بهترین گوشی‌های بازار با قیمت 1 تا 1.5 میلیون تومان

اگر به دنبال خرید یک گوشی هوشمند هستید این روزها نیازی به خرج بیش از یک و نیم میلیون تومان ندارید و معمولاً می‌توان در این بازه قیمتی محصولاتی ...


آیا محسن رضایی،مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را زیر پا می گذارد؟

جبهه مردمی نیروهای انقلاب به عنوان یک تشکل سیاسی نوظهور، خیلی زود مورد پشتیبانی «سرلشکر» محسن رضایی قرار گرفت.


آشپزخانه شاداب تر با اصول فنگ شویی!+تصاویر

حضور انرژی مثبت در هر فضایی از دکوراسیون داخلی شما لازم و ضروری است. قوانین فنگ شویی که بیشتر آنها بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شده اند به شما کمک می کنند بتوانید فضایی مطابق با نیازهای خود و در حقیقت ...


غذا خوردن روی زمین فوایدی دارد

اگر همیشه روی زمین می نشینید و بدنتان انعطاف کافی دارد، به طوری که شانه هایتان اندکی به سمت عقب متمایل باشد و ستون فقرات کشیده و قوز نکرده باشد، ...


خروج پیکر 4 تن از زیر آوار پلاسکو

سخنگوی ستاد مدیریت بحران ریزش ساختمان پلاسکو از خروج پیکر 4 تن از جانباختگان از زیر آوار خبر داد.


10 روز ارتباط پنهانی و شرم آور دختر 17 ساله با مرد متاهل؛ همسر این مرد از دختر جوان شکایت کرد

۱۰ روز ارتباط پنهانی و شرم آور دختر ۱۷ ساله با مرد متاهل؛ همسر این مرد از دختر جوان شکایت کرد

حوادث | پنجشنبه ۲۱ مرداد ۹۵ ساعت ۸:۱۵ | نسخه چاپي

ده روز از رفتن سارینا از خانه می گذشت و من هم به هر جای که عقلم قد می داد زنگ زدم و مراجعه کردم ولی هیچ خبری از دخترم نبود.

داستان زیر نقل اتفاقی واقعی و عبرت آموز از زبان پدری است که اخیرا به پلیس آگاهی مراجعه کرده است.

نمیدانم چه خاکی بر سرم  بریزم. از صبح که از خانه بیرون می روم به هر دری می زنم تا بتوانم برای امرار معاش و کسب یک لقمه حلال برای خانواده ام کاری انجام دهم .

اما حیف! حیف از آن همه جان کندن ها ! دیگر آبرویی برایم نمانده .

تا بحال پایم به دادگاه و کلانتری باز نشده بود که دخترم با ندانم کاریهایش گول آن مرد را خورد. سارینا فقط 17 سال دارد.

آخر نمیدانیم چگونه گول این بازی کثیف را خورد. می گوید به من وعده ازدواج داده بود، نمی دانم چطور جلوی دوست آشنا و همسایه ها سرم را بالا بگیرم.

از کجا شروع شد نمیدانم؟

مدتی بود که همش با مادرش بگو مگو می کرد تا اینکه از دو هفته پیش دیگر پیدایش نشد. وقتی یکی از شب ها در حدود دو هفته پیش به خانه برگشتم مادرش هق هق کنان گفت که سارینا با یک نفر از خانه فرار کرده است و گوشی خودش را جواب نمی دهد.

من هم که از تعجب خشکم زده بود با بهت و خشم روی صندلی نشستم و بعد از دقایقی به خودم آمدم فورا با 110 تماس گرفتم.

نمیدانم کجا اشتباه کردم که از تربیت دخترم غافل ماندم. باورم نمی شد. سارینا خانه را ترک کرده آنهم با یک مرد غریبه و متاهل.

ده روز از رفتن سارینا از خانه می گذشت و من هم به هر جای که عقلم قد می داد زنگ زدم و مراجعه کردم ولی هیچ خبری از دخترم نبود.

ساعت 12 ظهر روز دهم بود که مادرش با من تماس گرفت و گفت زود بیا سارینا به خانه برگشته. من بدون آن که کلمه ای بگویم خود را به خانه رساندم

وقتی دخترم را دیدم نمی دانستم چه کار کنم. از خوشحالی برگشتنش گریه کنم یا از شدت شرم بمیرم. نمی دانید برای یک پدر قرار گرفتن در چنین شرایطی چقدر زجرآور آور است. فردای آن روز به پلیس آگاهی مراجعه کردم تا از آن مرد شکایت کنم که تازه به عمق فاجعه پی بردم.

دخترم با مردی 30ساله ده روز از خانه فرار کرده  بود. همسر مرد 30ساله در حالیکه دخترکی در کنارش ایستاده بود از سارینا به اتهام ارتباط نامشروع با شوهرش شکایت کرد.

من در حالی که از شدت شرم به خود می لرزیدم اشک گونه هایم را خیس کرده بود و دو دستی بر سرم می کوبیدم.

بخاطر رفتار دخترم زندگی دو خانواده از هم پاشیده شد. به همین راحتی!

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟