قطع سیم کارت مشترکانی که نقص اطلاعات هویتی دارند

اپراتورها موظفند در مرحله دوم و پس از اطلاع رسانی به این گونه مشترکان و در صورت تکمیل نکردن اطلاعات هویتی از سوی مشترک نسبت به یک طرفه کردن سیم کارت چنین مشترکی عمل کنند.


ادعای رویترز درباره هواپیمایی آسمان تکذیب شد

سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که شرکت هواپیمایی آسمان تقاضایی مبنی بر صدور مجوز پرواز به اروپا از این سازمان نداشته است.


بازی جوانمردانه برای استقلال و تراکتورسازی خوش یمن نبود!

دو گل از سه گلی که در بازی استقلال و تراکتورسازی به ثمر رسید، لحظاتی بعد از اجرای «فیرپلی» توسط بازیکنان بود.


بلوتوث 5 سریع‌تر و فراگیرتر در راه است

بلوتوث ۵، با سرعتی دو برابر و گسترش چهار برابری از نظر محدوده برای بهبود فناوری‌هایی مانند اینترنت اشیا در راه است.



۵۰ سال مهاجرت شاعر مشهور با گذرنامه ایرانی

عباس صفاری همچنان به تابعیت ایرانی‌اش پای‌بند است

سیاست | سه شنبه ۱۶ شهريور ۹۵ ساعت ۱۵:۱۷ | نسخه چاپي

عصرایران - عباس صفاری، شاعر پرطرفدار که مجموعه شعرهایش در ایران عموما پرفروش شده‌اند، با وجود سال‌ها اقامت در آمریکا - در حد چند دهه - پاسپورت ایالات متحده را دریافت نکرده و همچنان با گذرنامه‌ی ایرانی رفت‌وآمد دارد و به کشورهای دیگر هم سفر می‌کند.
عباس صفاری زاده سال 1330 در یزد که کودکی و نوجوانی‌اش را در تهران گذرانده، در همان سال‌های قبل از انقلاب، در ابتدای جوانی به لندن و پس از مدت کوتاهی، برای تحصیل دانشگاهی، به آمریکا مهاجرت می‌کند. حالا پس از حدود 50 سال مهاجرت و سال‌ها اقامت در کالیفرنیا، با انتشار کتاب جدید او مشخص شده که در تمام این سال‌ها، تابعیت دومی دریافت نکرده و همچنان از گذرنامه‌ی ایرانی برای اقامت و مسافرت استفاده می‌کند.
از صفاری در یکی دو دهه گذشته چند کتاب پرفروش شعر منتشر شده که یکی از آن‌ها برگزیده جایزه شعر "کارنامه" و آخرین آن‌ها هم برگزیده جایزه کتاب سال شعر "خبرنگاران" شده است.
«قدم زدن در بابِل» اما عنوان کتاب جدید این شاعر و مترجم است که در 208 صفحه، توسط انتشارات آرادمان عرضه شده و در آن، تک‌نگاری‌ها، خاطره‌ها و سفرنامه‌های کوتاه عباس صفاری  در شکلی شبه‌داستانی آمده است.
در بخشی از مطلب نخست این کتاب، در شرح مهاجرت، آمده است: «دوستان و اطرافیان گاهی از سر دل‌سوزی(!) سر به سرم می‌گذارند و به‌مرور وقتی گفت‌وگو لحنی جدی و انتقادی به خود می‌گیرد، قاطعانه می‌گویند: «اگر به فکر خودت نیستی، به فکر زن و بچه‌ات باش! مگر پذیرفتن تابعیت چیست؟ عکسی از تو می‌گیرند و نهایتش یک قسم الکی، مهم حسی است که تو به‌عنوان یک ایرانی در دل داری و هیچ قدرت و مدرکی قادر نیست آن را از تو بگیرد». نمی‌دانم. شاید حق با آن‌ها باشد. من اما بی‌آن‌که بخواهم پند و شعار اخلاقی بدهم، با همین «قسم الکی» مشکل دارم و علاقه‌ای هم ندارم که بر این مبنا حکمی صادر کنم یا به قضاوت دیگران بنشینم...»
«تهران، دل کندن از لندن» نام عنوان همین مطلب است و پس از آن، تک‌نگاری‌هایی با عنوان‌هایی این‌چنین آمده است:  «کریم محمودی در تعقیب اژدها»، «یادی از پرویز اتابکی و تئاتر فوق برنامه»، «بن‌بست ملک‌الموت»، «شرح باغبانی و دریانوردی در تهران و سیل سهمگین سال 41»، «روستای عظیمی به‌نام لُس‌آنجلس»، «ادبیات شیلی روایت تنهایی»، «کافه‌های آمریکایی»، «ترجمه غلط عنوان رمان‌های معروف»، «سیمین بهبهانی در دو آینه»، «همسایه ایرانی کارل مارکس»، «فرهاد مهراد در موسیقی ایران یک استثناء بود»، «سپانلو برای مرگش تدارک ندیده بود»، «لورکا با صدای لئونارد کوئن، این والس را دریاب»، «سینما و شعرا»، «اکتاویو پاز و تجربه‌ی هند»، «پرتره یک تراژدی کوئین»، «خاطره آنا آخماتووا از آمادئو مودیلیانی»، «روایت صادقانه برگمن از خویشتن» و «مشکلات ممیزی»، «جمعه روز بدی بود»، «از پرنده‌ی توشیح تا پرواز کانکریت»، «عظمت و نکبت رایفشتال (کارلوس فوتنتس)»، «معمای تاریک بورخس» و «معرفی چالز بوکافسکی».
کتاب «قدم زدن در بابل» در شمارگان 1000 نسخه به بهای 20 هزار تومان توسط انتشارات آرادمان منتشر شده است.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: