گیر کردن آچار فرانسه در جمجمه کارگر سپرسازی

میزان نوشت: سخنگوی اورژانس تهران گفت: تیم امداد هوایی به کمک کارگری رفت که آچار فرانسه در جمجمه اش گیر کرده است.<br />


بهترین تا بدترین لپ‌تاپ‌های گیم در بازار جهانی را بشناسید

9 سازنده لپ‌تاپ گیم از بهترین تا بدترین رده بندی شدند.


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


قتل مادر وخواهر زن به خاطر یک مشت طلا

حوادث | سه شنبه ۱۶ شهريور ۹۵ ساعت ۱۲:۴۹ | نسخه چاپي

دامادی پس از ورود بهیکی از خانه‌های هشترود با ضربات آچار لوله‌کشی مادر زنش را کشت وقتی متوجه شد خواهرزنش نیز شاهد این جنایت است او را هم با کوبیدن آچار بر سرش به قتل رساند.
دامادی پس از ورود به  یکی از خانه‌های هشترود با ضربات آچار لوله‌کشی مادر زنش را کشت وقتی متوجه شد خواهرزنش نیز شاهد این جنایت است او را هم با کوبیدن آچار بر سرش به قتل رساند.
داماد 45 ساله هنگام شب به خانه مادرزنش رفته بود تا طلاهای او را به چنگ بیاورد. او در اعتراف‌هایش گفته به محض مقاومت مادر زنم با آچار شلاقی لوله‌کشی بر سرش چند ضربه زدم و او را از پای درآوردم. وقتی دیدم مادر زنم کشته شده و خواهرزنم شاهد حادثه بوده وی را هم با ضربات آچار کشتم.
داماد پس از ارتکاب جنایت به خانه خود رفت و تا صبح به کسی چیزی نگفت تا اینکه صبح آن شب همسایه‌ها به خانه پیرزن مراجعه کردند و با جسد مادر و دختر روبه‌رو شدند و پلیس 110 را در جریان گذاشتند.
همسر این قاتل نیز در بازجویی‌به مأموران گفت: شب حادثه برای شام در خانه مادرم بودیم که پس از خوردن شام از شهرستان هشترود به خانه‌مان درتهران رفتیم. صبح زود به محض رسیدن شوهرم به حمام رفت و لباس‌های خود را شست که من به وی شک کردم چون این کار وی غیر عادی بود.
چند ساعت بعد از هشترود زنگ زدند و جریان کشته شدن مادرم را خبر دادند. در همان اول به شوهرم ظنین شدم اما چیزی نگفتم و سکوت کردم بلافاصله همراه با شوهرم به خانه مادرم رفتیم و باجسد وی روبه‌رو شدیم .
در آن  لحظه سکوت خود را شکستم و به پلیس گفتم شوهرم را بگیرند چرا که  وی قاتل است.پلیس هم شوهرم را دستگیر کرد و خوشبختانه پس از چند ساعت به قتل اعتراف کرد.این زن گفته است از آنجایی که از طمع شوهرم به طلاها و پول‌های مادرم اطلاع داشتم مطمئن شدم که شوهرم قاتل است.

منبع: روزنامه ایران

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟