تکان‌دهنده‌ترین آتش‌سوزی‌ها در طول تاریخ +تصاویر

حوادث آتش سوزی از دردناکترین حوادث اتفاق افتاده محسوب می شوند اما در این بین برخی آتش سوزی ها در طول تاریخ


خودروی احتمالی سال 2040 بنز+تصاویر

بر خلاف مدل استریم لاینر W196 اصلی، خودروی طراح کره‌ای یک کابین کاملا بسته داشته و به سامانه‌های کمکی آیرودینامیکی به روز مجهز شده است. از طرفی ...


آشپزخانه شاداب تر با اصول فنگ شویی!+تصاویر

حضور انرژی مثبت در هر فضایی از دکوراسیون داخلی شما لازم و ضروری است. قوانین فنگ شویی که بیشتر آنها بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شده اند به شما کمک می کنند بتوانید فضایی مطابق با نیازهای خود و در حقیقت ...



جمعیت واقعی مراسم تشییع آیت الله هاشمی چقدر بود؟

برخی رسانه ها جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی را سه تا 4 میلیون نفر اعلام کرده اند. جالب آنکه حسینعلی امیری معاون پارلمانی ...


ارتباط شوم مادرزنم با یک جوان مرا به بیراهه برد

ارتباط شوم مادرزنم با یک جوان مرا به بیراهه برد

حوادث | چهارشنبه ۱۷ شهريور ۹۵ ساعت ۱۲:۵۸ | نسخه چاپي

کارهایم خیلی زود جفت‌وجور شدند و به استخدام قراردادی یک شرکت دولتی درآمدم. دوسال گذشت. خانواده‌ام اصرار داشتند زن بگیرم. آن‌ها اسم چند دختر را ردیف کرده بودند و نظرم را می‌خواستند‌؛ اما من خاطرخواه خواهر یکی از همکارانم شده بودم. همراه خانواده به خواستگاری این دختر رفتیم. پدر‌ و مادرم با دیدن او و خانواده‌اش مخالفت کردند؛ اما من اسیر احساسات شده بودم و نمی‌فهمیدم چه‌ کار می‌کنم.
احترام والدینم را زیر پا گذاشتم و سه ماه قبل با همراهی دایی‌ام که کینه قدیمی با پدرم دارد، با این دختر ازدواج کردم. چهار سال از این ماجرا گذشت. موضوع ازدواجم توی فامیل پیچید و پدرم احساس سرشکستگی می‌کرد. صاحب یک بچه شدم؛ اما الهام، زنی نبود که فکرش را می‌کردم. او و مادرش مدام توی بازارها سرگردان و علاف بودند و هر چه درمی‌آوردم، خرج چرت‌ و پرت می‌کردند. یک‌ روز فهمیدم مادرش با پسری دوست است. این موضوع برایم خیلی سنگین بود. از همسرم خواستم دیگر با مادرش بیرون نرود. حساس شده بودم و به ریخت‌ و قیافه‌اش هم گیر می‌دادم‌. او گوش به حرفم نبود و همین‌ مسئله علت جدایی‌مان شد. بعد از طلاق توافقی خیلی آسیب دیدم؛ حتی به مواد‌مخدر روی آوردم و کارم را هم رها کردم.
اوضاعم خیلی به هم پاشیده بود. پدرم آمد و فرشته نجاتم شد. او مرا ترک داد و الان هم می‌خواهم با دختر یکی از اقوام ازدواج کنم. به پیشنهاد شوهر خواهرم برای مشاوره قبل از ازدواج آمده‌ایم. من سرم محکم به سنگ زمانه خورده‌، بدانید هیچ دوستی بهتر از پدر‌ومادر آدم نیست. احترامشان را حفظ کنید تا خدا آبرویتان را حفظ کند.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟