستی هولناک است

نخست وزیر انگلیس و رهبران دیگر احزاب سیاسی این کشور با تروریستی عنوان کردن انفجار شهر منچستر، فعالیت ستاد های انتخاباتی خود را به حال تعلیق درآوردند.


قصور پزشکی در فوت «الینا فروتن» تایید شد

رئیس کل دادگستری گلستان گفت: هیئت تجدید نظر انتظامی نظام پزشکی گلستان قصور پزشکی در فوت الینا فروتن را تایید کرد.


زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

حوادث | پنجشنبه ۰۱ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

از روز اول با این زن مشکل داشتم. دنبال مسخره‌بازی است. هیچ فکر و برنامه‌ای برای آینده ندارد. در دوران نامزدی گیر داده بود که باید جلوی سرم، مو بکارم. بعد هم به دماغم گیر داد.

دست آخر هم گونه‌ها و پیشانی‌ام را هدف قرار داده و می‌گوید باید به سروصورت خوت دستی بکشی.
خسته و کلافه‌ام کرده است. من اخلاق و رفتار دخترخاله‌ام را خوب می‌شناختم. فقط به‌خاطر احترام پدرومادرم حاضر شدم با او ازدواج کنم؛ البته خانواده من برای ثروت شوهرخاله‌ام نقشه می‌کشیدند.
سه سال در شهر خودمان زندگی کردیم. از دست کارهای این زن و دو خواهرش به ستوه آمده بودم. او را نمی‌توانستم از فکر آرایش و زیبایی دربیاورم. بعد از انجام عمل بینی، تقاضای انتقال دادم و به مشهد آمدیم. فکر می‌کردم به‌ دور از خانواده که باشیم، ‌کمی به فکر زندگی‌مان خواهد افتاد؛ اما او مدام با خواهرانش در تماس است و دست از مسخره‌ بازی برنمی‌دارد.
آن‌قدر خودش را تغییر قیافه داده که وقتی کنارش هستم، حس بدی نسبت به زیبایی مصنوعی‌اش پیدا می‌کنم. من خاطر‌خواه همان قیافه اصلی‌اش هستم. افسوس که او حرفم را نمی‌فهمد. از دو ماه پیش قهر کرده و به خانه پدرش رفته است. خاله‌ام زنگ زده و می‌گوید: یادت باشد یک‌ لا‌قبا بودی و ما تو را آدم کردیم. از شنیدن این حرف‌ها و زندگی سرد و مصنوعی‌ام خسته‌ام. آمده‌ام مشاوره بگیرم. ازدواج ما از روز اول اشتباه بود. خاله‌ام راست می‌گوید من کجا و دختر بی‌فکرش کجا. او یک آدم بی‌قید‌وبند مثل خودش می‌خواهد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟