افشای برنامه محرمانه انتخاباتی احمدی نژاد

یک منبع نزدیک به محمود احمدی نژاد، از برنامه محرمانه انتخاباتی رئیس جمهور سابق پرده برداشت.


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


مشخصات فنی پ‍ژو ۲۰۰۸ که ایران خودرو تولید آن را آغاز کرد/ اولین محصول مونتاژ داخل پس از برجام

با تجهیز خطوط پژو 2008 تولید این محصول در شرکت ایران خودرو آغاز شده و روی خط تولید قرار گرفته است .این مدل خودرو 2008، نمونه محصولی است که تولید ...


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...


همخوابی شوم پلیس قلابی با دختر18 ساله؛ این مرد همزمان با مادر این دختر نیز ارتباط داشت

همخوابی شوم پلیس قلابی با دختر۱۸ ساله؛ این مرد همزمان با مادر این دختر نیز ارتباط داشت

حوادث | دوشنبه ۲۲ شهريور ۹۵ ساعت ۹:۳۷ | نسخه چاپي

یک پلیس قلابی که توانسته بود با زن مطللقه ای دوستی کند وقتی دید او دختری 18 ساله دارد نقشه تجاوز را طراحی کرد.

این اقدام بیشرمانه در تهران رخ داد و مرد متجاوز با کیفرخواست سنگین در دو بخش دادگاه کیفری بخاطر تجاوز و در دادسرای امورجنایی با اتهامات آدم ربایی مسلحانه و حمل سلاح در نقش پلیس تحت تعقیب قضایی است.
مادر جوان الهه در ادعاهای هولناکی گفت: بعد از طلاق با دخترم در تهرانپارس زندگی می کنیم، خودم از راه فروختن لباس و اجاره کردن غرفه، خرج زندگی را در می‌آورم، تا اینکه خسرو با من آشنا شد او خودش را پلیس و سروان معرفی کرد و چون ظاهر فریبنده و سلاح و دستبند داشت باور کردم و او را وارد حریم زندگی ام کردم.
وی ادامه داد: مدتی نگذشته بود که دیدم رفتارهای مرموزی دارد بخاطر همین رابطه ام را با او قطع کردم و از الهه خواستم جواب تماس های خسرو را ندهد اما این دختر گوش نداد و سر قراری که با او گذاشته بود رفت و مارا بیچاره کرد.
الهه نیز گفت: خسرو با من تماس گرفت و گفت می‌خواهد مرا ببیند، من به سر قرار رفتم و پس از اینکه سوار ماشینش شدم، با تهدید اسلحه و زور من را به خانه خود برد؛ زمانیکه به خانه‌اش رسیدیم به او گفتم که می‌خواهم از آنجا خارج شوم اما او نپزیرفت و من را مورد آزار و اذیت قرار داد.
خسرو که متاهل است در دفاع از خود گفت: آن روز همسرم سر کار بود، ارتباط با الهه را قبول دارم اما او را با زور به خانه‌ام نبردم و اگر او را با زور به خانه‌ام برده بودم، همه اهالی ساختمان این موضوع را می‌فهمیدند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟