تصمیم سیدمهدی رحمتی برای بازی با تراکتورسازی؛ بازهم سمت قلعه نویی نمی‌رود

کاپیتان و دروازه‌بان آبی ها همچنان قرار نیست به سوی نیمکتی برود که امیر قلعه نویی روی آن می‌نشیند.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری می کنند و در کنار آن بهترین آرایش و استایلینگ مو را نیز معرفی می نمایند که گزیده ای از آنها را در این مطلب مشاهده می کنید.


این مدل فراری نسخه دومی ندارد!

شاکله اصلی این ایتالیاییِ ناب بر اساس مدل محبوب F12berlinetta شکل گرفته و باقی موارد ازجمله طرح ظاهری، کیت بدنه و رنگ‌بندی طبق سلیقه مالک و صلاح‌دید کمپانی خلق شده است.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


ریاست‌جمهوری قالیباف؛ شاید وقتی دیگر، شاید...!

ریاست‌جمهوری قالیباف؛ شاید وقتی دیگر، شاید...!

سیاست | شنبه ۰۶ شهريور ۹۵ ساعت ۱۱:۱۷ | نسخه چاپي

زمزمه‌ها می‌گوید آقای شهردار پایتخت باز هم رؤیای صندلی پاستور دارد، تحلیل‌ها اما می‌گویند دوبار ناکامی در کارنامه قالیباف شانس کمی برای او باقی گذاشته و سال 96 موعد خوبی برای رؤیاپردازی دوباره نیست.

به گزارش خبرآنلاین، وقتی از روی برنامه جنجالی «صندلی داغ»، بلند شد و نظرسنجی های تازه را برای او آوردند گمان کرد که می تواند رییس جمهور جدید ایران باشد. او تصور کرد که ردای بر جای مانده از رییس دولت اصلاحات به جای لباس نظامی که به تازگی از تن در آورده خواهد نشست.

از آن روز 11سال می گذرد و محمد باقر قالیباف فقط یکبار آن هم با دعوت حسن روحانی از رقبای انتخاباتی اش به اتاق کار رییس جمهور ایران راه یافته است. این روزها اما صداهای تازه شنیده می شود؛ گویا او به این فکر می کند که آیا می تواند بار دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران شود؟

روزگاری که قالیباف را مشتاق سیاستمدار شدن کرد

جناح چپ ایران در آستانه نیمه دوم دهه هشتاد حال چندان خوبی نداشت؛ پارلمان و شورای شهر را از دست داده بود و روزشمار پایان صدارت سید محمد خاتمی را نظاره می کرد. تمام شواهد گویای این بود که قدرت در یک قدمی جناح اصولگرا قرار گرفته است .

همه امور به علی اکبر ناطق نوری سپرده شده بود تا بتواند جایگزین برای رقیب قدیمی اش در پاستور برگزیند . او اصولگرایان را فراخوانده و بنا بود از میان 5 تن از آنان یکی را برای رقابت نهایی انتخاب کند .

زمانه اما به گونه ای دیگر پیش رفت. درست در شرایطی که از میان آن 5 نامزد، یکی قهر کرد و یکی ناز و آن دیگری هم تصمیمش را منوط به تعیین تکلیف هاشمی رفسنجانی کرده بود، ناگهان محمد باقر قالیباف تصمیم نهایی را گرفت و با لباس نظامی‌اش خداحافظی کرد. او همان راهی را برگزید که فرمانده سابقش یعنی محسن رضایی انتخاب کرده بود .

به سنتی های میدان رقابت تاخت و سیاست را به گونه ای دیگر برای افراد حاضر در صحنه تعریف کرد. در این میان طیف جدید اصولگرایان نیز علیه شیخ نور دست به کار شدند و بساط « شورای هماهنگی 2» را مهیا کردند . چهره های معروفی از آنان به سالن حجاب رفتند و درست در هنگامی که سی دی «صندلی داغ» محمد باقر قالیباف میان مهمانان دست به دست پخش می‌شد ، فرمانده سابق نیروی انتظامی را به عنوان نامزد مورد حمایت خودشان اعلام کردند.

محمد باقر قالیباف نوع خاصی از تبلیغات را در پیش گرفته بود. او از یک سو می کوشید خود را یک اصولگرای مدرن به جامعه معرفی کند و از سوی دیگر برای ضد تبلیغ نشدن سابقه نظامی گری‌اش ، با لباس خلبانی در کابین و در کنار هواپیما می ایستاد، عکس می گرفت تا بنر و پوسترهایش شهر به شهر توزیع شود.

همه نظرسنجی ها در شرایطی که اوضاع شورای هماهنگی نابسامان شده بود ، او را شانس اول آن انتخابات نشان می داد . زمانه اما با او نساخت. پدیده جدیدی در سیاست ایران در حال ظهور بود؛ یک نفر آمده بود تا عرصه را برای سال ها پریشان کند.

نامزد مشهدی انتخابات حالا با یک نامزد سمنانی مواجه بود که قاعده بازی را بر هم زده و میان خودش با علی اکبر هاشمی رفسنجانی یک دو قطبی بسیار بزرگ ایجاد کرده بود. قاعده که تغییر کرد زمین بازی هم عوض شد. حالا در هیچ کدام از دو سوی میدان محمد باقر قالیباف قرار نداشت. روزهای سخت آقای خلبان به پایان رسید و او که رییس جمهور نشده بود به مسافرت رفت تا بعد از آمدنش ؛ اصولگرایان سکان هدایت «شهر» را به او بسپارند. اصولگرایانی که با فراموشی همه اتفاقات دوران بعد از انتخابات یک «با هم بودگی» تعجب برانگیز با محمود احمدی نژاد ایجاد کرده بودند. حامیان محمد باقر قالیباف که حتی گفته می‌شد در روزهای آخر پوسترهای دو طرفه به دیوار می چسباندند حالا دست رفاقت با رییس جمهور جدید داده بودند.

سکانس دوم از رؤیاهای آقای شهردار خلبان
چند سال گذشت ؛ باز یک اتفاق ناگهانی دیگر افتاد . غلامعلی حداد عادل در یک سخنرانی، خبری محرمانه را در اختیار رسانه ها و اهل سیاست قرار داد .

او گفت که یک ائتلاف سه گانه تشکیل شده و او به همراه محمد باقر قالیباف و علی اکبر ولایتی به هم قول داده اند تا بر اساس یک فرآیند مشخص فقط یک نفر را از میان خودشان به رقابت نهایی بفرستند .

این خبرآنچنان غیر منتظره بود که تحلیل های کاملا متفاوتی را در پی داشت. برخی گفتند این بازی محمد باقر قالیباف است برای اینکه به یکباره وارد میدان نشود و به تنهایی هزینه های این رقابت را تا روزهای متنهی به انتخابات پرداخت نکند . برخی این رویداد را حاصل یک اشتباه بزرگ از سوی شهردار تهران دانستند . فردی که خودش به تنهایی می تواندوارد این رقابت شود و آینده سیاسی اش را با دیگران در فرآیندی که نتیجه و خروجی اش چندان مشخص نیست گره نزد . دیگرانی هم بودند که این تصمیم آقای شهردار را باعث ترقی اعضای دیگر می دانستند چه اینکه حتی آن زمان برخی رسانه ها تیتر زدند :«پرواز حدادعادل با بال های قالیباف». خودش اما در واکنش به همه این حرف و حدیث ها چنین می گفت : « اینکه این ائتلاف سیاسی نیست به این معنا نیست که ما سیاسی نیستیم. این بدین معناست که نمی خواهیم مکر و حیله بکنیم و از جنس کاسه به دست بگیر و بده و بستان احزابی نیست. اگر این ائتلاف منجر به اختلاف شود باید در دینداری ما شک کنید. »

روزهای آخر که فرا رسید تحلیل همه آنهایی که می گفتند محمد باقر قالیباف باز یک اشتباه بزرگ سیاسی کرده است درست از آب در آمد ؛«هیچ کس کنار نکشید».

این اما تنها معضل آقای خلبان نبود که می خواست باز از «شهر» به «کشور» برسد. او برخلاف دور قبل این بار بدترین نوع تبلیغات را داشت. یک تبلیغات نه چندان حساب شده که برخی در جمع های خصوصی با یادآوری نکات منفی اش از احتمال شکست او در انتخابات سخن می گفتند. با همه این حرف و حدیث ها اما محمد باقر قالیباف همچنان در نظرسنجی ها شانس نخست بود تا اینکه خودش ماجرا را به سمت دیگری هدایت کرد.

ماجرا از این قرار بود که همزمان با تبلیغات انتخاباتی یک فایل صوتی از محمد باقر قالیباف منتشر شد، این فایل سخنان قالیباف در یک جلسه در دوران حضورش در فرماندهی ناجا و قضایای نوع عملکرد و تصمیمات او در یک ناآرامی را در بر داشت. حالا باز وجه نظامی آقای شهردار پررنگ شده بود. یک اتفاق که می توانست اعداد نظرسنجی ها را جابجا کند .

حالا همه منتظر بودند ببینند محمد باقر قالیباف چگونه با این ماجرا روبرو خواهد شد؛ زمان اما نشان داد که او یکی دیگر از اشتباهات بزرگ دوران سیاست ورزی اش را انجام داد. آقای شهردار که قواعد بازی سیاسی را چندان مرور نکرده بود وارد یک بازی نه چندان پیچیده شد تا در نهایت این بار هم حسرت ورود به اتاق کار آقای رییس جمهور بر دلش باقی بماند . غیرمنتظره ها همیشه به ضرر محمدباقر قالیباف بوده است؛او این بار هم غیر منتظره بود و به یکباره خطاب به حسن روحانی گفت :« در سال 82 که فرمانده نیروی انتظامی بودم و شما دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید، در سالگرد حمله به کوی دانشگاه، هر سال برنامه می‌گرفتند. یک جلسه من گفتم اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت مراسم را بگیرد. شما اشاره به این میکردید که بابا دنبال دردسر هستی، ول کن چه مجوزی. این اصرار من بود که اجازه بدهیم دانشجو حرفش را بدهد، ولی در چارچوب قانون. در شورای امنیت کشور هم در سال 82 جلسه ای برگزار شد، من معتقد بودم پشت حوادث سال 82 حوادثی که در کوی دانشگاه یا خوابگاه طرشت علامه اتفاق افتاد نیروی انتظامی تمام قد جلوی لباس شخصی ها افتاد و اجازه ندادیم حوادث 78 رخ بیاید. من می‌گفتم پشت حوادث دانشجویان نیستند. در جلسه اصرار کردم اگر دانشگاه اشکال دارد، به نیروی انتظامی اجازه ورود بدهید. من با اصرار این مجوز را گرفتم. به خاطر اینکه معتقد بودم سیاسیون پشت این ماجرا هستند نه دانشجویان.»

حسن روحانی هم در واکنش به این سخنان قایباف گفت «از قالیباف خیلی تعجب می‌کنم. درست است باید رقابت کنیم ولی نه اینجوری. آقای قالیباف دلم نمیخواست بگویم. آنجا بحث این بود که شما می‌گفتید دانشجویان بیایند، ما برنامه گازانبری داریم. ما می‌گفتیم راه این است که مجوز بدهیم و دستگیر کنیم. من راجع چند کلانتری به شما گزارش دادم. شما چی گفتید؟ نمیخواهم بازگوکنم. گفتید کل آدمهای سالم من این تعداد است. برنگردید به بحث های آن زمان، این سینه من پر است از مسائل فراوان. حرف برای گفتن زیاد داریم. بگذارید رقابتمان سالم و درست باشد. هیچ‌وقت پادگانی فکر و عمل نکردم.جزو افرادی هستم که حقوق خواندم. من سرهنگ نیستم، حقوقدان هستم.»

این پایانی زودرس برای خلبانی بود که بار دیگر هواپیمای خود را از خیابان بهشت برای فرود در حیاط پاستور  به هوا بلند کرده بود . محمد باقر قالیباف با یک دست فرمان اشتباه بار دیگر به صورت تمام قد یک نامزد نظامی به تصویر کشیده شد. آقای شهردار هم خودش را از ریاست جمهوری انداخت و هم حسن روحانی را به ریاست جمهوری رساند .

رؤیابازی های ناتمام قالیباف
محمد باقر قالیباف در زندگینامه اش نوشته است :« دیدم مردان بزرگ و خوبى در کارهاى نظامى و انتظامى هستند و دیگر نیازى به حضور من در این عرصه نیست. انتخابات ریاست جمهورى نیز نزدیک بود. رفتم و از کارهاى نظامى و انتظامى کناره گرفتم. مردم در نهایت خدمت‌گذار دیگرى را پذیرفتند و این براى من هم پیامى بود. گفتم که، باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى. »

خبر رسیده که محمد باقر قالیباف گویی دوباره با همین نگاهی که در زندگی نامه‌اش روایت کرده، باز به پاستور فکر می کند . می‌گویند حضورش را مشروط کرده به حمایت اصولگرایان و اینکه نامزد جدی دیگری وارد عرصه رقابت نشود. آیا این اخبار صحیح است و محمد باقر قالیباف بار دیگر عزم پاستور کرده است ؟ واقعیت این است که محمد باقر قالیباف هر چه در سیاست ناموفق بوده و ناکام ؛ در اجرا چهره مدیری موفقی را نشان داده است. فردی که به خوبی کارهای اجرایی را انجام می دهد و به «شهر» سامانی تازه داده است. سوال اما این است که چه کسانی و چرا باز فکر پاستور را به ذهن آقای شهردار انداخته اند؟

شاید برخی منتقدان دولت که گرد آقای شهردار هم هستند تحلیل شان این باشد که چرخ برجام خوب نچرخیده و زمانه به کام حسن روحانی نیست ؛ شاید برخی گمان کنند که حتی اگر حسن روحانی رییس جمهور دو دوره ای هم باشد باید با او رقابت کرد تا همه حرف ها و نقد ها را به او گفت؛ شاید برخی دیگر بر این باور باشند که باید ریسک کرد و حتی به قیمت هزینه های زیاد به رقابت با او پرداخت، شاید برخی آقای شهردار را وسوسه کرده باشند که بخاطر رای روحانی در سال 92 او شانس رقابت مجدد دارد، اما درست در همین میانه است که باید با صراحت به حامیان نامزدی او گفت «شاید محمد باقر قالیباف تنها یک کارت دیگر برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد. این کارت را حالا و البته به مقاصد دیگر نسوزانید. او سرمایه خوبی برای اصولگرایان است؛ فردی برای وقتی دیگر!» آنهم در روزهایی که حتی طیفی از اصولگرایان هم روحانی را کاندیدایی بهتر و مناسبت تر برای حمایت در سال 96 می‌دانند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: