زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


نابود شدن 120 بی ام وی صفر کیلومتر در تصادف قطار+تصاویر

بیشترین آسیب در این تصادف به مدل های X3، X4، X5 و X6 وارد شده است.


چرا «فردا» تعطیل نیست؟

در این گزارش به بررسی چرایی تعطیل‌نشدن هشتم ربیع‌الاول امسال، سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) و آغاز ولایت امام عصر(عج) پرداخته شده است.


نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


کاهش ساعت کار بانوان شاغل کلید خورد؛ جزئیات مصوبه ابلاغی دولت

بخشنامه قانون کاهش ساعات کار هفتگی بانوان شاغل به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد؛بر این اساس زمان کار بانوان مشمول این مصوبه از ۴۴ ساعت در هفته ...


هنریک ایبسن، مرد همیشه ناراضی

| سه شنبه ۰۲ شهريور ۹۵ ساعت ۱۷:۱ | نسخه چاپي

هفته نامه همشهری جوان - محمدرضا جعفری: «قوی ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد.» این جمله از نمایشنامه «دشمن مردم» به نوعی مانیفست زندگی «هنریک ایبسن» یک یاز شاخص ترین چهره های نمایشنامه نویسی جهان است؛ نویسنده ای که بیشتر آثارش پس از گذ شت 110 سال همچنان حرف روز و مبتلابه جامعه است. همین به روز بودن باعث شده که تقریبا جایی نباشد که تئات راجرا برود و صدایی از آثار ایبسن به گوش نرسد.
این نمایشنامه نویس نروژی توانایی منحصر به فردی در درام نویسی و شخصیت پردازی داشت و طوری داستان را با دیالوگ ها پیش می برد که قدرت زمین گذاشتن نمایشنامه یا چشم بستن بر نمایش را نخواهید داشت. از طرفی ایبسن به سنت شکنی و شنا کردن خلاف جهت آب هم معروف است؛ طوری که نمایشنامه «خانه عروسک» او در سراسر اروپا جنجال به پا می کند و در هر بحثی حرف از این نمایشنامه به میان می آید و کار به جایی می رسد که روی کارت های دعوت مهمانی های نروژ می نویسند: «لطفا از صحبت کردن در مورد خانه عروسک خودداری فرمایید!»
ایبسن بیش از 30 نمایشنامه نوشته است که بیشترشان آثار قابل تاملی هستند ولی نمایشنامه «امپراتور و گالیله»، «خانه عروسک»، «دشمن مردم»، «مرغابی وحشی»، «هداگابلر» و «جان گابریل بورکمن» جزو شاهکارهای ایبسن واقع گرا به شمار می روند. به مناسبت صد و دهمین سال درگذشت یکی از برجسته ترین نمایشنامه نویس های جهان به زندگی و آثار شاخص او پرداختیم.
مرد همیشه ناراضی
ققنوس وار
هنریک ایبسن هم مانند بیشتر مشاهیر جهان در خانواده ای مذهبی و سنتی دیده به جهان گشود. 188 سال پیش که ایبسن با گریه و شیون بسیار پا به جهان گذاشت، هیچ کس فکرش را هم نمی کرد که یکی از ستون های ادبیات مدرن جهان در حال ونگ زدن است. پدرش بازرگانی ورشکسته بود که به خاک سیاه نشسته بود و هنریک در میان همین خاک سیاه کم کم رشد کرد اما مثل همیشه زمستان رفت و روسیاهی اش به زغال ماند.
هنریک به سنین نوجوانی که رسید، دستش آمد خبری از ارثیه پدری نیست و باید خودش آستین هایش را بالا بزند. برای همین از محل تولدش در «شین» به بخش بزرگ تری به نام «گریمسناد» کوچ کرد تا با پادویی در داروخانه روزگار بگذراند، به این امید که روزی جراح بزرگی بشود. حتی به تحصیلات مربوط هم مشغول شد ولی همان خاک سیاهی که از پدرش ارث برده بود بر سرش شد و نتوانست درسش را ادامه بدهد.
تاریخ یک بار دیگر ثابت کرد که محدودیت خلاقیت می آورد و عقده های فروخورده هنریک، موتور محرکی شد برای نوشتن. پس از مدتی ایبسن مسئول بخش سیاسی نشریه ای کم تیراژ و مخالف خوان می شود. هنریک جوان به تاثیر از بزرگان ادبیات نوشتن را از ریشه هایش شروع می کند؛ درام هایی منظوم و رمانتیک درباره گذشته اسکاندیناوی.
ایبسن متوجه می شود که خلأ بزرگی در زمینه نمایشنامه نویسی در کشورش وجود دارد و سعی می کند با نوشتن چند پیش برای خودش آبرویی دست و پا کند. آثار اولیه ایبسن هر چند با شاهکارهای دوران هنری اش قابل مقایسه نیستند اما به لحاظ برخورداری از دستمایه هایی با ارزش قابل تعمق اند.
بالاخره زنگ ها برای ایبسن به صدا در می آیند و نخستین دوران هنری اش آغاز می شود ولی نه به همین سادگی. منتقدان و اهالی فرهنگ و هنر، آثار نویسنده جوان را به کاغذ پاره تشبیه می کنند و باعث می شوند ایبسن آزرده خاطر مهاجرت کند و 27 سال در کشورهای ایتالیا و آلمان سکنی گزیند. این کوچ دردناک به نفع آقای نویسنده تمام می شود و ذوق نوشتنش را دو چندان می کند.
ایبسن با وجود دوری گزیدن از مردمش هیچ وقت نتوانست قلب خود را از نروژ جدا کند و این جدایی تنها به درکی جامع تر از سرزمین مادری اش ختم شد. ایبسن به واسطه دوری از موطنش توانست بینشی عمیق نسبت به مردمش بیابد. مقایسه فرهنگی و در جریان دلمشغولی های دیگر ملل قرار گرفتن به نمایشنامه های او عمق بیشتری داد.
مرد همیشه ناراضی
سورئال واقعی
«پی یر گینت» از اولین آثار ایبسن است که مورد توجه قرار گرفت اما پیش از دوران طلایی کارش، نوشته شده و تفاوت های آشکاری با دیگر آثارش دارد. یک یاز این تفاوت ها ترکیب سورئالیسم با رئالیسم است؛ ایبسن در پی یر گینت رویا و واقعیت را با هم در می آمیزد و ترکیب تازه ای خلق می کند؛ ترکیبی که خود او هم گمان نمی کرد بتوان آن را روی صحنه اجرا کرد.
ایبسن این اثر را یک «شعر دراماتیک طولانی» می دانست. داستان های محلی درباره ترول ها (غول هایی که در داستان های قدیمی اسکاندیناوی در جنگل زندگی می کنند) با زندگی شخصی به نام «پیر گینت» دستمایه نوشتن اثری می شود که روحیات مردم نروژ و مفهوم خودخواهی را می کاود و در کنار واکاوی رابطه انسان با جامعه، نوعی خودشناسی را دنبال می کند. از سویی پی یر گینت یک اثر بسیار شخصی است که ایبسن نام اجداد خود را روی شخصیت های آن گذاشته و در نامه ای اشاره دارد که حتی مادر گینت را بر اساس شخصیت مادر خودش نوشته است.
اما نکته عجیب این که این اثر شباهت انکارناپذیری به خود ایبسن دارد و در عین حال نوعی پیشگویی هم هست. در اولین سال های تبعید خودخواسته ایبسن به ایتالیا نوشته شده و داستان کسی را باز می گوید که پس از چند دهه به روستای خود بر می گردد اما همه چیز تغییر کرده است. ایبسن هم پس از چند سال زندگی در ایتالیا به آلمان رفت و برای مدت 27 سال به نروژ بازنگشت.
پس از بازگشت همه چیز تغییر کرده بود؛ دقیقا مثل بازگشت گینت که چند دهه قبل نوشته شده بود. جاه طلبی ایبسن باعث شد نمایشنامه اش تا ده سال پس از نوشته شدنش فرصت اجرا پیدا نکند اما بعدتر تا آنجا پیش رفت که پارک مجسمه نمایشنامه پی یر گینت در اسلو ساخته شد.
آیا ایبسن بزرگ بود؟
قدرت درام نویسی ایبسن در پرداخت درست روابط است و مضامین آثارش آنقدر ملموس هستند که با گذشت 110 سال از مرگش هنوز برای مان آشنا و تازه به نظر می رسد. ایبسن از دیوار غیرقابل عبور خرافه، سنت های اروپایی و عادت می گذرد و ما را نیز با خود می کشاند؛ چنان که در پایان می بینیم نمی توانیم به آنچه در پس پرده می گذرد بی تفاوت باشیم.
با انتشار نمایشنامه خانه عروسک، جنجال ها به راه می افتد و در هر کوچه و پستویی صحبت از خانه عروسک است. اوضاع به قدری خنده دار می شود که بر متن کارت های دعوت میهمانی ها می نویسند: «لطفا از صحبت در مورد خانه عروسک خودداری کنید! اروپا تکان می خورد. نام ایبسن بیش از پیش بر زبان ها می افتد. داستان ساده است.
زنی به نام نورا برای نجات شوهر دست به تقلب و جعل سند می زند با این یقین که اگر روزی شوهرش حقیقت را دریابد از او حمایت می کند. راز برملا می شود و مرد زن را محکوم می کند. زمانی که مشکلات حل شد، مرد تصمیم می گیرد همسرش را ببخشد اما همسر که تازه فهمیده در تمامی این سال ها با او چون عروسکی بی اراده رفتار شده، شوهر را ترک می کند تا به جستجوی خویشتن فراموش شده اش برود.
این نمایشنامه با همه مخالفت ها، طرفداران جان بر کفی هم داشت. مخالفت با خانه عروسک هر چند بسیار با جوش و خروش همره بود اما ایبسن هم دیگر در مقابل نادیده گرفته شدن آبدیده شده بود و کار خود را ادامه می داد.
«ارواح» شاهکار جنجالی بعدی بود و مخالفان را بار دیگر به آتش کشید. در ارواح، این خانم آلوینگ است که در دایره سنن خانوادگی گرفتار شده. او برخلاف نورا می ماند و دیوانه شدن تنها پسرش را نظاره می کند؛ پسری که بیماری را از پدر منحرف خود به ارث برده است.
مخالفت با اشباح و تحریم آن، آنقدر وسیع و پردامنه شد که ایبسن با وجود عادت داشتن به این نوع واکنش ها نتوانست سکوت کند و یک سال در دفاع از اشباح در جراید مقالاتی منتشر کرد و وقتی این هم نتیجه بخش نشد، دست به قلم برد و با اثری کوبنده پاسخ دندان شکنی به مخالفان داد. این آثار بارها روی صحنه رفته اند و اقتباس های زیادی هم از آنها شده است. در ایران هم داریوش مهرجویی دو فیلم «سارا» و «اشباح» را از نمایشنامه های خانه عروسک و اشباح اقتباس و ایرانیزه کرده است.
مرد همیشه ناراضی
نمایش هدا گابلر
زنده باد آنارشی
«اکثریت هیچ وقت حق ندارد. هرگز، هرگز! خوب شنیدید؟ این هم یکی از آن دروغ های اجتماعی است که هر آدم آزاد و آزادیخواه که گفتار و کردارش آزاد است، باید بر ضد آن بجنگد و مبارزه نماید.» ایبسن در نمایشنامه «دشمن مردم» با دیالوگ های تند و تیز به جنگ با سنت های جامعه اش می پردازد. دکتر توماس استوکمان – شخصیت اصلی نمایش – است که خصوصیات اخلاقی اش شباهت غریبی به نویسنده دارد.
دکتر استوکمان فردی متعهد و دلسوز است. او که روزی برای پیشرفت شهرش پیشنهاد تاسیس تعدادی حمام آب گرم را داده بود، متوجه می شود که آب این حمام ها آلوده است، پس تقاضای رسیدگی می کند اما اولیای شهر که این کار را بر ضد منافع خود می بینند با حمایت روزنامه های پیک مردم، عوام را بر ضد دکتر می شورانند و به دکتر استوکمان لقب دشمن مردم را می دهند.
قبل از دشمن مردم هیچ اثر نمایشی دیگری را نمی توانیم مثال بیاوریم که با این صراحت و قدرت از آرا و عقاید مولفش دفاع کرده باشد. دشمن مردم بسیار صریح تر از بیشتر آثار ایبسن است و از شوخی هم بی بهره نیست. طنز ایبسن بیشتر شامل روزنامه هایی می شود که رسالت خود را روشنگری می دانند. ایبسن فریاد می زند روزنامه ها باید در جامعه خود پیشرو باشند، نه رهرو آن.
ایبسن نه فقط محافظه کاری و سودجویی سیاستمداران را برملا می کند بلکه طعنه ای هم به زادگاهش نروژ می زند که همیشه پشت او را خالی کرده است. دکتر استوکمان هم مانند نورا و خانم آلوینگ خود را در محاصره افکار عمومی می بیند اما از این آزمون سربلند بیرون می آید و بر این نکته صحه می گذارد که ایبسن همیشه شورشی های عصیانگر و از همه جا رانده را ستایش می کند.
ایبسن در سال 1891 که 63 سال داشت به نروژ بازگشت ولی نروژ تغییر کرده بود. خود ایبسن تاثیر بسزایی در این تغییرات داشته. دوران ویکتوریایی در حال پایان یافتن بود و جامعه به سوی مدرنیسم در حرکت بود. این حرکت نه تنها در تئاتر بلکه در تمام جامعه شکل گرفته بود. پیرمرد 15 سالی در کشورش زندگی کرد و سر آخر در کریستیانا، سکته مغزی کرد و مرد.
ایبسن نویسنده واقع گرایی است که گاهی به سمت سورئال هم حرکت می کند سمبلیک واقعی
کارشناسان آثار هنریک ایبسن را به سه دوره کلی تقسیم کرده اند و نمایشنامه هایش را بر این اساس بررسی می کنند. دوره های اول و سوم از نظر شیوه نگارش شباهت زیادی به هم دارند. در ادامه نمایشنامه های این سه دوره و حواشی نمایش نامه های شان را در این بخش بررسی کرده ایم.
* دوره اول به آثار حماسی – سمبولیک او با نمایشنامه«براند» و «پیر گینت» اختصاص دارد. در دوره دوم، ایبسن به زندگی معاصر، به صورت واقع گرایانه توجه نشان می دهد. در آثاری چون «ستون های جامعه»، «خانه عروسک»، «دشمن مردم»، «مرغابی وحشی»، «بانوی دریایی»، «هداگابلر» و «استاد معمار». در این دوره به نظر می رسد که هنریک ایبسن، متناسب با مضامین معاصر و سبک واقع گرایانه آثارش شیوه نمایشنامه نویسی خوش ساخت یا آسان ساخت را برای کارهایش مناسب تر دانسته که شیوه غالب نمایشنامه نویسی در این دوره از تاریخ ادبیات نمایشی نیز بوده است.
نمایشنامه «اشباح» نیز جزو همین گروه از آثار وی قرار می گیرد. در دوره سوم، ایبسن با آثاری چون «جان گابریل بورکمن» و «وقتی ما مردگان برخیزیم» دوباره به فضاهای سمبولیستی باز می گردد که البته ویژگی های متفاوتی نسبت به نمایشنامه های سمبولیستی دوره اول وی دارد.
مرد همیشه ناراضی
نمایش دشمن مردم

* روایتی وجود دارد که «خانه عروسک» پر اجراترین نمایش در قرن بیستم است و همچنان در سراسر جهان روی صحنه می رود. نمایشنامه جان گابریل بورکمن ایسبن در تئاتر شهر تهران با نام «بدرود امپراتور» و همچنین «هدا گابلر» به روی صحنه رفته است. سال 2006 به خاطر یکصدمین سال درگذشت ایبسن، سال ایبسن نامگذاری شد. در سال 2006 یک نمایشنامه از زندگی ایبسن به نام «مرگ ایبسن کوچک» به روی صحنه رفت.
* وسعت و تنوع آثار دراماتیک ایبسن بسیار چشمگیر است. او 50 نمایشنامه نوشت و در تمامی آثارش مجامعه نروژ را در تمام زمینه ها بررسی کرد و انسان مدرن را با جسارت بی همتایی مورد ارزیابی و انتقاد قرار داد. مضامینی که او بسط و گسترش داد، مبتنی بر یک ایده آل آزادیخواهانه و فردگرایانه بود و فضای معنوی جامعه را تغییر داد. ایبس در هر مملکتی که بود، همه روزه روزنامه می خواند و بازتاب وقایع روز را می توانیم در همه درام هایش ببینیم.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: