این مرد وحشتناک ترین اشتباه زندگیش را انجام داد + تصاویر

همیشه و در همه حال مراقب باشید تا در استفاده از داروهای خود دچار اشتباه نشوید.


محصول جدید پژو+تصاویر

خودروساز فرانسوی پژو از محصول جدید خود(Peugeot 301) رونمایی کرد.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


الجزیره و گریم مرگ بر چهره دخترک سوری+عکس

تصویر منتشر شده از اجرای گریم "مرگ" بر چهره دختر خردسال سوری توسط چهره‌پرداز شبکه الجزیره قطر، رسوایی جدیدی برای این شبکۀ حامی تروریسم به بار ...


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


باج آمریکا به ایران؛ مساله پول نیست!

باج آمریکا به ایران؛ مساله پول نیست!

اخبار داغ | شنبه ۰۶ شهريور ۹۵ ساعت ۱۳:۳۱ | نسخه چاپي

موضوع تبادل زندانیان ایرانی و آمریکایی آنقدر مورد توجه واقع نشد که پرداخت 400 میلیون دلار به ایران از سوی دولت آمریکا، مورد توجه منتقدان دولت باراک اوباما و رسانه های آمریکایی قرار گرفته است.
به گزارش فرارو، برای نخستین بار روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال اواسط مرداد ماه در خبری نوشت که همزمان با تبادل زندانیان ایرانی و آمریکایی که ۴۰۰ میلیون دلار در وجه یورو، فرانک سویس و دیگر وجوه رایج از طریق یک هواپیمای باربری ناشناس به ایران ارسال شده است.
در ۲۶ دی ۱۳۹۴ و همزمان با حضور وزرای خارجه ایران و آمریکا در وین به منظور قرائت بیانیهٔ اجرایی شدن برجام، دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که در راستای مصوبات شورای عالی امنیت ملی ایران و مصالح کلی نظام، چهار زندانی ایرانی دو تابعیتی در چارچوب مبادله زندانیان آزاد شدند.
سوزان مالونی مدیر مرکز سیاست خاورمیانه سابان در اندیشکده راهبردی بروکینگز آمریکا و عضو ارشد این اندیشکده طی یادداشتی (19 آگوست 2016 / 29 مرداد 1395) در خصوص اقدام اوباما در پرداخت 400 میلیون دلار به ایران همزمان با آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران، تصریح کرده است که این تاکتیکی است که رکن محوری سیاست آمریکا در برخورد با ایران در طول چهار دهه گذشته بوده است و اقدام بی سابقه ای در تاریخ روابط آمریکا و ایران پس از انقلاب به شمار نمی رود.
مالونی در ادامه تحلیل خود آورده است:
دولت اوباما در حال حاضر به موضوعی که از زمان آزادی پنج شهروند آمریکایی زندانی در ایران واضح بوده است، با بی میلی اذعان و اعلام کرد پرداخت 400 میلیون دلار به ایران برای حل یک مناقشه مالی دیرینه بین دو کشور همزمان با آزادی شهروندان آمریکایی،‌ اهرم فشاری برای تضمین آزادی این افراد بود. شاید اذعان به این موضوع تعجب آور باشد. چرا که از زمانی که جمهوریخواهان منتقد دیپلماسی دولت اوباما در قبال ایران، پرداخت این وجوه را به عنوان باج دهی به ایران محکوم کرده اند، کاخ سفید همواره این اتهامات را با عصبانیت -و به نظر من از روی حماقت- رد کرده است.
اما این سخنان نباید موجب تعجب یا بی اعتباری رویکرد دولت در قبال ایران شود، چرا که استفاده از اهرم مالی برای متقاعد کردن ایران به متوقف کردن خطرناک ترین سیاست های خود، حدود 40 سال است که یکی از ارکان اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران بوده است. همه رؤسای جمهور آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه، از فرمولی که در روزهای پس از اشغال سفارت آمریکا در ایران در سال 1979 تصویب شد، دنباله روی کرده اند. این فرمول چیزی نیست جز باز نگه داشتن باب مذاکره همزمان با افزایش هزینه ها برای ایران به خاطر تخلفاتش.
همچنین مساله مهم تر، این است که هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به جای بحث درباره تاکتیک هایی که رکن محوری سیاست آمریکا در برخورد با ایران در طول چهار دهه بوده است، باید موضوع عمیق تری را که مربوط به آمادگی واشنگتن برای استفاده از پول نقد برای ترغیب ایران به رفتار سازنده است، بررسی کنند.
موضوع این است که در واقع این اقدام، چندان هم (در ترغیب ایران به رفتار سازنده) مؤثر نیست.
جنجال بر سر این رویداد اخیر،‌ نمونه دیگری از فضای قطبی شده بر سر سیاست در قبال ایران است که از زمان پیشرفت دیپلماسی در خصوص موضوع هسته ای طی سه سال گذشته بروز کرده است. هر دو حزب در بروز این اختلاف نقش داشته اند اما اگر دولت اوباما تا این حد تلاش نمی کرد اطلاعاتی را القاء کند که تاثیر مورد نظر وی را روی مخاطبان بگذارد، دیگر هیچ اختلاف و جنجالی بر سر این 400 میلیون دلار پیش نمی آمد.
به نظر می رسد شتاب اوباما در رد انتقاد جمهوریخواهان از توافق هسته ای و تعامل دیپلماتیک با ایران موجب پاسخ غیرمنطقی و بسیار غیرسازنده کاخ سفید به موج خشم ها از پرداخت 400 میلیون دلار به ایران شد. پرداخت این پول نخستین بار ماه ژانویه یعنی در زمان پرداخت آن گزارش شد. - این 400میلیون دلار نخستین قسط یک میلیارد و 700 میلیون دلاری بود که ایران قبل از پیروزی انقلاب برای خرید تجهیزات نظامی به آمریکا پرداخته بود؛ تجهیزاتی که هرگز به ایران تحویل داده نشد.
با وجود این، افشاگری های اخیر مربوط به جزئیات این مبادله همچنان بحث برانگیز است  و جمهوریخواهان برجسته از جمله دونالد ترامپ، نامزد ریاست جمهوری آمریکا اوایل این ماه از فاش شدن اینکه این وجوه به صورت نقدی و از طریق هواپیمایی که در همان روز آزادی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران وارد تهران شد، به ایران پرداخت شده است، خشمگین شد.
دولت نخست تاکید داشت که آزادی زندانیان و پرداخت این 400 میلیون دلار از طریق مجراهای دیپلماتیک کاملاً جداگانه و غیرمرتبط صورت گرفته است. خود اوباما با رد ایده باج دهی واشنگتن در ازای آزادی اتباع زندانی با تابعیت دوگانه گفت این اتهام برخلاف منطق است و جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید نیز اتهام باج دهی به ایران را  ادعایی کذب دانست.
افشاگری های بعدی،‌ از جمله گزارش اخیر روزنامه وال استریت ژورنال مبنی بر اینکه عزیمت گروگانهای آمریکایی از تهران تا زمانی به تاخیر افتاد که یک پرواز ویژه حامل این پول در تهران فرود آمد، دولت اوباما را واداشت تا پاسخ خود را مقداری تغییر دهد. جان کربی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا  اذعان کرده است که این پول و آزادی زندانیان آمریکایی ارتباط مستقیم با یکدیگر داشتند. کربی که سعی می کرد تغییر ادعای دولت را مثبت جلوه دهد تاکید کرد: ما از اهرم فشاری بهره گرفتیم و احساس می کردیم که باید درباره خروج ایمن و مؤثر (آمریکایی های زندانی در ایران) مطمئن شویم.
آیا پرداخت این پول به منزله باج دهی بود؟ زبان شناسان می توانند درباره تفاوت ظریف و جزئی بین واژه هایی که دو طرف استفاده می کنند، بحث کنند. من می فهمم که چرا دولت اوباما از توصیف این پول به عنوان باج خودداری کرد. باج، واژه خوشایندی نیست، و در دیپلماسی واژه ای خطرناک است. به همین دلیل کاخ سفید و دولت های قبلی آمریکا تاکید کرده اند که واشنگتن به تروریست هایی که شهروندان آمریکایی را گروگان می گیرند، پول یا امتیازهای دیگر نمی دهد؛ این یک رسوایی نیست. واشنگتن همواره برای مقابله با چالش هایی که از سوی ایران انقلابی احساس می شود، به شدت به اهرم (فشار) مالی - مجازات ها و مشوق های (مالی)- متکی بوده است. این همان نکته ای است که در مورد تحریم هایی صدق می کند که واشنگتن در طول 37 سال گذشته به وفور و با شدت فزاینده علیه ایران اعمال کرده است.
همچنین این همان منطقی است که در مورد رسوایی ایران - کنترا صدق می کند. در آن ماجرا،‌ دولت ریگان سعی کرد از فروش تسلیحات به ایران برای تسهیل آزادی گروگان ها در لبنان و تقویت میانه روها  در ایران استفاده کند.  
کشمکش اصلی بین واشنگتن و جمهوری اسلامی ایران - زمانی که دانشجویان ایرانی سفارت آمریکا را در ایران تصرف کردند و کارکنان آن را بیش از 15 ماه به گروگان گرفتند- تنها به عنوان بخشی از مجموعه ای از توافق های دیپلماتیک و مالی بود که با دقت حاصل شده بود و شامل آزادی هماهنگ گروگان ها به همراه انتقال هفت میلیارد و 956 میلیون دلار از وجوه مسدود شده ایران به یک حساب امانی بود.
شکایت های مالی مربوط به مبادلات بین دولت شاه ایران و واشنگتن قبل از انقلاب، از جمله شکایتی که پرداخت این 400 میلیون دلار برای حل و فصل آن بود، بارها و بارها به عنوان مدرکی دال بر چشم انداز ملایمت رویکرد سیاسی یا شتاب بخشیدن به چنین رویکردی تلقی شده است.
سال 1984، مقامات آمریکایی اخبار مربوط به موافقت تهران با پرداخت 419 میلیون دلار به بانک صادارت - واردات آمریکا در ازای اعتباراتی را که پیش از انقلاب برای خرید کالاهای آمریکایی ارائه شده بود، نشانه این دانستند که ایران رویکرد میانه رو در پیش گرفته است. در سال 1991، واشنگتن و تهران بر سر پرداخت 278 میلیون دلار (به ایران) به عنوان غرامت تجهیزات نظامی که شاه پول آن را پرداخته بود اما در زمان انقلاب به ایران تحویل داده نشد- پولی که در پی آزادی دو گروگان برجسته غربی در لبنان پرداخت شد- توافق کردند.
از این نظر، تصمیم دولت اوباما برای هماهنگ کردن حل و فصل یک پرونده مهم ادعای خسارت با آزادی زندانیان آمریکایی در ماه ژانویه، کاملاً در راستای رویکردی است که رؤسای جمهور قبلی آمریکا اتخاذ کرده بودند.
اشتباهات رئیس جمهور
مایه تاسف است که دولت اوباما نمی توانست به راحتی به این واقعیت اذعان کند و در عوض تلاش کرد از پرداخت این 400 میلیون دلار به عنوان مدرکی دال بر موفقیت توافق هسته ای ایران استفاده کند. تاکید اوباما بر اینکه موضوع این نیست که این اتفاق تصادفی بود، بلکه مساله این است که ما توانستیم به طور مستقیم تبادل نظر کنیم، فریبنده است. در واقع وی به این موضوع اذعان نکرد که از زمان امضای قرارداد الجزایر بین دو کشور در ژانویه 1981 سازوکاری برای تبادل نظر مستقیم بین واشنگتن و تهران بر سر شکایت های باقی مانده ایران از آمریکا ایجاد شده است.
قرارداد الجزایر موجب آزادی گروگان ها و تشکیل دیوان دعاوی ایران و آمریکا شد.
بدتر از آن اینکه جاش ارنستسخنگوی کاخ سفید با سخنانی که مشابه سخنان تندروهای ایران بود، هر گونه انتقاد از پرداخت 400 میلیون دلار را به تلاش ها برای تضعیف توافق هسته ای ایران ربط داد - کاخ سفید در مسیر دیپلماسی خود در قبال ایران که به شدت به چالش کشیده شد، همواره از این ترفند ناعادلانه استفاده کرده است-  در نهایت برای من روشن نشد که آیا توافق برای حل و فصل آن دعوای حقوقی، واقعاً توافق خوبی بود؟
جان کری وزیر خارجه آمریکا تاکید کرده است که توافق برای پرداخت یک میلیارد و 700 میلیون دلار به ایران در واقع موجب حفظ میلیاردها دلار از وجوه مالیات دهندگان آمریکایی شد.ارزیابی ارزش واقعی دیگر ادعاهای مالی ایران دشوار است، اما شایان ذکر است که ایران همواره برای ادعای خسارت خود ارزش بسیار بیشتری نسبت به آنچه مقامات آمریکایی می گویند تعیین کرده اند. 16 سال پیش یعنی آخرین باری که واشنگتن از کاهش تحریم ها به عنوان گشایش در برابر ایران استفاده کرد، مقامات آمریکایی برآوردهای ایران درباره خسارت 10 میلیارد دلاری که آمریکا باید به ایران بپردازد، به تمسخر گرفتند و اعلام کردند که رقم واقعی صدها میلیون دلار بیشتر نیست.  
سرانجام نکته ای که در اینجا اهمیت دارد،‌ تعصب کاخ سفید و مخالفان سیاسی داخلی آن درباره سیاست در قبال ایران نیست، بلکه کارآمدی خود این سیاست است.
آیا حل و فصل پرونده های شکایت های مالی از واشنگتن واقعاً به متقاعد کردن ایران به این امر کمک می کند که این کشور زندانیان آمریکایی را آزاد کند یا - مهم تر از آن- به استفاده از گروگانگیری به عنوان یک سلاح پایان دهد؟ من در این باره تردید دارم.
همانطور که در تازه ترین کتابم به جزئیات در این باره پرداخته ام استفاده از مشوق های اقتصادی به عنوان ابزار چانه زنی برای دریافت امتیاز از ایران، و کشورهای دیگر، نسبتاً مشکل آفرین بوده است. در ارزیابی مشوق های احتمالی، اختلاف قابل توجهی وجود دارد، و خوب یا بد، این وجوه تقریباً هرگز در صدر فهرست اولویت های سیاست خارجی ایران نبوده است. همچنین این امر بدون شک در مورد دستگیری آمریکایی ها و دیگر اتباع با تابعیت دوگانه در ایران صدق می کند.
همانطور که ماه ژانویه در گزارشی اعلام کردم انگیزه ایران از زندانی کردن آمریکایی ها هرگز دریافت پول نبوده است. بلکه محور اصلی نخبگان حاکم ایران همچنان بر این عقیده است که توطئه ای به رهبری آمریکا برای تغییر رژیم ایران وجود دارد که از طریق اتباع با تابعیت دوگانه از جمله کسانی که در این کشور دستگیر شده اند، تسهیل می شود.
حتی تا امروز که دست کم شش فرد با تابعیت دوگانه - از جمله دو شهروند آمریکایی و فردی که مجوز اقامت دائم در آمریکا را دارد- در زندان های ایران به سر می برند، چنین باوری وجود دارد. این اقدامات ناشی از ذهنیت شدیداً توطئه آمیزی است که یکی از ارکان لاینفک فرهنگ سیاسی ایران مدرن است. این مسئله مربوط به پول نیست، و بدترین سیاست های ایران با پرداخت هیچ پولی تعدیل نمی شود.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: