رنج‌روور اسپورت انگلیسی یا لکسوس GX 460 ژاپنی؟

لکسوس با وزنی حدود 2 هزار 357 کیلوگرم برای شتاب صفر تا صد کیلومتر به 7.8 ثانیه زمان نیاز دارد و با بیشینه سرعت 200 کیلومتر بر ساعت به حرکت خود ادامه ...


واکنش شریعتمداری به تشکیل دولت در سایه از سوی حامیان رئیسی: در سایه نشستن هم عالمی دارد!

رئیس ستاد انتخاباتی حسن روحانی به تصمیم رقیب او برای تشکیل دولت در سایه واکنش نشان داد.


توییت طنز ماهینی پس از دیدار با لخویا

توییت حسین ماهینی بعد از بازی با لخویا تبدیل به سوژه طنز کاربران این شبکه اجتماعی شد.<br />


ترزا می: انفجار «منچستر ارنا» یک حمله تروریستی هولناک است

نخست وزیر انگلیس و رهبران دیگر احزاب سیاسی این کشور با تروریستی عنوان کردن انفجار شهر منچستر، فعالیت ستاد های انتخاباتی خود را به حال تعلیق درآوردند.


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


اکبر عبدی: بی پول می شدم طلاهای دخترم را می فروختم

اکبر عبدی: بی پول می شدم طلاهای دخترم را می فروختم

| شنبه ۱۶ خرداد ۹۴ ساعت ۱۶:۴۷ | نسخه چاپي

اکبر عبدی که میهمان برنامه «خندوانه» بود در پاسخ به این پرسش که وقتی خیلی بی‌پول می‌شدید چه می‌کردید، گفت طلاهای المیرا دخترم را می‌فروختیم.

به گزارش شبکه خبری »پچ پچ»این بازیگر گفت: «یک بار دخترم به من گفت اکبر طلاهای من نیست. گفتم هیچی نگو مامانت ناراحت میشه، دزد برده. بعد هم جایش طلا می‌خریدیم و می‌گذاشتیم. »

او با بیان این که دختر خیلی خوب است گفت: «دختر واقعا با برکت است. پسر تا دو سالش می‌شود به پدرش می‌گوید بابا میای کشتی بگیریم. می‌خواهد ببیند کی می‌تواند دهن بابا رو بزند! اما دختر با برکت است. من هر چیزی که خریدم از خانه گرفته تا ماشین حول و حوش روز ۳۱ خرداد، روز تولد دخترم بوده است.»

او با اشاره به این که این روز مصادف با زلزله رودبار است درباره آن گفت: «واقعا اتفاق وحشتناکی بود و من از همین جا برای بازماندگان آن اتفاق آرزوی صبر می‌کنم.»

عبدی درباره شبی که زلزله رودبار آمد نیز اظهار داشت: «روزی که زلزله آمد ما منزل علی حاتمی بودیم. یادم هست یک یاز مهم‌ترین بازی‌های فوتبال جام جهانی هم داشت پخش می‌شد. علی آقا مشغول صحبت کردن بود که ناگهان دیدیم لوستر دارد می‌آید و می‌رود. علی آقا و احمد بخشی دستیار همیشگی‌اش به حیاط دویدند اما من نشسته بودم و داشتم فوتبال نگاه می‌کردم. آقای بخشی از توی حیاط هی داد می‌زد که عبدی بیا بیرون و علی حاتمی هم می‌گفت تو نرو داخل، اون هیچیش نمیشه! نمی‌دانم انگار از من سیر شده بود!‌ البته واقعا هم چیزی نشد.»

منبع: جام جم

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟