زاینده‌رود جمعه در اصفهان جاری می‌شود

معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با اشاره به تصمیم کمیته ۵ نفره برای بازگشایی زاینده رود گفت: پیش بینی می‌شود تا اواخر روز ...


چرا خرید ایرباس اتفاق مهمی است؟ / 80 درصد ناوگان هواپیمایی روسیه، ایرباس و بوئینگ است

مروری بر صنعت هوایی کشورهایی که به رغم داشتن خط تولید هواپیما، از ایرباس و بوئینگ استفاده می کنند.


جدول گروه بندی فیلم های جشنواره برای سینماهای مردمی

جدول گروه بندی فیلم های سینمایی حاضر در دو بخش سودای سیمرغ و چشم انداز سینمای ایران برای سینماهای مردمی مشخص و منتشر شد. با اعلام نحوه خرید اینترنتی بلیت‌های جشنواره فیلم فجر، فیلم‌های بخش سودای سیمرغ و چشم‌انداز سینمای ایران در قالب 4 گروه تقسیم‌بندی شده است.


سقوط مرد جوان در کانال فونداسیون ساختمان (+عکس)

یک مرد جوان به کانال فونداسیون ساختمانی سقوط کرد و دچار شکستگی شدیدی شد.


زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

زنم گیرداده تا مو بکارم و دماغم رو هم جراحی کنم / از زیبایی مصنوعی دختر خاله ام خسته شده ام

حوادث | پنجشنبه ۰۱ مهر ۹۵ ساعت ۱۲:۴۱ | نسخه چاپي

از روز اول با این زن مشکل داشتم. دنبال مسخره‌بازی است. هیچ فکر و برنامه‌ای برای آینده ندارد. در دوران نامزدی گیر داده بود که باید جلوی سرم، مو بکارم. بعد هم به دماغم گیر داد.

دست آخر هم گونه‌ها و پیشانی‌ام را هدف قرار داده و می‌گوید باید به سروصورت خوت دستی بکشی.
خسته و کلافه‌ام کرده است. من اخلاق و رفتار دخترخاله‌ام را خوب می‌شناختم. فقط به‌خاطر احترام پدرومادرم حاضر شدم با او ازدواج کنم؛ البته خانواده من برای ثروت شوهرخاله‌ام نقشه می‌کشیدند.
سه سال در شهر خودمان زندگی کردیم. از دست کارهای این زن و دو خواهرش به ستوه آمده بودم. او را نمی‌توانستم از فکر آرایش و زیبایی دربیاورم. بعد از انجام عمل بینی، تقاضای انتقال دادم و به مشهد آمدیم. فکر می‌کردم به‌ دور از خانواده که باشیم، ‌کمی به فکر زندگی‌مان خواهد افتاد؛ اما او مدام با خواهرانش در تماس است و دست از مسخره‌ بازی برنمی‌دارد.
آن‌قدر خودش را تغییر قیافه داده که وقتی کنارش هستم، حس بدی نسبت به زیبایی مصنوعی‌اش پیدا می‌کنم. من خاطر‌خواه همان قیافه اصلی‌اش هستم. افسوس که او حرفم را نمی‌فهمد. از دو ماه پیش قهر کرده و به خانه پدرش رفته است. خاله‌ام زنگ زده و می‌گوید: یادت باشد یک‌ لا‌قبا بودی و ما تو را آدم کردیم. از شنیدن این حرف‌ها و زندگی سرد و مصنوعی‌ام خسته‌ام. آمده‌ام مشاوره بگیرم. ازدواج ما از روز اول اشتباه بود. خاله‌ام راست می‌گوید من کجا و دختر بی‌فکرش کجا. او یک آدم بی‌قید‌وبند مثل خودش می‌خواهد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟