مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که ...


سؤال بزرگی که مهران مدیری مسکوت می‌گذارد

مهران مدیری جمعه شب نیز بخش قابل توجهی از برنامه «دورهمی» را به توجیه و توضیح درباره مواضع سیاسی‌اش در زمان انتخابات اختصاص داد.


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


فرمانده کل ارتش: رژیم صهیونیستی روزهای باقیمانده عمرش را حساب کند/ دست از پا خطا کند حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد

فرمانده کل ارتش گفت: اینکه ما می گوییم رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، معنی‌اش این نیست که حتما ۲۵ سال کامل عمر می کند.


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

حوادث | پنجشنبه ۰۱ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

از روز اول با این زن مشکل داشتم. دنبال مسخره‌بازی است. هیچ فکر و برنامه‌ای برای آینده ندارد. در دوران نامزدی گیر داده بود که باید جلوی سرم، مو بکارم. بعد هم به دماغم گیر داد.

دست آخر هم گونه‌ها و پیشانی‌ام را هدف قرار داده و می‌گوید باید به سروصورت خوت دستی بکشی.
خسته و کلافه‌ام کرده است. من اخلاق و رفتار دخترخاله‌ام را خوب می‌شناختم. فقط به‌خاطر احترام پدرومادرم حاضر شدم با او ازدواج کنم؛ البته خانواده من برای ثروت شوهرخاله‌ام نقشه می‌کشیدند.
سه سال در شهر خودمان زندگی کردیم. از دست کارهای این زن و دو خواهرش به ستوه آمده بودم. او را نمی‌توانستم از فکر آرایش و زیبایی دربیاورم. بعد از انجام عمل بینی، تقاضای انتقال دادم و به مشهد آمدیم. فکر می‌کردم به‌ دور از خانواده که باشیم، ‌کمی به فکر زندگی‌مان خواهد افتاد؛ اما او مدام با خواهرانش در تماس است و دست از مسخره‌ بازی برنمی‌دارد.
آن‌قدر خودش را تغییر قیافه داده که وقتی کنارش هستم، حس بدی نسبت به زیبایی مصنوعی‌اش پیدا می‌کنم. من خاطر‌خواه همان قیافه اصلی‌اش هستم. افسوس که او حرفم را نمی‌فهمد. از دو ماه پیش قهر کرده و به خانه پدرش رفته است. خاله‌ام زنگ زده و می‌گوید: یادت باشد یک‌ لا‌قبا بودی و ما تو را آدم کردیم. از شنیدن این حرف‌ها و زندگی سرد و مصنوعی‌ام خسته‌ام. آمده‌ام مشاوره بگیرم. ازدواج ما از روز اول اشتباه بود. خاله‌ام راست می‌گوید من کجا و دختر بی‌فکرش کجا. او یک آدم بی‌قید‌وبند مثل خودش می‌خواهد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟