5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی که با ناز، چشم باز می‌کنند تا به زندگی لبخند بزنند و بهار آهسته می‌آید....به خانه ما. برای آمدنش باید مهیا شویم.


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات ...



واکنش خشن رئیس فوتبال / خبرنگار: چرا کی‌روش ایران نیست؟ تاج: به تو چه!

مهدی تاج از این گفت که اسامی خوبی به تیم‌ملی دعوت شده‌اند.


سوتی‌ مداح معروف از زبان خودش

| سه شنبه ۳۰ شهريور ۹۵ ساعت ۲۰:۲۶ | نسخه چاپي

سیدمجید بنی‌فاطمه، مداحی که با نوحه‌ «عمو عباس»به شهرت رسید، در برنامه «خندوانه» از خاطرات و سوتی‌های خود گفت.
برنامه «خندوانه» که شبانگاه دوشنبه 29 شهریور به مناسبت عید غدیر در قالب یک ویژه برنامه روی آنتن شبکه نسیم رفت، میزبان سیدمجید بنی‌فاطمه، مداح معروف تهران و حجت اشرف‌زاده بود.
این برنامه با تبریک عید و شعر‌خوانی جناب‌خان شروع شد و سپس علی‌صادقی، کمدین تلویزیون به برنامه اضافه شد و به همراه جناب‌خان به شوخی و شعبده‌بازی با رامبد جوان پرداختند. 
در ادامه، سیدمجید بنی‌فاطمه مهمان «خندوانه» شد و درباره نحوه شروع مداحی گفت: «من از کلاس اول دبستان سرود‌ها و اخبار را حفظ می‌کردم و می‌خواندم. یک سال در ایام محرم به سفارش خانواده شروع به خواندن در هیئت‌های محلی کردم و در ادامه با بزرگان این عرصه آشنا شدم.»
او در مورد سوتی‌های خود در زمان خواندن گفت: «خیلی بوده است ولی قابل گفتن نیست، اما یک بار در هیئت مشغول خواندن از روی کاغذ بودم که یک‌دفعه دست میوندار به کاغذ خورد و کاغذ افتاد و من هم که نمی‌دانستم چکار کنم، شروع کردم به تکرار آهنگ شعر و تا دیدم گرفت، همینطور ادامه‌ دادم، نگو همه فهمیده بودند و به روی خود نیاوردند.»
این مداح همچنین به سفارش رامبد جوان یک خاطره با مزه تعریف کرد و گفت: «من با دو جانباز آشنا بودم و یک بار حسابی اذیت‌شان کردم، آنها هم آمدند در خانه و تا در را باز کردم دو تخم مرغ تو صورتم پرتاب کردند و تا آمدم به خودم بیایم یک گوجه هم گذاشتند تو صورتم و منم به شوخی گفتم یک کره هم بزنند تا املت دور هم باشیم.»
بنی‌فاطمه سپس سرودی در مدح حضرت‌علی(ع) خواند و عکسی یادگاری با رامبد جوان انداخت.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟