تویوتا هم پیش ایرانی‌ها کم آورد!

ضمیمه طنز «بی قانون» امروز بیشتر به اخبار اجتماعی و فرهنگی منتشرشده روز گذشته واکنش نشان داده است.


نگاهی به اوضاع جهانی خانواده

هفت نظامِ اصلی خانواده در دنیا

خانواده‌های سراسر دنیا همچنان از جهات مختلفی با یکدیگر تفاوت دارند: اندازه، ترکیب، قواعدِ برقراری رابطۀ جنسی و ازدواج، پدرسالاری یا قدرت ...


بازیگر زن سرشناس مجبور به عذرخواهی شد

الیزابت بنکس از استیون اسپیلبرگ کارگردان سرشناس سینما عذرخواهی کرد. او اسپیلبرگ را متهم به نادیده گرفتن زنان در تمام فیلم‌هایش کرده بود.


در جلسه ترامپ با مدیران غول‌های آی تی چه گذشت؟

ترامپ در دومین ملاقات با غول‌های آی تی گفت: بازسازی زیرساخت‌های آی تی آمریکا در 10 سال باعث صرفه‌جویی 1 تریلیون دلاری در نهادهای دولتی می شود ...


کدام شهر بیشتر رای را به حسن روحانی داد؟

ایلنا نوشت: بین ۹۶ تا ۹۹ و هشت دهم درصد از مردم در شهرهای مختلف به یکی از دو نامزد اصلی انتخابات رای دادند.<br /><br />


ارتباط شوم مادرزنم با یک جوان مرا به بیراهه برد

ارتباط شوم مادرزنم با یک جوان مرا به بیراهه برد

حوادث | چهارشنبه ۱۷ شهريور ۹۵ ساعت ۱۲:۵۸ | نسخه چاپي

کارهایم خیلی زود جفت‌وجور شدند و به استخدام قراردادی یک شرکت دولتی درآمدم. دوسال گذشت. خانواده‌ام اصرار داشتند زن بگیرم. آن‌ها اسم چند دختر را ردیف کرده بودند و نظرم را می‌خواستند‌؛ اما من خاطرخواه خواهر یکی از همکارانم شده بودم. همراه خانواده به خواستگاری این دختر رفتیم. پدر‌ و مادرم با دیدن او و خانواده‌اش مخالفت کردند؛ اما من اسیر احساسات شده بودم و نمی‌فهمیدم چه‌ کار می‌کنم.
احترام والدینم را زیر پا گذاشتم و سه ماه قبل با همراهی دایی‌ام که کینه قدیمی با پدرم دارد، با این دختر ازدواج کردم. چهار سال از این ماجرا گذشت. موضوع ازدواجم توی فامیل پیچید و پدرم احساس سرشکستگی می‌کرد. صاحب یک بچه شدم؛ اما الهام، زنی نبود که فکرش را می‌کردم. او و مادرش مدام توی بازارها سرگردان و علاف بودند و هر چه درمی‌آوردم، خرج چرت‌ و پرت می‌کردند. یک‌ روز فهمیدم مادرش با پسری دوست است. این موضوع برایم خیلی سنگین بود. از همسرم خواستم دیگر با مادرش بیرون نرود. حساس شده بودم و به ریخت‌ و قیافه‌اش هم گیر می‌دادم‌. او گوش به حرفم نبود و همین‌ مسئله علت جدایی‌مان شد. بعد از طلاق توافقی خیلی آسیب دیدم؛ حتی به مواد‌مخدر روی آوردم و کارم را هم رها کردم.
اوضاعم خیلی به هم پاشیده بود. پدرم آمد و فرشته نجاتم شد. او مرا ترک داد و الان هم می‌خواهم با دختر یکی از اقوام ازدواج کنم. به پیشنهاد شوهر خواهرم برای مشاوره قبل از ازدواج آمده‌ایم. من سرم محکم به سنگ زمانه خورده‌، بدانید هیچ دوستی بهتر از پدر‌ومادر آدم نیست. احترامشان را حفظ کنید تا خدا آبرویتان را حفظ کند.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟