با پرجمعیت‌ترین جزیره جهان آشنا شوید

جزیره «میگینگو» در کنیا را از نظر تراکم، پرجمعیت‌ترین جزیره جهان می‌شناسند که با ۱۳۱ خانه جمعیتی ۱۰۰۰ نفری دارد.


به چه شرطی صنعت خودرو از رکود خارج می شود؟

چنانچه خوروسازی های داخلی همکاری خود را با شرکتهای مطرح غربی شروع کرده و تولیدات خود را با قیمت های نجومی عرضه نکنند و شرایط ویژه فروش به نفع مشتری درنظر بگیرند می توان امیدوار بود چرخ های این صنعت در سال آینده بچرخد.


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


پاسخ تند شهاب حسینی به یالثارات: به هم کیشان داعشی خود بپیوندید

شهاب حسینی، بازیگر و کارگردان سینما طی یادداشتی نسبت به توهین نشریه «یالثارات» واکنش نشان داد.


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


سرنوشت سیاه دختری که فروخته شد؛ ارتباط زن سوم یک مرد با برادر هووی اولش یک زندگی را متلاشی کرد

سرنوشت سیاه دختری که فروخته شد؛ ارتباط زن سوم یک مرد با برادر هووی اولش یک زندگی را متلاشی کرد

حوادث | پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ ساعت ۸:۴۰ | نسخه چاپي

زن جوان که در ازای طلب میلیونی پدرش، زن سوم نزول خوار 50 ساله ای شده بود، در اقدامی هولناک چند هفته پس از زایمان، دخترش را کشت و خودکشی کرد.

به گزارش رکنا، مرد ورشکسته که برای پرداخت بدهی هایش در ازای 3 میلیون تومان پول نقد، 10 میلیون تومان سفته به یک نزول خوار دو زنه به نام «محمود» داده بود، وقتی نتوانست بهره پولش را بپردازد، در دوراهی قربانی کردن زندگی دختر 20 ساله اش و رفتن پشت میله های زندان و آوارگی خانواده اش، به عقد دخترش رضایت داد و او را به حجله سیاه طلبکار طماعش فرستاد.
«سحر» که دختری درسخوان بود با این تصمیم پدر بدون هیچ مراسمی مانند یک برده با بقچه لباسی به خانه محمود خان رفت و زیر نگاه های سنگین هووی 38 ساله و فرزندانش زندگی ساده ای را در یکی از اتاق های خانه همسرش شروع کرد. این دختر که مجبور بود برای در امان ماندن از خشم شوهر، دستورات هوویش را مو به مو اجرا کند در حالی که 5ماهه باردار بود با ضعف بدنی شدید مواجه شد اما از مرگ نجات یافت.
زندگی در خانه مخوف محمود خان و دوری از خانواده، سحر را بارها تا مرز خودکشی پیش برد اما هر بار به شکلی منصرف می شد تا اینکه برادر هوویش به او ابراز علاقه کرد. با وجودی که سحر می دانست شاهین، با چرب زبانی سعی در فریب او دارد اما از آنجا که او تنها کسی بود که به او محبت می کرد، دل بسته اش شده بود.
این احساس هر روز بیشتر می شد و در مقابل، رفتارهای سرد و خشن محمود خان نیز زن جوانش را به انزجار رسانده بود. 9 ماه بارداری سخت سحر گذشت و دخترش ستاره به دنیا آمد. سختی های زندگی تازه شروع شده بود. او که به هر طریقی بود می خواست دخترش را خوشبخت کند و به شاهین اطمینان کرده بود وقتی فهمید برادر هوویش نیز دل به دختر بزرگ محمودخان داده و او تنها طعمه ای شده تا این پسر بتواند به خواسته اش برسد و به این خانواده نزدیک شود، تصمیم سختش را عملی کرد و در یک روز گرم تابستان در حالی که همه در خواب عصرگاهی بودند و هیچ کس به او توجهی نداشت در تصمیمی سخت به زندگی خود و دخترش پایان داد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟