چشم دشمن کور من ساکن شدم!

حال افتادست در دستان من/ بمب های هسته ای با رمزشان/ بیشتر از این اگر قاتی کنم/ می زنم، نابود گردد این جهان!


چشم دشمن کور من ساکن شدم!

حال افتادست در دستان من/ بمب های هسته ای با رمزشان/ بیشتر از این اگر قاتی کنم/ می زنم، نابود گردد این جهان!



بازار راه خودش را می رود

ارز تک نرخی در این دولت منتفی است

حدود دو ماه از نوسانات ارزی و افزایش جهشی نرخ دلار در کشور آن هم بعد از یک ثبات ۳ ساله می گذرد؛ روزهایی که بازار، شاهد تکانه های ارزی در کشور ...


ماجرای خواستگارهای علی پروین!

ورزش | سه شنبه ۱۶ شهريور ۹۵ ساعت ۸:۳۱ | نسخه چاپي

علی پروین چهره محبوب قرمزها روایت جالبی از ازدواجش دارد.

خواستگارهای علی پروین:

اخیرا مصاحبه ای از مادر علی پروین منتشر شد که در یکی از مجله های قدیمی ایران منتشر شده بود. در این مصاحبه مامان نصرت گفته بود: «دخترهای زیادی خواستگار پسرم هستند.»
این مصاحبه قدیمی بهانه ای بود برای گفت و گو با علی پروین. سلطان که این موضوع را می فهمد، با خنده می گوید: «این مصاحبه قدیمیه و تازگیا دوباره همه جا دیدمش. مامان نصرت تو اون مصاحبه گفت من زیاد خواستگار داشتم. واسه خیلیا مصاحبه جدیده ولی من همون موقع دیده بودم. فکر کنم مجله دنیای ورزش بود که منتشرش کرد. خب من بچه عارف بودم. یه مقدارم خوشتیپ بودم واسه همین، طوری شده بود که دایم واسه ما خواستگار میومد!(خنده)»
پروین با همان خنده ادامه می دهد: «اون موقع که سوسول بازیای الان نبود مثل تلفن و نمی دونم تلگرام و اینطور چیزها. یکسری ها می اومدن دم خونه و نامه می دادن. مادرم می گفت علی دیگر خسته شده ام با این ها چیکار کنم؟ می گفتم باهاشون عشق کن دیگه.»
سلطان درباره آشنایی با همسرش و سرانجام ازدواج با مرجان خانم می گوید: «والا همسایه ها تو عارف به ما مرجان خانم رو پیشنهاد دادن. ما هم خانوادگی رفتیم خونه شون. همون جا پسندیدیم و ازدواج کردیم.»
پروین در ادامه از این می گوید که واقعا در ازدواج خوش شانس بود: «آره والا. ما خوش شانس بودیم. خدا هر کی زن خوب داره، واسش نگه داره. ما که یک تیکه جواهر تو خونمون داریم. مرجان خانم چشم و چراغ خونه ماست.»

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: علی پروین ،

دیدگاه شما چیست؟