توزیع ۲۰ هزار تن گوشت مرغ برای تنظیم بازار ماه رمضان

میزان نوشت: مدیرکل دفتر برنامه ریزی تامین، توزیع، تنظیم بازار و ذخایر راهبردی وزارت جهاد کشاورزی گفت: ۲۰ هزارتن گوشت مرغ ۵۳۰۰ تومانی برای تنظیم بازار ماه رمضان عرضه می‌شود.


پیکر ۲ شهید نیروی انتظامی در اهواز تشییع شد

پیکر دو شهید مامور نیروی انتظامی اهواز که روز گذشته به شهادت رسیده بودند، صبح امروز با حضور باشکوه مردم تشییع شد.


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


تصادف وحشتناک ۳ خودرو در بزرگراه تهران-کرج+ عکس

صبح امروز شنبه، تصادف شدید مینی‌بوس، پراید و پژو پارس در ابتدای بزرگراه تهران-کرج، مسیر شرق به غرب منجر به مصدومیت یک خانم جوان شد.


نسخه ۱.۰.۳۶

تماس صوتی تلگرام در نسخه دسکتاپ فعال شد

زومیت؛ نسخه دسکتاپ تلگرام به ۱.۰.۳۶ آلفا آپدیت شد که به لطف آن، دریافت و‌ برقراری تماس صوتی تلگرام در نسخه‌ی کامپیوتری این برنامه نیز فعال شد. تماس صوتی تلگرام امکانی فوق العاده برای این اپلیکیشن محسوب ...


ارتباط ساغر با دوستانم فراتر از یک دوستی بود / زنم یک الکلی شده است

حوادث | شنبه ۲۳ مرداد ۹۵ ساعت ۱۱:۲۹ | نسخه چاپي

آن روز که «ساغر» تماس تلفنی طولانی من با یکی از دوستانم را بهانه ای برای ترک منزل قرار داد و با عصبانیت به سمت پارکینگ مجتمع مسکونی رفت، من هم بلافاصله...

جوان 23 ساله در حالی این جملات را بر زبان می راند که هنوز امیدوار بود روزی همسر و دخترش دوباره به زندگی او بازگردند.

مرد جوان که مدعی بود «رفیق بازی» روزگارش را سیاه کرد به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت: اولین بار «ساغر» را در پارتی شبانه یکی از دوستانم دیدم و مجذوب نگاه های عاشقانه اش شدم. او دختر 19 ساله ای بود که برای تحصیل در دانشگاه از شهرستان به مشهد آمده بود.

آن شب وقتی دیدم ساغر از دوستانش فاصله گرفته، به او نزدیک شدم و این گونه روابط دوستانه من و او آغاز شد. ما از نظر فرهنگی و اقتصادی تفاوت زیادی با یکدیگر داشتیم اما خانواده ام که از دوستی های قبل از ازدواج هراس داشتند و می ترسیدند موجب آبروریزی برای آن ها شوم وقتی از ماجرای آشنایی من و ساغر مطلع شدند اصرار کردند که با یکدیگر ازدواج کنیم.

از سوی دیگر خانواده ساغر نیز او را طرد کردند و بدین ترتیب پایه زندگی مشترک ما شکل گرفت. پدرم از تجار بزرگ مشهد بود. اوضاع خوب اقتصادی پدر و پول هایی که به دست و بالم می ریخت موجب شده بود رغبتی به کار کردن نداشته باشم. از آن جا که من و ساغر از دوران قبل از ازدواج اهل رفیق بازی و پارتی های شبانه بودیم بعد از ازدواجمان نیز به این کارها ادامه دادیم.

با آن که دخترم به دنیا آمده بود اما باز هم به همراه دوستانمان تا سپیده دم به تفریح، قلیان کشی، کارت بازی و... می پرداختیم. در همین روزها بود که من به مصرف مواد مخدر آلوده شدم و ساغر هم به یک فرد الکلی تبدیل شد.

مدتی بعد به ارتباط ساغر با برخی از دوستانمان مشکوک شده بودم و این ارتباط ها را فراتر از یک دوستی معمولی می پنداشتم همین موضوع بهانه درگیری سختی بین ما شد که حاصل آن قهر 4 ماهه ساغر بود. از رفتار خودم پشیمان شده بودم تا این که ساغر با گرفتن حق طلاق و حضانت دخترم حاضر به بازگشت شد. از آن روز به بعد از ترس متلاشی شدن زندگی ام جرأت مخالفت با کارهای او را نداشتم اما ساغر با هر بهانه ای زندگی را بر من سخت می گرفت. در این مدت مواد مخدر را ترک کردم، اما ساغر همچنان به مصرف مشروبات الکلی ادامه می داد. بهانه گیری های او هر روز بیشتر می شد و من مجبور به سکوت بودم تا این که مدتی قبل به خاطر تماس تلفنی طولانی من دعوایی به راه انداخت و پس از آن هم سوار خودرویی شد که من برایش خریده بودم. او رفت و من نگران حالش بودم تا این که چند روز بعد به تلفنم پاسخ داد و گفت دیگر همه چیز بین ما تمام شد. من از حق طلاقم استفاده کردم و...

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟