آشپزخانه شاداب تر با اصول فنگ شویی!+تصاویر

حضور انرژی مثبت در هر فضایی از دکوراسیون داخلی شما لازم و ضروری است. قوانین فنگ شویی که بیشتر آنها بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف ...


خودروی احتمالی سال 2040 بنز+تصاویر

بر خلاف مدل استریم لاینر W196 اصلی، خودروی طراح کره‌ای یک کابین کاملا بسته داشته و به سامانه‌های کمکی آیرودینامیکی به روز مجهز شده است. از طرفی ...


جدول گروه بندی فیلم های جشنواره برای سینماهای مردمی

جدول گروه بندی فیلم های سینمایی حاضر در دو بخش سودای سیمرغ و چشم انداز سینمای ایران برای سینماهای مردمی مشخص و منتشر شد. با اعلام نحوه خرید اینترنتی بلیت‌های جشنواره فیلم فجر، فیلم‌های بخش سودای سیمرغ و چشم‌انداز سینمای ایران در قالب 4 گروه تقسیم‌بندی شده است.


زاینده‌رود جمعه در اصفهان جاری می‌شود

معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با اشاره به تصمیم کمیته ۵ نفره برای بازگشایی زاینده رود گفت: پیش بینی می‌شود تا اواخر روز جمعه زاینده رود در شهر اصفهان جریان یابد.


چرا خرید ایرباس اتفاق مهمی است؟ / 80 درصد ناوگان هواپیمایی روسیه، ایرباس و بوئینگ است

مروری بر صنعت هوایی کشورهایی که به رغم داشتن خط تولید هواپیما، از ایرباس و بوئینگ استفاده می کنند.


نقشه شوم دو پسر برای دختر جوان در خانه ییلاقی؛ این دختر با یک پیام خود را از بی آبرویی نجات داد

نقشه شوم دو پسر برای دختر جوان در خانه ییلاقی؛ این دختر با یک پیام خود را از بی آبرویی نجات داد

حوادث | پنجشنبه ۲۸ مرداد ۹۵ ساعت ۸:۴۲ | نسخه چاپي

یک سال قبل با سعید آشنا شدم. قول ازدواج می‌داد و می‌گفت حاضر است جانش را فدایم کند. خام این حرف شده بودم.

چند هفته گذشت. اصرار می‌کرد همدیگر را ببینیم. موضوع را به خاله‌ام اطلاع دادم. خدا خیرش بدهد خاله محبوبم را‌، راست می‌گفت، پسری که دختری را واقعا برای ازدواج بخواهد، حد‌ ومرز محرم و نامحرم را حفظ می‌کند و از این حرف‌ها نمی‌زند. خواسته‌اش را قبول نکردم و همین‌مسئله باعث قطع رابطه‌مان شد. خوشبختانه چند ماه بعد با پسر‌خاله‌ام نامزد شدم و دوران عقد را سپری می‌کنیم.
سعید هم به سراغ یکی از هم‌کلاسی‌هایم رفت. هر چه به یگانه می‌گفتم این ارتباط به صلاح تو نیست و گول حرف‌های پسرهای خیابانی را نخور، فایده‌ای نداشت. فکر می‌کرد از روی حسادت به او ایراد می‌گیرم.
دیروز زنگ زد و گفت با سعید قرار ملاقات گذاشته و می‌خواهند برای ازدواج تصمیم قطعی بگیرند.
باز هم تاکید کردم بدون اطلاع خانواده‌اش چنین‌ کار احمقانه‌ای نکند. بی‌توجه به حرف‌هایم سر قرار رفت. حدود دو ساعت بعد پیامکی دریافت کردم که ترس به وجودم انداخت. یگانه درخواست کمک داشت. بلافاصله موضوع را به پدرومادرش اطلاع دادم.
سعید با همدستی یکی از دوستانش برای این دختر ساده‌لوح نقشه پلیدی کشیده بود. او با ماشین، یگانه را به مناطق ییلاقی اطراف شهر برده و دوستش هم با موتورسیکلت تعقیبشان می‌کرد.
ما با پلیس١١٠‌ هم تماس گرفتیم. حال پدر یگانه به هم ریخته بود. برادرم هم آمد و با پدر دوستم راهی شدیم. خوشبختانه خودمان را به‌موقع رساندیم و دوستم را از شر شیطان نجات دادیم.
منبع: رکنا 

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟