سرگردانی ۲ گردشگر ایرانی در تایلند بعد از حمله یک فیل!

دو گردشگر ایرانی در سفر به تایلند، پس از حمله‌ی یک فیل، به حال خود رها شدند و نه تنها عوامل تور و آژانس مسؤولتی در قبال‌شان نپذیرفتند که سفارت ایران در تایلند نیز پاسخگوی آن‌ها نبود.


خواندنی هایی درباره جلیقه های ضد گلوله!

جالب است بدانید که این جلیقه ها به راستی ضد گلوله نبوده و عبارت مقاوم در برابر گلوله به منظور تعریف آن ها مناسب تر خواهد بود.


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


فرمانده کل ارتش: رژیم صهیونیستی روزهای باقیمانده عمرش را حساب کند/ دست از پا خطا کند حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد

فرمانده کل ارتش گفت: اینکه ما می گوییم رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، معنی‌اش این نیست که حتما ۲۵ سال کامل عمر می کند.


انتقاد شدید فرانسه از آزمایش موشکی ایران

فرانسه نگرانی عمیق خود را درباره آزمایش موشک بالستیک ایران بیان کرده و از دبیر کل سازمان ملل خواست تا گزارش کاملی را در این خصوص ارائه دهد.


توبه در کربلا زندگی ام را دگرگون کرد / ذکر یا حسین (ع) یک زن زندگی دوباره به بازنده جوان داد

توبه در کربلا زندگی ام را دگرگون کرد / ذکر یا حسین (ع) یک زن زندگی دوباره به بازنده جوان داد

جامعه | پنجشنبه ۱۸ شهريور ۹۵ ساعت ۱۱:۲۰ | نسخه چاپي

یک سال است دور خلاف را خط کشیده‌ام. مادرم مرا اربعین به کربلا برد و همان‌جا بود که توبه کردم.

بعد از مرگ پدرم خیلی مادرم را اذیت می‌کردم؛ البته عمویم می‌خواست مرا به او بدبین کند و شاید تحت‌تاثیر حرف‌هایی که می‌زد، سوهان عمرش شده بودم. برایم زن گرفت؛ اما دنبال رفیق‌بازی می‌رفتم و سرم به زندگی‌ام گرم نبود. شب‌نشینی‌های شبانه با افراد خلافکار، کار دستم داد و معتاد شدم.
زندگی‌ام را از دست دادم. همسرم را کتک می‌زدم که او طلاق گرفت و رفت؛ البته مهریه‌اش را برایم قسط‌ بندی کرده بودند. درست همان روزها بود که یک تصادف هم کردم و به زندان افتادم.
وضعیت زندگی‌ام حسابی به‌هم ریخت و سرم محکم به سنگ زمانه کوبیده شد. تازه توی زندان فهمیدم چقدر خطا کرده‌ام و گاهی دلم برای همسرم تنگ می‌شد‌. حال او را از مادرم می‌پرسیدم و خدا‌ خدا می‌کردم ازدواج نکند. من آزاد شدم و مادرم مثل کوه کنارم ایستاد. او بعد از مرگ پدرم برای من هم پدر بوده و هم مادر. خیلی با هم صحبت کردیم‌. از دلتنگی‌هایم گفتم. کمکم کرد ترک کنم. با هم به سفر زیارتی رفتیم و در کربلا بود که قسم خوردم دیگر خلاف نکنم. بعد از این سفر مادرم دوباره به خواستگاری همسرم رفت و دوباره ازدواج کردم. من هر چه دارم از مادرم که عاشق امام حسین (ع) هست ، دارم. او یک فرشته است که ذکر یا حسین (ع) ورد لبش است . امروز یکی از دوستان قدیمی‌‌ام را دستگیر کرده‌اند. به سرقتی که چهار سال قبل انجام داده بودیم، اعتراف کرده است. آمده‌ام تا بگویم من از آن سرقت اطلاع داشتم؛ اما همدست او نبوده‌ام. امیدوارم بتوانم زیر سایه مادرم که فرشته مهربانی است، آینده خوبی برای خودم و همسرم بسازم.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟