سؤال بزرگی که مهران مدیری مسکوت می‌گذارد

مهران مدیری جمعه شب نیز بخش قابل توجهی از برنامه «دورهمی» را به توجیه و توضیح درباره مواضع سیاسی‌اش در زمان انتخابات اختصاص داد.


دایی هم به لغو شهرآورد دوستانه واکنش نشان داد؛ آبرویم را بردید!

علی دایی نقش پررنگی در هماهنگی برگزاری شهرآورد دوستانه در آلمان داشت.


سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


بهترین تا بدترین لپ‌تاپ‌های گیم در بازار جهانی را بشناسید

9 سازنده لپ‌تاپ گیم از بهترین تا بدترین رده بندی شدند.


گزارشی از جنجال‌آفرینی یک استارتاپ موفق

داستان "اسنپ" چیست؟

شهرام شاهکار خالق اسنپ با بیان این‌که در تابستان ۹۳ با نام تاکسی‌یاب کارمان را شروع کردیم،‌ در رابطه با نحوه شروع به کار اسنپ می‌گوید: خرداد ...


اعتماد به مرد شیشه ای سکانس اول آزار و اذیت خواهر 25 ساله+عکس

اعتماد به مرد شیشه ای سکانس اول آزار و اذیت خواهر ۲۵ ساله+عکس

حوادث | يكشنبه ۱۷ مرداد ۹۵ ساعت ۹:۲۵ | نسخه چاپي

راننده پیکان وانت پس از جلب اعتماد زن بیوه در فرصتی مناسب اقدام به ربودن خواهر این زن کرد تا نقشه شیطانی اش را به اجرا برساند که دختر 25 ساله توانست از تله این مرد فرار کند.
به گزارش رکنا، خرداد ماه امسال دختر جوانی با مراجعه به دادسرای امور جنایی تهران و در حالیکه دست خواهرش را گرفته بود از فرار خواهرش از چنگال مرد فریبکار خبر داد.
این زن که 37 سال دارد به بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: چندی پیش از همسرم جدا شدم و همراه 2 بچه ام زندگی می کنم تا اینکه تصمیم گرفتم برای دور بودن از نگاه های مردان همسایه خانه ام را تغییر دهم که در این جابجایی با مرد جوان که با پیکان وانتش برای انتقال کمک می کرد آشنا شدم.
در این مدت خواهرم نیز برای کمک به خانه ام رفت و آمد داشت و متوجه دوستی من با مرد جوان که محسن نام دارد شد و چند بار برای انجام کارهای طلاقم همراه محسن به دادگاه خانواده رفتیم.
وی افزود:روز چهارم بود که خواهرم مهشید 25 ساله در خانه من میهمان بود و آن روز برای کارهای دادگاه باید به کلانتری می رفتم که از محسن خواستم به دنبالم بیاید و ما را تا کلانتری برساند.
همراه خواهرم سوار بر خودروی پیکان وانت محسن شدیم و به کلانتری محل رفتیم که محسن و خواهرم داخل خودرو ماندند تا من کارهایم را انجام دهم.
پس ازپایان کارهایم وقتی از کلانتری خارج شدم محسن و خواهرم آنجا نبودند و هرچه با موبایلشان تماس گرفتم کسی جواب نداد و نگران به سمت خانه رفتم که پس از چند ساعت خواهرم مهشید با چهره ای هراسان و بهت زده به خانه برگشت و با دیدن من شروع به گریه کرد.
پریسا ادامه داد: محسن پس از ربودن خواهرم قصد آزار و اذیت مهشید را داشته اما خواهرم با جیغ و فریاد توانسته بود خود را از چنگال این مرد فریبکار نجات دهد.
بدین ترتیب تیمی ازماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 برای دستگیری این مرد فریبکار وارد عمل شدند و با اقدامات فنی و پلیسی پس از دو هفته، محسن نخستین روز تیرماه از سوی کارآگاهان دستگیر شد.
محسن وقتی شنید که به اتهام یک تراژدی شیطانی دستگیر شده است با چهره ای متعجب خود را بی گناه معرفی کرد.
این جوان صبح 12 تیرماه در دادسرای امور جنایی تهران به خبرنگار رکنا گفت: روز نخست با پریسا که بچه محل هستیم در خیابان آشنا شدم و در این چند روز برای انجام کارهایش همراهی اش می کردم و با هم به دادگاه خانواده و کلانتری می رفتیم و می دانستم از همسرش جدا شده است و خواهرش مهشید نیز با او زندگی می کرد.
 محسن که پس از 7 سال ترک مواد نزدیک به 6 ماه است که دوباره به شیشه اعتیاد پیدا کرده و همسرش نیز باردار است ادامه داد: در این مدت کوتاه که با پریسا آشنا شده بودم با خواهرش نیز آشنا شدم و با هم طرح دوستی ریختیم تا اینکه روز 18 خرداد با هم بیرون رفتیم و شب او را به خانه خواهرش رساندم.
وقتی به خانه برگشتم پریسا به من زنگ زد و خواست تا برای جابه جایی خانه اش 5 میلیون تومان به وی کمک کنم که من این پول را نداشتم ولی نمی خواستم آنها متوجه شرایط مالی ام بشوند که ابتدا گفتم فرصت بده اما در تماس بعدی گفتم نمی توانم این پول را تهیه کنم و هنوز حرفم تمام نشده بود که پریسا مرا تهدید به شکایت کرد.
وی افرود: من از روی نادانی با مهشید طرح دوستی ریختم که بعد از آن پشیمان شدم و فکر نمی کردم آنها برای من نقشه ای طراحی کرده باشند تا به اتهام آدم ربایی دستگیر شوم.
بنا به این گزارش، بازپرس پرونده در این مرحله دستور داد تا متهم در اختیار ماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران قرار گیرد تا راز این 2 داستان متفاوت شاکی و متهم فاش شود.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟