بازنده هدفمندی یارانه‌ها؛ فقرا یا ثروتمندان؟

یکی از اهدافی که هدفمندی یارانه‌ها دنبال می‌کرد، توزیع عدالت اقتصادی بود، اما حال پس از گذشت 6 سال، نه‌تنها توزیع درآمد بهبود نیافته، بلکه بنا به گزارش‌ها، بُعد خانوار دهک اول بیشتر شده است.


دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...


دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...


خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری ...


پیام رهبر انقلاب به اجلاس سراسری نماز؛ باید اعتراف کنیم که حق این فریضه الهی ادا نشده است

رهبر انقلاب در پیامی به بیست و پنجمین اجلاس سراسری نماز در البرز تاکید کردند که نماز، دری گشوده بر روی آحاد ملت است که از آن می‏‌توان به هدایت ...


آیا آمریکاییان می توانند شیطانی را که بر آنان حاکم است ساقط کنند؟

جهان | شنبه ۲۰ شهريور ۹۵ ساعت ۱۰:۱۴ | نسخه چاپي

آمیزه هیلاری و ولفویتز باید تک تک انسان ها را در سراسر جهان به وحشت بیندازد. چشم انداز تسلیحات اتمی در دست های دیوانگانی چون هیلاری و ولفویتز بسیار هشداردهنده تر از آن است که در تصور بگنجد.

، پل ولفویتز و دروغ هایی که در سمت های عالی دولتی گفته، او را مسئول بخش عمده ای از مرگ ها و ویرانی های گسترده ای کرده که در هفت کشور رخ داده است. ولفویتز اعلام کرده که به هیلاری کلینتون رای خواهد داد. آیا این خبر احساس اطمینان خاطر را در شما به وجود می آورد؟

اگر ولفویتز حمایت خود را از دونالد ترامپ اعلام می کرد انسان بسیار شگفت زده تر می شد. اما چرا اعلام این خبر از سوی او همان چیزی بود که انتظارش می رفت؟

ترامپ گفته است در کشمکشی که واشنگتن با روسیه آغاز کرده آینده ای نمی بیند و فایده ادامه موجودیت ناتو را زیر سئوال می برد. این رویکردهای مسالمت جویانه به گفته ولفویتز، ترامپ را «به یک خطر امنیت ملی» تبدیل می کند. منظور او از این حرف این است که وجود یک نامزد ریاست جمهوری با شعارهای صلح آمیز، تهدیدی برای دکترین ولفویتز درباره هژمونی جهانی آمریکا محسوب می شود. در ذهن جنون زده ولفویتز و نومحافظه کاران، آمریکا  ایمن نیست مگر آنکه بر جهان حاکم باشد.

هیلاری یک جنگ افروز است، شاید بدترین و واپسین فردی که اگر رئیس جمهور شود، آن آمیزه  تکبر و بی لیاقتی که در وی سراغ داریم، محتمل است به  بروز یک جنگ جهانی سوم منتج شود. در سوم جولای 2015 هیلاری اعلام کرد: «می خواهم ایرانی ها بدانند که اگر من رئیس جمهور شوم، به ایران حمله خواهم کرد...ما قادر خواهیم بود آنها را به کلی محو کنیم.»

هیلاری مجنون صفت در ادامه این روند، رئیس جمهور روسیه را «هیتلر جدید» نامید. تردید چندانی نیست که او فکر می کند روسیه را نیز می تواند محو کند.

هیلاری یکی از کسانی است که ویکتوریا نولاند صهیونیست و نئوکان را به وزارت امور خارجه آورد تا بر کودتای آمریکا در اوکراین نظارت کند، تبلیغات گسترده تری را علیه روسیه به راه بیندازد و دست نشاندگان اروپایی واشنگتن را مجبور به تحمیل تحریم ها و ایجاد پایگاه های نظامی در مرزهای روسیه کند و در نتیجه به احتمال جنگ اتمی و تشدید تنش های خطرناک دامن بزند.

این دقیقا با نیت ولفویتز تناسب دارد.  با توجه به اینکه احتمالا ولفویتز وزیر دفاع کلینتون خواهد شد، این دو با هم زمینه های به راه افتادن جنگ جهانی سوم را فراهم خواهند کرد.

در زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ولفویتز که در آن زمان یکی از مقامات عالی رتبه پنتاگون بود، دکترین خود را به روی کاغذ آورد. این دکترین اعلام می کند که هدف اساسی در حوزه سیاست خارجی آمریکا، پیشگیری از ظهور کشورهای دیگری است که بتوانند به عنوان مانعی بر سر راه یکجانبه گرایی آمریکا عمل کنند. منظور او از این کشورها روسیه و چین است. آمیزه هیلاری و ولفویتز باید تک تک انسان ها را در سراسر جهان به وحشت بیندازد. چشم انداز تسلیحات اتمی در دست های دیوانگانی چون هیلاری و ولفویتز  بسیار هشداردهنده تر از آن است که در تصور بگنجد.

پرسش این است که آیا هیلاری می تواند از تبعات تخلفات خود از قواعد امنیت ملی که به خاطر آنها از اوبامای فاسد مجوز دریافت کرده، همچنین از معاملات کاملا مستندی که به گردآوردن ثروتی خصوصی معادل 120 میلیون دلار برای خود و 1600 میلیون دلاری برای بنیادشان انجامیده جان سالم به در ببرد یا نه. کاملا روشن است که کلینتون ها از سمت های دولتی شان برای گردآوردن ثروت خصوصی استفاده می کنند. آیا این چیزی است که آمریکاییان می خواهند؟ آیا آنها خواهان دو نفری هستند که حتی در حالی که جهان به سمت یک جنگ اتمی می رود باز هم به ثروت اندوزی خود ادامه می دهند؟

اما با وجود ماشین های الکترونیک رای گیری، پاسخ این پرسش را نه خواست آمریکاییان بلکه چگونگی برنامه ریزی ماشین های الکترونیک برای شمارش آراست که تعیین می کند. ماشین هایی که هیچ سند و مدرک کاغذی درباره چند و چون نتیجه عملکرد آنها وجود ندارد.

با توجه به اینکه هر دو تشکیلات سیاسی شدیدا با ترامپ مخالفت می ورزند، فکر می کنید این ماشین ها چگونه برنامه ریزی می شوند؟ در واقع رسانه ها چنان با ترامپ مخالفند که سئوال این است که آیا اصولا صندوق رایی وجود دارد و اگر وجود داشته باشد، آیا نتیجه ای مغایر با خواست آنها را بیرون خواهند داد؟

عوامل جمهوریخواه - نه رای دهندگان جمهوریخواه -همگی با سر و صدا این مدعیات خود را تکرار می کنند که ترامپ از آرای جمهوریخواهان هزینه می کند. وقتی که رای دهندگان جمهوریخواه ترامپ را بر دیگر نامزدها ترجیح داده اند چگونه چنین چیزی ممکن است؟ مگر عوامل جمهوریخواه نمی گویند که آنها باید به جای رای دهندگان، نامزد جمهوریخواه را انتخاب کنند؟

اگر چنین باشد که آنها نیز درست شبیه دمکرات هایند. چند سال پیش تشکیلات دمکرات ها «سوپر نمایندگانی» را علم کرد که توسط رای دهندگان انتخاب نمی شوند. دمکرات ها به تعداد کافی از این سوپر نمایندگان خلق کردند تا تشکیلات حزب این توانایی را به دست آورد که بتواند انتخاب رای دهندگان برای تعیین نامزد ریاست جمهوری را نادیده بگیرد. اینکه این دمکرات ها- که ادعا می شود حزب مردم است- بودند که برای اولین بار حق انتخاب را از مردم سلب کردند بهت آور است. بیشتر اطلاعات موجود حکایت از آن دارند که برنی سندرز عملا برنده نامزدی ریاست جمهوری دمکرات ها شده بود، ولی با تقلب در آرا و استفاده از قدرت سوپر نمایندگان از این حق خود محروم شد.

این است وضعیت سیاست در آمریکا: از بیخ و بن فاسد. کریس هجز به درستی اشاره کرده است که بدون انقلاب هیچ چیز را نمی توان تغییر داد.

مشوه کردن چهره ترامپ از سوی رسانه های خودفروش مدرکی دال بر این است که الیگارش هایی که یک درصدی ها را تشکیل می دهند، ترامپ را با وجود ثروتی که دارد، به چشم تهدیدی برای دستورکارهایشان می بینند. این الیگارش ها هستند و نه ترامپ که کنترل رسانه ها را در دست دارند. بنابراین سیاه نمایی چهره ترامپ از سوی رسانه های خودفروش، گواهی قابل قبول از این است که او نامزدی است که مردم باید انتخاب کنند. الیگارش هایی که ما را سرکوب می کنند از ترامپ نفرت دارند، بنابراین مردم تحت سرکوب آمریکا [در انتخاب بین بد و بدتر] باید از ترامپ حمایت کنند.

سیاه نمایی چهره ترامپ از سوی رسانه های خودفروش در انتخابات های مقدماتی جمهوریخواهان کارگر نیفتاد. آیا این ترفند در انتخابات اصلی کارآیی خواهد داشت؟ ما نمی دانیم، چون این رسانه ها هستند که نتیجه آرا را گزارش می دهند نه ترامپ.

اگر این سیاه نمایی ها موثر نیفتد و دزدیده شدن آرای ترامپ بر عهده ماشین های الکترونیک سپرده شود، پیامد این کار رادیکال شدن فضای اجتماعی و سیاسی آمریکا است که مدت هاست از زمان آن گذشته است. شاید انتظار چنین تحولی می رود که تمام سازمان های فدرال حتی ادارات پست و تامین اجتماعی، اسلحه و مهمات دریافت کرده اند و به موسسه هالبیرتون متعلق به چنی 385 میلیون دلار برای احداث مراکز نگهداری زندانی در آمریکا پرداخت گردیده است.

آنهایی که ما را کنترل می کنند خیال ندارند بدون به راه انداختن یک جنگ دست از کنترل کردن ما بردارند. در ایالات متحده شیطان قدرت را از مردم غصب کرده و  شیطان قدرت را باز پس نخواهد داد.

نویسنده: پل کریگ رابرتز[1]

ترجمه: هادی سعادت

منبع:

http://www.paulcraigroberts.org/2016/08/29/can-americans-overthrow-the-evil-that-rules-them-paul-craig-roberts/

1. Paul Craig Roberts دستیار پیشین سیاستگذاری اقتصادی وزیر خزانه داری آمریکا و از سردبیران سابق وال استریت جورنال

منبع: فارس

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: