درخت1500 ساله+تصاویر

این درخت در جزیره ی جونز و در ایالت کارولینای جنوبی در آمریکا قرار دارد. بلوط فرشته که در کارولینای جنوبی قد برافراشته در حدود 20 متر ارتفاع و 1,400 تا 1,500 سال قدمت دارد.


ادعای حمله با شوکر برقی به زن دستفروش اهوازی +عکس/ شهرداری تکذیب کرد

در ساعت های اخیر خبرهای ضد و نقیض درباره مرگ زن دستفروش اهوازی در حمله ماموران شهرداری اهواز با شوکر منتشر شد. عکس این زن نیز به صورت گسترده ...


واکنش وزیر اطلاعات به اظهارات ضدایرانی نخست وزیر انگلیس در جمع اعراب

وزیر اطلاعات گفت: بهترین راه مقابله با اهداف و خواسته های استکبار جهانی، همکاری دسته جمعی برای ایجاد امنیت در منطقه است تا مردم و کشورهای منطقه از شرایط امنی برخوردار باشند.


احمد توکلی: با قاطعیت می‌گویم اگر احمدی‌نژاد یا هاشمی کاندیدا شوند می‌روم سوریه

وزیر اسبق کار و امور اجتماعی در پاسخ به سوال یکی از حضار که از او پرسید چرا در زمان نمایندگی تان در مجلس فساد ناجا را مورد تفحص قرار ندادید گفت: ...


احمد توکلی: با قاطعیت می‌گویم اگر احمدی‌نژاد یا هاشمی کاندیدا شوند می‌روم سوریه

وزیر اسبق کار و امور اجتماعی در پاسخ به سوال یکی از حضار که از او پرسید چرا در زمان نمایندگی تان در مجلس فساد ناجا را مورد تفحص قرار ندادید گفت: ...


کاسبی که حامی زوج‌های جوان محله‌اش است؛ فرش خانه عروس با من

جامعه | چهارشنبه ۱۰ شهريور ۹۵ ساعت ۸:۱۳ | نسخه چاپي

فرش‌فروشی قدیمی خیابان «راه‌آهن» همان همسایه دیوار به دیوار مسجد «فخرالحاجیه» را همه اهالی محله می‌شناسند؛ به‌ویژه جوانانی که در شرف ازدواج هستند.

رمز و راز خوشنامی این مغازه را باید در خاطرات اهالی از مرحوم حاج «محمدعلی آخرتی» کاسب مردمدار و با اخلاق محله در سال‌های نه چندان دور جست‌وجو کرد.

کاسبی که حرمت همسایگی با خانه خدا را تا آخرین روز زندگی‌اش نگه داشت و کسب و کارش را با مسائل بی‌ارزش دنیایی بی‌اعتبار نکرد. حالا این خصلت‌های نیک از پدر به پسر ارث رسیده است.

حاج «حسن آخرتی» که عمری شاگردی مغازه پدر را کرده تلاش می‌کند پا جای پای او بگذارد. در دفتر حساب و کتاب حاج حسن آقا بیش از همه نام جوانانی دیده می‌شود که قسطی نخستین فرش زندگی مشترکشان را از این مغازه به خانه برده‌اند؛ آن هم بدون هیچ‌وجه ضمانتی مانند چک و سفته.

همشهری محله به سراغ این کاسب مردمدار رفته که برای سرگرفتن ازدواج جوانان محله هر‌کاری از دستش برآید انجام می‌دهد.

کاسبی

به حرمت همسایگی با خانه خدا

همه اهالی محله می‌دانند که اگر زوج جوانی حتی با کمترین پول پا به مغازه حاج آقا آخرتی بگذارد هرگز دست خالی بیرون نمی‌رود. خیلی‌ها از این سبک کاسبی حاج آقا متعجب می‌شوند اما ماجرا برای او منشأ اعتقادی دارد.

حاج حسن می‌گوید: «کاسبی در کنار خانه خدا حرمت زیادی دارد و باید در همه حال مراقب اعمال و رفتارمان باشیم. به همین دلیل همه فکر و ذکرم این است که هوای مشتریان به‌ویژه زوج‌های جوان را داشته باشم. با خودم قرار گذاشته‌ام جوانانی که با هزار امید و آرزو پا به این مغازه می‌گذارند ناامید بیرون نروند. به همین دلیل سعی می‌کنم شرایطی فراهم کنم که با آسان‌ترین شرایط بتوانند برای شروع زندگی مشترک، فرش مورد نیازشان را از همین‌جا تهیه کنند.»

برای حاج آقا این کارها درس پس دادن در کلاس درس پدرش است: «پدرم قبل از اینکه کاسب و بازاری محله باشد خادم مردم بود و در مسجد فخرالحاجیه به نمازگزاران خدمت می‌کرد.گاهی وقت‌ها به مغازه زنگ می‌زد و می‌گفت: 2طاقه فرش به این نشانی بفرست و بزن به حساب خودم. بعدها فهمیدم پدر آن فرش‌ها را به خانه افراد نیازمند و جوانان دم بخت بی‌بضاعت می‌رساند. البته در این قبیل کارهای خیرخواهانه با چند نفر از بازاری‌ها و کاسبان نیکوکار محله هم قسم شده بود و پنهانی از خانواده‌های نیازمند آبرودار دستگیری می‌کردند.»

دفتر خیرات پدر هنوز باز است

«روزی یک جوان وارد مغازه شد و سراغ پدرم را گرفت. وقتی فهمید حاج آقا به رحمت خدا رفته است ناراحت شد و از من خواست حساب دفتری مغازه را باز کنم تا بدهی‌اش را پرداخت کند.

می‌گفت بدهی‌اش مربوط به 7‌ـ 6سال قبل و برای خرید فرش عروسی‌اش بوده.» حاج حسن اینها را که می‌گوید مکثی می‌کند و می‌افزاید: «جالب بود که مرحوم پدرم نام او را در دفتر و فهرست بدهکاران یادداشت نکرده بود. اما طبق  سفارش و تاریخی که مشتری اعلام می‌کرد گشتیم و متوجه شدیم نام حاج آقا در قسمت بدهکار نوشته شده است. آن مشتری جوان وقتی فهمید در دفتر حساب و کتاب فرش‌فروشی بدهی ندارد و پدرم بدهی فرش عروسی او را از قبل پرداخت کرده است خیلی منقلب شد. در واقع پدرم آن فرش را به‌عنوان هدیه برای آنها در نظر گرفته بود.»

چک و سفته اعتبار نمی‌آورد

از ویژگی‌های مهم اخلاقی و‌کاری کاسب قدیمی محله این است که به مردم به‌ویژه جوانان اعتماد و اطمینان کامل دارد و در مقابل اجناسی که اقساطی به آنها می‌فروشد هیچ ضمانتی نمی‌گیرد.

آخرتی در این‌باره می‌گوید: «اعتبار آدم‌ها به چند برگ کاغذ چک و سفته نیست. اگر قرار باشد کسی قرضش را ندهد همان چک و سفته هم در نهایت بی‌اعتبار می‌شود. اما وقتی پای اخلاق و مردمداری در میان باشد مشتریان هم خوش قول می‌شوند و حتی زودتر از موعد حسابشان را تسویه می‌کنند. تجربه به من ثابت کرده است که این روش هم رضایت مشتریان را جلب می‌کند و هم کاسب مردمدار را دلگرم می‌کند؛ چون مشتریان مغازه روز به روز بیشتر می‌شوند.»

مراقب عزت و غرور مشتریان نیازمند باش!

حاج حسن ثابت کرده که فرزند خلفی برای مرحوم حاج «محمدعلی» است. مغازه فرش‌فروشی حاج آقا مثل قدیم‌ترها و زمان پدرش محل مراجعه خانواده‌هایی است که دستشان برای عروس و داماد کردن فرزندانشان تنگ است.

حاج آقا می‌گوید: «حواسم است طوری با جوانان نیازمندی که به مغازه‌ام می‌آیند رفتار کنم که عزتشان حفظ شود. درست مثل باقی مشتریان مغازه به آنها احترام می‌گذارم و اجازه می‌دهم بدون محدودیت مدل‌ها را ببینند و فرش مورد علاقه‌شان را انتخاب کنند.»

حاج آقا نه تنها با زوج‌های جوان کم‌بضاعت محله از ضامن و چک و سفته حرفی نمی‌زند بلکه بدون اینکه نگران از دست رفتن سرمایه‌اش باشد اقساط طولانی مدت و بدون بهره‌برای آنها در نظر می‌گیرد تا با خیال راحت خرید کنند و نگران چگونگی پرداخت بدهی‌شان نباشند.

کاسبی

اهالی محله چه می‌گویند؟

باعث شد پس‌انداز کنیم

مهم‌ترین ویژگی حاج حسن این است که با مردم کنار می‌آید و در کسب و کارش به جای اینکه نفع و سود خودش را در نظر بگیرد به فکر مردم است. سال‌ها قبل که خانواده من و همسرم در تدارک مراسم ازدواجمان بودیم سر و کارمان به مغازه حاج آقا افتاد. دستم تنگ بود و تصمیم داشتیم فقط وسایل ضروری را بخریم که فرش هم جزو آنها بود.

حاج آقا آخرتی با روی خوش از ما استقبال کرد و گفت: «هر کدام از فرش‌ها را می‌خواهید بردارید و هر موقع پولش را داشتید بیایید حساب و کتاب کنیم.» خیلی خوشحال شدیم. خیالمان بابت یکی از وسایل ضروری راحت شده بود. فقط می‌توانستیم برای حاج آقا دعا کنیم.

اما این همه ماجرا نبود. بعد از مدتی که با پس انداز، پول فرش را جمع کردیم به مغازه حاج آقا رفتیم تا پول فرش را حساب کنیم. اما هرچه اصرار کردیم قبول نکرد که نکرد. گفت: «من آن روز آن فرش را به شما هدیه کردم اما گفتم بعد بیایید برای حساب و کتاب تا شما تلاش کنید پولی پس‌انداز کنید و آن را به زخم دیگر زندگی‌تان بزنید.»

فراموشش نمی‌کنیم

در این زمانه افرادی مثل حاج آقا آخرتی کم شده‌اند. خوب یادم است چند سال قبل همه وسایل ازدواجمان را خریده بودیم به جز فرش. اما دیگر هیچ پولی نداشتیم. به فکرمان رسید سراغ حاج حسن و مغازه‌اش برویم.

گفتیم: «2تخته فرش 6متری می‌خواهیم و تا فردا صبح پولش را برایتان می‌آوریم.» اما به هر دری زدیم نتوانستیم پول فرش‌ها را آماده کنیم. با حاج آقا تماس گرفتم و جریان را گفتم. او با کمال آرامش گفت: «فرش‌ها قابل شما را ندارد. هر وقت که اوضاع مالی‌تان خوب شد پولش را بیاورید.» و بعد بیشتر شرمنده‌مان کرد و گفت: «اگر ماشین عروس ندارید می‌توانم کمکتان کنم.» هیچ‌وقت حاج آقا و لطفش را فراموش نمی‌کنیم.

هر وقت از جلوی مغازه‌اش عبور می‌کنیم به دوستان و آشنایان می‌گوییم این فرد نیکوکار چه رفتار محبت‌آمیزی با ما داشت.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: