۷ نشانه اینکه شوهرتان از ازدواجتان راضی است

دوست دارید بدانید که شوهرتان از ازدواج با شما رضایت دارد یا نه؟ این لیست را بخوانید. بعد برای هر کار خوبی که برایتان انجام می‌دهد قدردان باشید.


پارک دولت زیر آب !

وقوع سیل در شهرستان پارسیان استان هرمزگان


عکس جدید از تبلت سرفیس پرو ۵ مایکروسافت

  به گزارش خبرآنلاین، سایت فرانسوی متعلق به مایکروسافت عکسی را بانام win10-feature-surface-pro-5-z منتشر کرد که نشان می‌دهد امسال تبلت جدید رونمایی می‌شود.


پژو 3008 هم به ایران می آید (+عکس)

پیش بینی می شود این خودرو در محدوده قیمتی خودروهایی مانند RAV4 و اسپورتیج قرار گیرد.



سرنوشت سیاه دختری که فروخته شد؛ ارتباط زن سوم یک مرد با برادر هووی اولش یک زندگی را متلاشی کرد

سرنوشت سیاه دختری که فروخته شد؛ ارتباط زن سوم یک مرد با برادر هووی اولش یک زندگی را متلاشی کرد

حوادث | پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ ساعت ۸:۴۰ | نسخه چاپي

زن جوان که در ازای طلب میلیونی پدرش، زن سوم نزول خوار 50 ساله ای شده بود، در اقدامی هولناک چند هفته پس از زایمان، دخترش را کشت و خودکشی کرد.

به گزارش رکنا، مرد ورشکسته که برای پرداخت بدهی هایش در ازای 3 میلیون تومان پول نقد، 10 میلیون تومان سفته به یک نزول خوار دو زنه به نام «محمود» داده بود، وقتی نتوانست بهره پولش را بپردازد، در دوراهی قربانی کردن زندگی دختر 20 ساله اش و رفتن پشت میله های زندان و آوارگی خانواده اش، به عقد دخترش رضایت داد و او را به حجله سیاه طلبکار طماعش فرستاد.
«سحر» که دختری درسخوان بود با این تصمیم پدر بدون هیچ مراسمی مانند یک برده با بقچه لباسی به خانه محمود خان رفت و زیر نگاه های سنگین هووی 38 ساله و فرزندانش زندگی ساده ای را در یکی از اتاق های خانه همسرش شروع کرد. این دختر که مجبور بود برای در امان ماندن از خشم شوهر، دستورات هوویش را مو به مو اجرا کند در حالی که 5ماهه باردار بود با ضعف بدنی شدید مواجه شد اما از مرگ نجات یافت.
زندگی در خانه مخوف محمود خان و دوری از خانواده، سحر را بارها تا مرز خودکشی پیش برد اما هر بار به شکلی منصرف می شد تا اینکه برادر هوویش به او ابراز علاقه کرد. با وجودی که سحر می دانست شاهین، با چرب زبانی سعی در فریب او دارد اما از آنجا که او تنها کسی بود که به او محبت می کرد، دل بسته اش شده بود.
این احساس هر روز بیشتر می شد و در مقابل، رفتارهای سرد و خشن محمود خان نیز زن جوانش را به انزجار رسانده بود. 9 ماه بارداری سخت سحر گذشت و دخترش ستاره به دنیا آمد. سختی های زندگی تازه شروع شده بود. او که به هر طریقی بود می خواست دخترش را خوشبخت کند و به شاهین اطمینان کرده بود وقتی فهمید برادر هوویش نیز دل به دختر بزرگ محمودخان داده و او تنها طعمه ای شده تا این پسر بتواند به خواسته اش برسد و به این خانواده نزدیک شود، تصمیم سختش را عملی کرد و در یک روز گرم تابستان در حالی که همه در خواب عصرگاهی بودند و هیچ کس به او توجهی نداشت در تصمیمی سخت به زندگی خود و دخترش پایان داد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟