ژست ممنوع بازیگر زن مشهور ایرانی+عکس

در این عکس بهنوش طباطبایی را در حال کشیدن سیگار که یکی از ژست های ممنوع است مشاهده می کنید:


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


روسیه تولید نفت خود را ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش می‌دهد

مذاکرات ما با کشورهای غیر عضو اوپک به ماه اجازه می دهد تا انتظار داشته باشیم برخی کشورها به این توافق بپیوندند و مجموعا در کاهش حدود 300 هزار ...


جوایز رنگین کمان چین برای فیلم «زاپاس»

فیلم سینمایی «زاپاس» دفیلم سینمایی «زاپاس» در جوایز آسیایی رنگین کمان چین در دو رشته موفق به کسب جایزه شد. ر جوایز آسیایی رنگین کمان چین در ...


هایما با موتور توربو شارژ درایران+تصاویر

هایما S7 یک خودرو شاسی بلند با ظاهر و تجهیزات مناسب است. که توسط ایران خودرو به بازار ایران عرضه شد. حال پس از ورود این خودرو به تازگی اخباری ...


هیچ‌کس خبر نداشت چه غلطی می‌کنم؛ آبرویم رفت‌!

هیچ‌کس خبر نداشت چه غلطی می‌کنم؛ آبرویم رفت‌!

حوادث | يكشنبه ۲۱ شهريور ۹۵ ساعت ۹:۱۴ | نسخه چاپي

هیچ‌کس خبر نداشت چه غلطی می‌کنم. به مادرم گفته بودم سرکار می‌روم. او هم جلوی دوست و آشنا سرش را بالا می‌گرفت که چه پسری بزرگ کرده است.

اما من مزد رنج و زحمت‌هایش را با بی‌آبرویی دادم و حیثیت خودم را لکه‌دار کردم. اگر مادرم بفهد حلال‌وحرام در زندگی‌ام قاطی شده است، سکته می‌کند. او بعد از مرگ پدرم، برایم زحمت‌های زیادی کشید و با کارگری و حتی کار برروی زمین‌های کشاورزی، من و خواهرم را سروسامان داد. مادرم به‌خاطر ما ازدواج نکرد و می‌گفت به هیچ قیمتی حاضر نیست سایه ناپدری روی سربچه‌هایش باشد.
من چند سال قبل در یک مجلس عروسی با جوانی دوست شدم که آدم خلافکاری بود. ما سالی دوسه ماه به مشهد می‌آمدیم و دست به سرقت می‌زدیم. بعد هم برمی‌گشتم و با افتخار می‌گفتم سر کار بوده‌ام و... .
مادرم از این بابت خوش‌حال بود و می‌گفت برای بقیه ماه‌های سال هم کاری پیدا کن تا سرگرم شوی‌. او نوه خاله‌اش را هم برایم نشان کرده بود و می‌خواستیم به خواستگاری برویم. امسال از اول تابستان به مشهد‌ آمدم و با دوست نابابم دزدی می‌کردیم. چند روز قبل یک ماشین پراید سفیدرنگ دزدیدم. با وسایلی که داخل خودرو بود، متوجه شدیم مالک پراید، زائر است. ما می‌خواستیم خودرو را اوراق کنیم که دستگیر شدیم. در کلانتری٢٩‌ به چند فقره سرقت اعتراف کردیم؛ اما وقتی با مالک خودروی پراید روبه‌رو شدم، قلبم داشت از کار می‌افتاد. او همسایه قدیمی خانه پدرم در شهر خودمان است. آبرو و حیثیتم برباد رفت. اگر مادرم بفهمد... .

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: