بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


انحراف زن خانه دار در دوستی با زن مورد دار همسایه؛ پسر تلگرامی زن شوهردار را درمنجلاب برد

زن جوان که پس ازدوستی با زن همسایه به شوهرش خیانت کرده بود با دنیایی پشیمانی می گوید زندگی رویایی اش را بخاطر یک وسوسه از دست داده است.


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


خواندنی هایی درباره جلیقه های ضد گلوله!

جالب است بدانید که این جلیقه ها به راستی ضد گلوله نبوده و عبارت مقاوم در برابر گلوله به منظور تعریف آن ها مناسب تر خواهد بود.


مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که ...


پارتی های شبانه مختلط تنها بخشی کارهای شبانه مان بود؛ زن پشیمان با یک بچه در بغل نزد پلیس رفت

حوادث | پنجشنبه ۰۴ شهريور ۹۵ ساعت ۱۰:۲۴ | نسخه چاپي

اگر روزی که خود را سوار بر اسب خوشبختی می دیدم و احساس می کردم درمیان ابرها پرواز می کنم لحظه ای هم به دنیای واقعی می اندیشیدم و به عاقبت عشق های زودگذر خیابانی و این دلباختگی های دروغین فکر می کردم شاید امروز به روزگار سیاه خودم تاسف نمی خوردم و زندگی ام را این گونه به نابودی نمی کشاندم.....

زن 23 ساله درحالی که چشمان غمگین خود را به نگاه عاشقانه دختر خردسالش گره زده بود و عنوان می کرد دیگر امنیت جانی ندارم و نمی توانم با «آتیلا» زندگی کنم به کارشناس اجتماعی کلانتری مصلای مشهد گفت: 3 سال قبل خیلی اتفاقی با «آتیلا» در خیابان آشنا شدم. آن روزها شیفته محبت بودم اما در اوج هیجانات دوران جوانی راه را به خطا رفتم و به جست وجوی محبت در خیابان ها پرداختم. این بود که تنها یک لبخند خیابانی مرا درگیر دلباختگی های دروغین کرد و رابطه ام هر روز با آتیلا نزدیک تر شد. پدرم چند سال قبل مادرم را طلاق داده بود و من و خواهرم نزد مادرمان زندگی می کردیم اگرچه همه تلاش مادرم خوشبختی ما بود اما دوستی خیابانی با آتیلا موجب شد تا من نگاه های نگران و نصیحت های او را نادیده بگیرم. خیلی زود و با تحریک دوستانم از خانه فرار کردم تا به قول خودم آزاد باشم. «آتیلا» سابقه کیفری داشت و آخرین بار 3 سال زندان را به جرم چاقوکشی و نزاع تحمل کرده بود اما مادر او وضعیت مالی خوبی داشت و آپارتمانی را در منطقه آب و برق مشهد در اختیارش قرار داده بود. از آن روز به بعد آن واحد آپارتمانی به پاتوق خوشگذرانی هایمان تبدیل شد و شب و روزمان را با دختران و پسران جوانی می گذراندیم که در دام اعتیاد و مشروبات الکلی گرفتار شده بودند. شرکت در مجالس و پارتی های شبانه مختلط تنها بخشی از ولگردی های شبانه مان بود که نام تفریح و خوشگذرانی بر آن گذاشته بودیم. آن روزها آن قدر غرق در این عشق های دروغین بودم که نتوانستم لحظه ای به عاقبت کارهایم فکر کنم مدتی بعد مادر آتیلا برای جلوگیری از آبروریزی ، بدون برگزاری هیچ گونه مراسمی، مرا به عقد آتیلا درآورد من هم که به خاطر بارداری شرایط سختی را می گذراندم به ناچار نزد مادرم بازگشتم. آن روز مادرم مرا با آغوش باز پذیرفت و اتاقی را در همسایگی خودش برایم اجاره کرد این گونه بود که آتیلا هم نزد من بازگشت اما اعتیاد و مصرف مشروبات الکلی موجب بیکاری او شده بود به طوری که مشکلات مالی آزارمان می داد اگرچه اجاره خانه و هزینه های پزشکی تولد فرزندم را مادرم پرداخت می کرد اما هر روز وضعیت مالی ما بدتر می شد این درحالی بود که آتیلا نیز نه تنها سرکار نمی رفت بلکه برای تامین هزینه های اعتیاد و مشروبات الکلی مرا تحت فشار می گذاشت. او دیگر من و دخترم را فراموش کرده و تنها به فکر خودش بود با وجود این مادر آتیلا نیز سراغی از ما نمی گرفت و من به روزگار سیاه خودم تاسف می خوردم. وضعیت زندگی ما به حدی بحرانی شد که دیگر آتیلا پس از مصرف مشروبات الکلی از حالت طبیعی خارج می شد و به من حمله می کرد از این شرایط خسته شده بودم چرا که هر لحظه امکان داشت در حالت غیرعادی که دارد مرگ مرا رقم بزند. به همین دلیل فرزندم را برداشتم و برای مدتی به خانه مادرم رفتم اما هیچ تغییری در وضعیت روحی و روانی آتیلا به وجود نیامد و دیگر راهی جز طلاق ندارم...

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟