خودروی مفهومی لاگونا رنو (+عکس)

برای جلوگیری از صدمه‌های احتمالی به چشم، راننده و سرنشین هر دو از عینک‌های بزرگ و ویژه‌ای استفاده می‌کنند.


تست و برسی شاسی بلند جدید رنو در ایران / وقتی قد بلند رنو، سانتافه را تهدید می کند (+عکس)

بعد از هشت بار مسابقه درگ با هیوندای سانتافه MPi 178 اسب بخار، به طور قطع می توان گفت که شتاب اولیه و ثانویه کولئوس از سانتافه بهتر است.


شهباززاده به نفت تهران پیوست

مهاجم پیشین تیم فوتبال آلانیا اسپور ترکیه به نفت تهران پیوست.


اظهارات آخوندی در جلسه استیضاحش؛

استعفا دادم اما رئیس‌جمهور مخالفت کرد

عباس آخوندی در نشست علنی امروز (یکشنبه یکم اسفندماه) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی طرح استیضاح، در دفاع از خود گفت: قطعاً این جلسه سخت و تاریخی ...


شهباززاده به نفت تهران پیوست

مهاجم پیشین تیم فوتبال آلانیا اسپور ترکیه به نفت تهران پیوست.


آقای قاضی! برادرم باید یک چشمش را به من بدهد؛ درخواست عجیب برادر نابینا از دادگاه +عکس

آقای قاضی! برادرم باید یک چشمش را به من بدهد؛ درخواست عجیب برادر نابینا از دادگاه +عکس

حوادث | دوشنبه ۰۱ شهريور ۹۵ ساعت ۹:۲۸ | نسخه چاپي

درگیری دو برادر در خانه پدری با نابینایی برادر کوچکتر پایان یافت.

به گزارش رکنا، در جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح یکشنبه 31 مرداد ماه امسال در شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد ابتدا نمیانده دادستان کیفرخواست را خواند.
وی گفت: مجید 49 ساله متهم است بیست و پنجم اردیبهشت 94 در خانه پدری اش در شهرک ولیعصر با برادر کوچکش به نام حسین درگیر شد و وی را با ضربه میله آهنی به چشم چپش نابینا کرد. اکنون با توجه به مدرک های موجود در پرونده برای مجید اشد مجازات می خواهم.
سپس حسین در جایگاه شاکی ایستاد و گفت: من و برادرم از سالها پیش با هم اختلاف مالی داشتیم. آن روز می خواستم به پشت بام خانه بروم که برادرم مقابلم ایستاد و حرف های گذشته را پیش کشید. ما با هم درگیر شدیم و مجید با میله آهنی چندین ضربه به سر و سینه و شکمم زد که به شدت زخمی شدم. او با میله آهنی به چشم چپم زد که موجب تخلیه آن شد . من برای برادرم تقاضای قصاص چشم دارم.
سپس مجید در جایگاه ویژه ایستاد و منکر نابینا کردن برادر کوچکش شد. وی گفت: قبول دارم با حسین درگیر شدم و با میله به او ضربه زدم اما من باعث نابینایی او نشدم. من 10 سال در کشور انگلیس کار می کردم و وپولهایم را به حساب برادر کوچکم می ریختم تا برایم پس انداز کند اما وقتی به ایران آمدم حسین گفت پولی برایم پس انداز نکرده است. درگیری های من و برادرم به خاطر همین پولهای لعنتی شروع شد . ولی من واقعا با میله آهنی به چشم برادرم نزدم.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟