پژو 3008 هم به ایران می آید (+عکس)

پیش بینی می شود این خودرو در محدوده قیمتی خودروهایی مانند RAV4 و اسپورتیج قرار گیرد.


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


آیفون 7 اس قرمز به جای آیفون 8

ظاهرا آیفون‌های سال ۲۰۱۷ قرار است iPhone 7s و iPhone 7s Plus باشند و از نظر ظاهری، تفاوتی با آیفون ۷ ندارند. منبعی در تایوان ادعا کرده است که تنها تفاوت ...


پژو 508 در ایران؛ زنگ خطر برای رنو تلیسمان

ایران خودرو بزودی Peugeot 508 را به بازار سدان‌های لوکس ایران وارد می‌کند. در غیاب تویوتا کمری، کیا اپتیما و رنو تلیسمان اصلی‌ترین رقیب پژو 508 ...


تست و برسی شاسی بلند جدید رنو در ایران / وقتی قد بلند رنو، سانتافه را تهدید می کند (+عکس)

بعد از هشت بار مسابقه درگ با هیوندای سانتافه MPi 178 اسب بخار، به طور قطع می توان گفت که شتاب اولیه و ثانویه کولئوس از سانتافه بهتر است.


آرش مرا جای خلوت برد و در یک هوس آنی عفتم را لکه دار کرد / با فیلم هوس آلود مرا تهدید می کند

حوادث | چهارشنبه ۰۳ شهريور ۹۵ ساعت ۹:۱۹ | نسخه چاپي

چند وقت پیش از طریق آژانس تلفنی با آرش آشنا شدم، او با یک مشت حرف های عاشقانه و پوشالی مرا خام کرد.
فهیمه 18 ساله است با مراجعه به مرکز مشاوره آرامش پلیس خراسان جنوبی این گونه ماجرای زندگی خود را بیان کرد: در یک خانواده 6 نفری زندگی می کنم و فرزند سوم خانواده هستم.
پدرم کارگر است و مادرم خانه دار؛ پدرم با سیلی صورتش را سرخ نگه می دارد و همیشه به مادرم می گوید ما که نتوانستیم درس بخوانیم و برای خودمان کسی شویم ، اما بچه ها باید درسشان را بخوانند و فرد مفیدی شوند و ما هم این نصیحت پدر را مثلاً آویزه گوشمان کردیم تا مبادا دست از پا خطا کنیم و زحمات او را به باد دهیم .من هم خیلی مراقب بودم که یک وقت خطایی نکنم و بیشتر حواسم روی درس خواندن باشد.
تازه داشتم خودم را برای کنکور آماده می کردم که ... یک روز که با یکی از دوستانم برای خرید به مرکز شهر می رفتیم ، سوار یک تاکسی آژانس شدیم که راننده اش مرد جوانی بود، در مسیر متوجه نگاه های معنادارش شدم. ابتدا توجهی نکردم ولی او چشم بر نمی داشت و سؤال های بی ربط از ما می پرسید و دوستم جوابش را می داد.
موقع پیاده شدن هم شماره تلفن خود را روی کاغذ نوشت و به ما داد و گفت اگر باز هم جایی خواستید بروید، تماس بگیرید خودم را می رسانم. وقتی پیاده شدیم دوستم را سرزنش کردم که چرا شماره اش را گرفتی او در جوابم گفت: اشکالی ندارد تاکسی است.
یک بار که می خواستم تنها به جایی بروم با راننده تماس گرفتم که زود خودش را رساند. در طول مسیر به من پیشنهاد دوستی داد و گفت قصد ازدواج دارد و دنبال یک دختر خوب مثل من می گردد. برای لحظاتی به خود مغرور شدم. تا آن زمان تجربه دوستی با جنس مخالف را نداشتم و ناخواسته پیشنهادش را پذیرفتم .
از آن روز به بعد ارتباط تلفنی ، پیامکی، تلگرامی و... ما شروع شد و آرش خودش را عاشق دل خسته ام نشان می داد و روز به روز وابستگی ما هم بیشتر می شد طوری که زندگی بدون او برای من غیر قابل تحمل بود .
بعد از مدتی تلفن و پیامک های عاشقانه مرا اشباع نمی کرد. دیوانه وار می خواستم ببینمش. این بود که به او زنگ زدم و گفتم که کار فوری دارم و باید او را ببینم. قرار گذاشتیم و با ماشین آمد سرقرار، یک ساعت با هم در شهر دور زدیم تا اینکه گفت خسته شدم. بهتراست یک جا بایستیم و استراحت کنیم .
به یک جای پرت رفتیم که خیلی سوت و کوربود .آرش با چرب زبانی مرا خام خودش کرد و با هزار وعده و وعید توخالی فریبم داد و مرا مورد سوءاستفاده قرار داد. شرمنده و پشیمان بودم از خطایی که کردم واز طرفی عفتم لکه دار شده بود نمی دانستم چه خاکی باید بر سرم بریزم هرچه سعی می کرد آرامم کند فایده ای نداشت .
این هم جزو سناریوی او بود که دلداری ام بدهد. وقتی به گناهم فکر می کردم و اینکه چرا با هوس آنی و زود گذر خام او شدم دلم می خواست زمین دهن باز کند و مرا در خود فرو ببرد ولی افسوس که پشیمانی سودی نداشت...
وقتی به دست های ترک خورده پدرم فکر می کردم ازخودم متنفر می شدم . اگر پدرم موضوع را می فهمید سکته می کرد. بعد از این ماجرا تا چند روزخبری از آرش نبود و به تلفن هایم جواب نمی داد تا اینکه فیلم و عکس هایی از طریق واتس آپ دریافت کردم ...
عکس ها و فیلم مربوط به ارتباط من و او بود! بی صفت نمی دانم چطور فیلم و عکس گرفته بود. به او زنگ زدم ودلیل این کار کثیفش را جویا شدم . در جوابم گفت: در صورتی فیلم و عکس ها را در اینترنت و شبکه های مجازی منتشر نمی کند که به ارتباطم با او ادامه دهم.
نمی دانم باید چه خاکی بر سرم بریزم و...

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟