بنزهایی که تاکنون ندیده اید+تصاویر

اولین سری از عکس های اختصاصی عصر ایران از موزه بنز را می توانید ببیند.


خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری ...


بازی جوانمردانه برای استقلال و تراکتورسازی خوش یمن نبود!

دو گل از سه گلی که در بازی استقلال و تراکتورسازی به ثمر رسید، لحظاتی بعد از اجرای «فیرپلی» توسط بازیکنان بود.


ادعای حمله با شوکر برقی به زن دستفروش اهوازی +عکس/ شهرداری تکذیب کرد

در ساعت های اخیر خبرهای ضد و نقیض درباره مرگ زن دستفروش اهوازی در حمله ماموران شهرداری اهواز با شوکر منتشر شد. عکس این زن نیز به صورت گسترده ...


«نه» سران خلیج فارس به عربستان؛ اتحادت را نمی خواهیم

سی و هفتمین اجلاس دو روزه سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در حالی در منامه پایتخت بحرین به کار خود خاتمه داد که سعودی ها در مورد تشکیل «اتحاد ...


ازدواج عجیب جوان تهرانی با دوخواهر!

ازدواج عجیب جوان تهرانی با دوخواهر!

حوادث | يكشنبه ۱۷ مرداد ۹۵ ساعت ۹:۷ | نسخه چاپي

یک دختر وقتی صیغه مردی شد نمی دانست روزی او همزمان با خواهرناتنی ای که سالهاست از او بی اطلاع است ازدواج خواهد کرد.

به گزارش رکنا، 2 مرداد ماه سال جاری زن جوانی با مراجعه به دادسرای ناحیه ۲ تهران پرده از رابطه پنهانی خواهرناتنی اش با شوهر خود برداشت.
وقتی این زن رو به روی دادیار پرونده قرار گرفت گفت: سن زیادی نداشتم که پدرو مادرم از هم جدا شدند و زندگی ما کلا از هم پاشید .
وی افزود: به غیر از خودم یک برادر کوچکتر دارم اوایل چون پدرو مادرمان هیچ کدام حاضر به نگهداری از ما نبودند باهم نزد مادربزرگم زندگی می کردیم تا اینکه او درگذشت و من و برادرم یک خانه اجاره کرده و زندگی مان را ادامه دادیم تا اینکه بعد از ۲ سال تصمیم گرفتیم هر کدام به سمت زندگی خودمان برویم و همین باعث شد از هم خیلی دور شویم به گونه ای که از اوضاع همدیگر هم بی اطلاع بودیم .
زن جوان ادامه داد: می دانستم یک خواهر ناتنی جوان دارم و او را چند باری نزد مادرم و شوهرش دیده بودم اما رابطه ای دوستانه و خواهرانه با او نداشتم مدتی بعد من با یک پسر جوان که در کافی شاپ کار می کرد، آشنا شدم و اووقتی در جریان زندگی ام قرار گرفت از من خواستگاری کرد و گفت قصد ازدواج با من دارد .
شوهرم بعد از مدتی من را با خانواده اش آشنا کرد و با وجود مخالفت های زیاد ما باهم ازدواج کردیم. اوایل زندگی خوبی داشتیم تا اینکه با گذشت ۳ سال رفتار های همسرم تغییر کرد زنگ های مشکوک زیادی داشت و بعضی شب ها هم که اصلا به خانه نمی آمد همین باعث شد تصمیم گرفتم تعقیبش کنم .
زن غمگین گفت: بعد از چند روز متوجه شدم به خانه زنی رفت و آمد دارد وقتی پیگیری کردم در کمال تعجب متوجه شدم که این زن خواهرناتنی خودم است ،سراغش رفتم و وقتی گفتم این مرد شوهرم است از او شنیدم نزدیک به ۵ سال است که با شوهرم صیغه است و رابطه دارد حتی می دانست می خواهد ازدواج کند و پذیرفته که زن صیغه ای اش بماند.
وقتی ازش خواستم که از زندگی ام بیرون برود گفت من قبل از تو بوده ام پس کسی که باید برود تو هستی.
بعد از شنیدن این حرف به همسرم گفتم که من می دانم رابطه دارد و او خواهرناتنی و فرزند مادرم است. همسرم گفت من این زن را رها نمی کنم اکر ناراحت هستی می توانی خودت بروی.
زن جوان ادامه داد: شوهرم چون من را تنها دیده هر کاری دلش می خواهد می کند من هم تصمیم گرفتم که از او و خواهرناتنی ام شکایت کنم.
بنابه این گزارش،دادیار با شنیدن ادعاهای این زن همسر و خواهروی را به دادسرا احضار کرد تا پرونده را مورد بررسی قرار دهد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: