برترین سگ‌های ارتش جهان

در حاشیه برگزاری بازی‌های بین المللی ارتش 2016 (2016 Army Games) در روسیه سگ‌های برتر نیروهای مسلح کشورهای مختلف نیز با یکدیگر به رقابت پرداختند. بازی‌های ...


مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که ...


بهترین تا بدترین لپ‌تاپ‌های گیم در بازار جهانی را بشناسید

9 سازنده لپ‌تاپ گیم از بهترین تا بدترین رده بندی شدند.


فرمانده کل ارتش: رژیم صهیونیستی روزهای باقیمانده عمرش را حساب کند/ دست از پا خطا کند حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد

فرمانده کل ارتش گفت: اینکه ما می گوییم رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، معنی‌اش این نیست که حتما ۲۵ سال کامل عمر می کند.


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


موتورم به من دستور سرقت داد

حوادث | چهارشنبه ۳۱ شهريور ۹۵ ساعت ۱۲:۱۶ | نسخه چاپي

دزد سابقه دار که با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده بود، یک هفته بعد از آزادی، سرقت‌هایش را ازسرگرفت. متهم «شیشه»ای پس از دستگیری مدعی شد به دستور موتورسیکلتش دست به سرقت می‌زند.
اوایل هفته گذشته، چند نفر از اهالی محله‌ای در شمال تهران با مشاهده صحنه درگیری یک مرد ورزشکار با راکبین موتورسیکلت بلافاصله به کمک مرد ورزشکار رفته و همزمان موضوع را به پلیس گزارش کردند.

دقایقی بعد نیز راکبین موتورسیکلت که قصد سرقت گوشی تلفن همراه مرد ورزشکار را داشتند بازداشت شدند. سپس دو متهم میانسال برای تحقیقات بیشتر به دادسرای ویژه سرقت منتقل شدند.

یکی از متهمان که نقش سردسته این باند دو نفره را بازی می‌کرد، در تحقیقات به قاضی «سید امین میروکیلی»، دادیار شعبه چهارم گفت: چند ماه پیش به خاطر کیف قاپی و گوشی قاپی بازداشت شدم. بعد از چند ماه حبس موفق شدم با گذاشتن سند یک هفته مرخصی بگیرم تا شاید بتوانم ازشاکی‌ها رضایت بگیرم. اما خیلی زود وسوسه سرقت به جانم افتاد. راستش را بخواهید سرقت دست خودم نیست، من هر وقت سوار موتورسیکلت می‌شوم انگار موتور به من می‌گوید که باید سرقت کنی.

به همین خاطربلافاصله پس از آزادی موتورسیکلتی تهیه کردم تا با آن در پیک موتوری به‌صورت موقت کار کنم که حداقل هزینه مواد مخدرم را تهیه کنم. اما همین که سوار موتور شدم همان حس قدیمی به سراغم آمد.
شاید باورتان نشود اما موتور مرا از خود بی‌خود می‌کند و به من دستور می‌دهد که چه کاری انجام دهم. باورش کمی سخت است اما انگار یک روح همراه من سوار موتور می‌شود و صدایش را می‌شنوم که می‌گوید سرقت کن. آن  روز هم موتور به من می‌گفت که باید تلفن همراه‌ها را سرقت کنی و از این زندگی لعنتی خودت را نجات دهی. این طور شد که من دوباره سرقت‌هایم را از سر گرفتم و روز حادثه به همراه همدستم سوار موتور بودیم که دوباره آن صدا را شنیدم.
زمزمه‌های وسوسه‌کننده‌ای که مرا مجبوربه سرقت کرد. زمانی که که صدا به سراغم آمد موضوع را به دوستم گفتم و تصمیم گرفتیم سرقت کنیم. با دیدن گوشی گران قیمت در دست مرد جوانی، موتور به من دستور داد تا گوشی را سرقت کنیم. اما از بخت بد ما، کسی که می‌خواستیم از او سرقت کنیم مرد ورزشکاری بود که ما را با کمک مردم به دام انداخت.به‌دنبال اعتراف‌های مرد میانسال، همدست او نیز به گوشی قاپی و کیف قاپی برای تأمین هزینه مواد مخدر اعتراف کرد.

بدین ترتیب دادیار پرونده دستور شناسایی مالباختگان دو مرد شیشه‌ای و تحقیق از آنها را صادر کرد.

منبع: روزنامه ایران

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟