توقف صادرات مرغ وتخم مرغ بدلیل آنفلوانزا؛ تخم‌مرغ نیم‌پز نخورید

رئیس هیات مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه صادرات مرغ و تخم مرغ متوقف شده است، گفت: مردم از مصرف مرغ و تخم مرغ نیم پز خودداری و این محصولات را به صورت کاملا پخته مصرف کنند.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


گزینه جدید ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا

جان هانتسمن، فرماندار سابق ایالت یوتا به مجموعه گزینه‌های دونالد ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا افزوده شده است.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


محصول جدید پژو+تصاویر

خودروساز فرانسوی پژو از محصول جدید خود(Peugeot 301) رونمایی کرد.


بحران روابط ايران و عربستان بسيار عميق است

سیاست | شنبه ۱۶ مرداد ۹۵ ساعت ۱۰:۲۴ | نسخه چاپي

«تعامل سازنده با جهان» این بزرگ‌ترین وعده روحانی در زمینه سیاست خارجی بود که در مذاکرات هسته‌ای نمود عینی پیدا کرد و میوه‌ای به نام برجام را به بار آورد. پس از آن بود که سفرهای مهم دیپلماتیک آغاز شد. حسن روحانی به ایتالیا و فرانسه می‌رفت و روسای‌جمهور روسیه و کره جنوبی تهران را مقصد سفرهای خود قرار می‌دادند.
در این میان اما هر قدر به اروپا و سایرین نزدیک‌تر می‌شدیم گویی از کشورهای منطقه دور می‌شدیم. از یک سو بحران سوریه و نقش دیگر همسایگانی همچون ترکیه در آن و از سوی دیگر بحران یمن که هواپیماهای عربستان آسمان این کشور را تسخیر کرده بودند روابط دولت روحانی با همسایگان مسلمان را به تیرگی می‌کشاند. حادثه منا که رخ داد مشخص بود که بحران با سعودی‌ها عمق بیشتری پیدا خواهد کرد اما روابط دیپلماتیک همچنان ادامه داشت. با همه فراز و نشیب‌ها اما این اعدام شیخ نمر بود که پایان روابط دیپلماتیک ایران و عربستان را رقم زد، زمانی که گروهی به سفارت عربستان حمله کردند و آنجا را به آتش کشیدند.
تنش بالا گرفت و جنگ لفظی به اوج خود رسید، هنوز فضای بگو مگو میان ایران و عربستان داغ بود که ترکی الفیصل در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شرکت و سخنرانی کرد. حالا دیگر مشخص بود که عربستان از روی دیگر خود رونمایی کرده است. اتفاق‌ها یکی پس از دیگری رخ می‌داد و این‌بار محمود عباس بود که پس از سفر به عربستان با مریم رجوی دیدار کرد. دیداری که واکنش مقام‌های رسمی ایران را نیز در پی داشت. علی یونسی معتقد است بحرانی که امروز میان ایران و عربستان به وجود آمده از بحران سال ٦٦ هم عمیق‌تر است چرا که ابعاد وسیع‌تری دارد با همه اینها او معتقد است دولت روحانی باید فرصت‌شناس باشد و به سمت تنش زدایی با عربستان گام بردارد.
دستیار ویژه رییس‌جمهور بر این باور است این بحران هم به ضرر ایران است و هم عربستان، اما بیش از همه اینها جهان اسلام است که از پس این بحران آسیب‌پذیر است و هزینه خواهد داد. یونسی به دولت روحانی توصیه می‌کند در مسیر تنش‌زدایی با سعودی‌ها از دیپلماسی دینی کمک بگیرد.
وزیر اطلاعات دولت اصلاحات می‌گوید که در این مسیر اهل سنت ایران می‌توانند نقش بسیار مهمی را ایفا کنند. در ادامه گفت‌وگو علی یونسی را بخوانید.
یک سال از برجام گذشته و گروهی، به ویژه منتقدان دولت، معتقدند هنوز تاثیر ملموسی در اقتصاد کشور دیده نشده است. نظر شما در این مورد چیست؟
به هر حال امریکا و اسراییل تلاش می‌کنند از اهرم‌ها و نفوذ یکجانبه خود استفاده کنند تا آثار برجام به حداقل برسد. امروز ما در چنین وضعیتی قرار داریم. امریکایی‌ها و به ویژه جناح تندرو و جمهوریخواهان تلاش می‌کنند این فشارها را در چند جهت تشدید کنند از جمله با حمایت از ترامپ که یک دیوانه سیاسی است. به عقیده من ترامپ همان چهره واقعی امریکاست. دموکرات‌هایی همچون اوباما تلاش می‌کردند چهره امریکا را بزک و ترمیم کنند اما چهره واقعی امریکایی‌ها بالاخره خودش را نشان داد. ترامپ به صورت آشکار، پشت پرده سیاست‌های واقعی امریکا را بر زبان می‌آورد و نشان می‌دهد چقدر اسلام ستیز است و چطور به صورت عریان از خشونت و جنگ دفاع می‌کند. البته دولتمردان امریکا یا مرعوب یا مجری برنامه‌ها و سیاست‌های اسراییل بودند.
مثلا کسانی مانند اوباما یا بیل کلینتون علاقه‌مند بودند که از دایره نفوذ لابی اسراییلی‌ها خارج شوند به ویژه اوباما در مساله برجام علاقه‌اش به این مساله را به خوبی نشان داد و با وجود مخالفت‌های اسراییل پای میز مذاکره نشست و در توافق تاریخی ایران با قدرت‌های جهانی شریک شد. همین مساله سبب شد تا امروز آنها از اوباما انتقام بگیرند و او هم برای اینکه بیش از این تحت فشار نباشد، به کوتاه آمدن و امتیاز دادن، روی آورده است. در واقع چهره واقعی امریکا این است که اسراییل در دیپلماسی، اقتصاد و سیاست‌شان نفوذ دارد و این کاملا مشهود است. به همین دلیل است که امام خمینی (ره) همواره بر بدعهدی امریکا تاکید داشتند و مقام معظم رهبری هم بر این موضوع تاکید دارند.
در واقع ماهیت امریکا این است که دولتمردانش یا مساله‌ای را نمی‌خواهند یا اگر هم بخواهند و اسراییل با آن مخالف باشد نمی‌توانند به آن دست یابند. اخیرا اسراییل توانسته به ظاهر، دشمنان قدیمی خود را به دوست تبدیل کند برای همین شاهد هستیم که سعودی‌ها با پول عظیمی که دارند در راستای کمک به اسراییل قدم بر می‌دارند و با جریان تندرو امریکا همقدم شده‌اند. همین مساله نشان داد که نگرانی مقام معظم رهبری هم کاملا بجا بوده است. در واقع اگر ما به امریکا بدبین هستیم وجود همین نفوذ لابی اسراییلی در امریکاست که باعث همین عهدشکنی‌ها و کارشکنی‌هاست که اگر حتی یک جریان یا رییس‌جمهوری هم بخواهد در امریکا درست عمل کند لابی اسراییل اجازه نمی‌دهد و این ماهیت اصلی سیستم و ساختار امریکاست. همه دنیا اوباما را به خاطر اینکه یک قدم در مسیر صلح جهانی برداشته است، تشویق کردند اما آنقدر فشار روی او از سوی تندروها زیاد شد که مجبور به عقب‌نشینی شد.  اما با وجود همه این مسائل، همان طوری که رییس‌جمهوری محترم، خیلی روشن به آن اشاره کردند، به هرصورت پس از برجام، تحولات زیادی در روابط سیاسی و اقتصادی با دنیا حاصل شده است.
هفت قطعنامه شورای امنیت برداشته شده، فشارها روی کشور کاهش یافته است. تولید و فروش نفت در مدت کوتاهی پس از امضای نهایی برجام، از زیر یک میلیون بشکه به بالای ٢ میلیون بشکه رسیده و این روند ادامه دارد. در تجارت با دنیا هم گشایش‌هایی خوبی شده و بستر لازم برای عادی شدن روند تعامل با دنیا فراهم شده است و دنیا دیگر این امکان را ندارد که به صورت مشروط با ایران دست به تعاملات سیاسی و اقتصادی بزند و این روند ان‌شاءالله ادامه خواهد یافت.
اخیرا فعالیت‌های سعودی‌ها شکل دیگری به خود گرفته است. حمایت‌شان از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) علنی شده است. حضور ترکی‌الفیصل، رییس پیشین دستگاه امنیتی عربستان، در گردهمایی این گروه و دیدار محمود عباس با مریم رجوی پس از سفرش به عربستان از جمله اینهاست. این اتفاق‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟ به طور کلی فکر می‌کنید عربستان در چه مسیری پا گذاشته است؟
این اتفاق‌ها هم در راستای خواست اسراییل است. در واقع یک مدیریت اسراییلی در کار است. سابقا خیلی از این کشورها مخفیانه از گروه‌های با ماهیت تروریستی و معاند نظام جمهوری اسلامی حمایت می‌کردند اما حالا پرده‌ها افتاده است و همه‌چیز علنی شده است و این گونه رفتارهای این کشورها باید پیامی برای نهادهای بین‌المللی باشد که چه کسانی و با چه اهدافی از جریان‌های تروریستی دفاع و حمایت علنی می‌کنند.
به نظر شما دیدار محمود عباس و مریم رجوی چه تاثیری بر سیاست‌های ایران در قبال فلسطین خواهد گذاشت؟
این دیدار تاثیری بر سیاست‌های ما در قبال فلسطین نخواهد گذاشت. در واقع حمایت ما از فلسطین به خاطر جریان‌های سیاسی یا دولت‌های حاکم بر آنها نیست بلکه به خاطر مظلومیت مردم این کشور و نقش قدس در جهان اسلام و همچنین مخالفت با اشغالگری است.
ارزیابی شما از این حرکت و هدف محمود عباس، چیست؟
آنچه مسلم است، این است که این گروه‌های تروریستی که همواره در مقابل ملت خود بوده‌اند و دست‌شان در دست بیگانه قرار داشته است، تا حالا موفقیتی نداشته و همواره به عنوان گروهی خشن و تروریستی شناخته شده‌اند. سعودی‌ها هم تلاش‌شان این است که ایران را ناامن کنند که توفیقی دراین زمینه نداشته‌اند. دشمنی با ایران و شیعه در قالب ایران‌ستیزی و شیعه‌ستیزی، ثمره‌ای جز، تشدید اختلاف در جهان اسلام، نداشته است.
شیعه ستیزی از نوع داعشی و ایران‌ستیزی عرب‌های سکولار، با چه هدفی صورت می‌گیرد؟ آیا سازماندهی چنین حرکاتی برای تضیف یک کشور قدرتمند و انقلابی مانند ایران، جز به نفع اسراییل و افراطی‌گری است؟ ارتباط محمود عباس با این جریان‌ها چیست؟
می‌خواستم به همینجا برسم که محمود عباس، جزو همان عرب‌های سکولار است که در مواقعی هم به آرمان فلسطین خیانت کرده که بر همگان آشکار است. این حرکت عباس، نشان داد که از حداقل فهم و درک سیاسی هم محروم است! به طوری که حتی شخصیت‌های فلسطینی و گروه‌های فلسطینی هم از دیدار او با سرکرده یک گروه تروریستی بهت زده شدند و آن طور که در خبرها و بازتاب‌ها ملاحظه می‌شود، پاسخی برای این رفتار ندارند و عمدتا اظهارنظر در این باره را به آینده موکول می‌کنند.
دیدار عباس با سرکرده یک گروه تروریستی و خشن و منفعل که آلت دست دستگاه‌های امنیتی برخی کشورهای منطقه است، یک اقدام غیرعاقلانه و محاسبه نشده سیاسی است و توجیهی هم ندارد. چنین رفتاری با هیچ منطق سیاسی همخوانی ندارد. محمود عباس باید می‌دانست که همنشینی با تروریست‌های منفعل، که خشونت و ترور شهروندان و مردم عادی و همکاری با متجاوزان به مرزهای ایران و جنگیدن در صف متجاوزان و مزدوری، مشی آنان است، رفتاری غیرقابل قبول و نسنجیده است و نمی‌تواند امکان و ظرفیتی قابل‌اتکا برای سیاست ورزی باشد و این اقدام عباس، نقطه سیاهی در کارنامه سیاسی او خواهد بود.
فکر می‌کنید این دیدارها و با علنی شدن حمایت عربستان از گروه‌های معاند چه تاثیری بر منطقه خواهد و به ویژه امنیت در مرزهای ایران خواهد گذاشت؟
البته تا پیش از علنی شدن این ماجرا هم یکسری فعالیت‌ها برای ناامن کردن فضای ایران از سوی اسراییل آغاز شده بود، مثل ترور دانشمندان هسته‌ای. در واقع حمایت‌های مالی و معنوی سعودی‌ها و اسراییل از منافقین برای جمهوری اسلامی کاملا واضح و آشکار بود. در حقیقت در فضای کنونی منطقه عربستان این تصور باطل و خطای استراتژیکی را می‌کند اگر این حمایت را به این شکل علنی کند به نفعش خواهد بود و دنبال این هستند که یک نوع حمایت منطقه‌ای برای بیشتر کردن فشار روی ایران را برای خود دست و‌پا کنند. به هر حال سعودی‌ها پیش از این هم اقداماتی را علیه ایران و ناامن کردن مرزهای‌مان انجام داده‌اند اما موفقیتی نداشته‌اند. امروز حتی آنها هم قابلیت و ظرفیت سیستم‌های امنیتی ما را در رابطه با خنثی کردن عملیات‌های خرابکارانه و تروریستی در مرزهای‌مان می‌دانند.
ما سابقه چنین بحرانی را با عربستان در گذشته هم داشتیم. به عقیده شما بحران امروز عمیق‌تر است یا سال ٦٦ که با کشتار حجاج ایرانی آغاز شد؟
من معتقدم بحران امروز عمیق‌تر است زیرا دایره‌اش وسیع‌تر است. سال ٦٦ کشور در حال جنگ بود و مسائل همه تحت تاثیر جنگ بود. اتفاق سال ٦٦ هم رخ داد اما امروز شرایط بسیار تغییر کرده است. حاکمیت سعودی هم دستخوش تغییراتی شده است. در آن زمان عربستان یک حاکمیت نسبتا عاقل و منطقی داشت اما امروز گروهی که در عربستان سرکار هستند اصلا توجهی به نتایج و عواقب سیاست‌ها و اقدامات‌شان ندارند و بسیار رادیکال عمل می‌کنند. جنگ‌هایی که در منطقه راه انداختند و مردم مسلمان منطقه را به کشتن دادند و مستقیم و غیرمستقیم در بحران‌های منطقه دست داشتند و همواره مقابل سیاست‌های ایران قدم برداشته‌اند. همه اینها سبب شده تا این بحران به نسبت بحران سال ٦٦ عمیق‌تر باشد.
فکر می‌کنید به هر حال انتهای این بحرانی که میان ایران و عربستان ایجاد شده چه خواهد بود؟ عربستان به این دلیل که مهم‌ترین مرکز مسلمانان در آن قرار دارد بسیار مورد توجه است. حالا یک یا دو سال حج را تعطیل می‌کنیم اما بالاخره مردم می‌خواهند به زیارت خانه خدا بروند و این جز با حل بحران میسر نخواهد شد و اصلا بزرگ‌ترین زیان در این بحران متوجه کدام طرف است؟
بحران پیش آمده در منطقه میان ما و عربستان هم به زیان سعودی‌هاست و هم البته به زیان ما و جهان اسلام است. بی‌شک جمهوری اسلامی نمی‌خواهد با هیچ کشور مسلمانی در منطقه دشمنی داشته باشد به ویژه با کشور مسلمان تاثیرگذاری که مرکز وحی شمرده می‌شود، ارزش دینی برای ما دارد و به نوعی پایتخت جهان اسلام محسوب می‌شود. در واقع این تنها موضوعی است که عربستان می‌تواند به آن افتخار کند.
به بیان دیگر عربستان فاقد مولفه‌های قدرت در منطقه است و هرگز نمی‌تواند در زمره کشورهای مقتدر منطقه قرا بگیرد اما از دو مولفه بسیار قدرتمند برخوردارند؛ قدرت دینی و مالی. تا همین چند سال گذشته هم به خوبی از این دو مولفه استفاده و سعی کردند مورد توجه جهان اسلام باشند اما در چند سال گذشته با اقداماتی که انجام دادند و سیاست‌های ماجراجویانه‌ای که در پیش گرفتند، در حال از دست دادن این دو مولفه نیز هستند. لشکرکشی به یمن، حمایت آشکار و پنهان از تروریسم و اقداماتی که در جهت ارزان کردن نفت انجام دادند علاوه بر خسارت‌های اقتصادی که برای‌شان به ارمغان آورده، اعتبار آنها در جهان اسلام را زیر سوال خواهد برد. بروز چنین اتفاقی به نفع جهان اسلام نخواهد بود. بی‌تردید ایران تمایل دارد عربستان را مانند سایر کشورهای اسلامی در جهان اسلام کنار خود داشته باشد.
نخستین قدم این است که حکام سعودی به این مهم برسند که جمهوری اسلامی خطری برای آنها و جهان اسلام شمرده نمی‌شود بلکه این اسراییل است که کل جهان اسلام و از جمله عربستان را تهدید می‌کند. اما متاسفانه افراط‌گری و همدستی عربستان با اسراییل سبب شده تا جهان اسلام امروز شاهد اختلافات درونی، تقویت افراطی‌گری در مقابل اعتدالگرایی و جنگ داخلی باشد مثل حمله به یمن.
راه‌حل عبور از این بحران چیست؟ همان طور که گفتید این بحران عمیق‌ترین بحرانی است که تا به حال ایران و عربستان داشته‌اند.
ما برای امنیت منطقه و تقویت جهان اسلام، که ضرورتی حیاتی و اجنتاب‌ناپذیر است، باید تلاش کنیم تا به سمت تنش‌زدایی با سعودی‌ها حرکت کنیم و در این میان باید دولت کمی فرصت‌شناس باشد و به محض اینکه فرصت مناسبی پیش آمد تا زمینه این تنش‌زدایی فراهم شود آن را از دست ندهد. و البته دولت تدبیر و امید از ابتدا سیاست‌هایش بر دوستی و همکاری به دور از تنش سیاسی و منطقه‌ای با کشورهای منطقه و مسلمان بوده است. مانند اتفاقی که در مورد کودتای ناموفق در ترکیه رخ داد. پیش از این رابطه ما و ترکیه به سمت سرد شدن می‌رفت اما دولت با استفاده مناسب از فرصتی که در جریان کودتا علیه اردوغان رخ داد این رابطه سرد را ترمیم کرد. امروز ایران از بسیاری از کشورهای دیگر مانند اروپایی‌ها و امریکایی‌ها حتی دیگر کشورهای مسلمان در ارتباط با ترکیه جلوتر است.
ترکیه بعد از کودتا نسبت به امریکا و بسیاری از کشورهای منطقه بدبین است اما نسبت به ایران این گونه نیست زیرا دستگاه دیپلماسی و دولتمردان ما از همان ساعت‌های اولیه که خبر کودتا منتشر شد موضع صریحی علیه آن گرفتند و از دولت قانونی ترکیه حمایت و کودتا را محکوم کردند. چهار کشور تاثیرگذار در جهان اسلام همواره وجود داشته؛ ایران، ترکیه، مصر و عربستان که اخیرا این گونه شده است. ما باید رابطه‌مان را با سه کشور دیگر هم ترمیم کنیم و رابطه خوبی با آنها داشته باشیم تا بتوانیم جهان اسلام را تقویت و مشکلات پیش آمده را مرتفع و افراطی‌گری را کنترل و... مهار کنیم. اگرچه ممکن است میان ما و برخی از آنها فاصله زیادی باشد اما در جهت کم شدن این فاصله‌ها باید کوشید و از هر حرکتی که فاصله را به حداقل می‌رساند، حمایت کرد.
فکر می‌کنید در این مسیر از چه ابزاری می‌توان استفاده کرد؟
مهم‌ترین و تاثیرگذارترین ابزار همه این چهار کشور دین مشترک‌شان است. اخیرا مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر دست به کاری زد که بسیار خوب و پسندیده و هوشمندانه بود. اینکه از همه علمای اسلام چه شیعه و چه سنی دعوت کردند همه بیایند و اجماعا تروریسم، خشونت و انسان‌کشی را محکوم کنیم. این حرکت، حرکت بسیار سنجیده و به نفع دنیای اسلام است، حتی آیت‌الله مکارم شیرازی هم در مکاتبه‌ای که با شیخ الازهر داشته از این حرکت حمایت کرده است. این مکاتبه مرا به یاد رابطه و تعامل هوشمندانه آیت‌الله بروجردی و شیخ شلتوت در مصر انداخت که این دو عالم برجسته تشیع و تسنن، جهان شیعه و سنی را به هم نزدیک کردند. امروز با فاصله گرفتن شیعه و سنی جهان اسلام بازیچه تروریسم و افراطی‌گری شده است و این تندروی‌ها نه تنها جهان اسلام که جهان بشریت را تهدید می‌کند.
به عقیده من ایران باید از این فرصت طلایی بهره بگیرد و در همکاری با علمای مصر، سایر بلاد اسلامی را نیز وارد ماجرا کند و در قدم اول خشونت، جنگ و تروریسم و همچنین مسلمان کشی را محکوم و حرام کنند و از این قدم‌ها برای نزدیک شدن به کشورهای موثر اسلامی در منطقه، از جمله، سعودی‌ها نیز استفاده شود. انتظار این است که دولتمردان ایران، با آن درایتی که در دستگاه دیپلماسی سراغ داریم، از دیپلماسی دینی در این مسیر استفاده کنند. ایران حتی می‌تواند از علمای اهل‌سنت خود استفاده کند تا وارد عمل شوند و از حکومت‌های سنی منطقه بخواهند تا فشار را روی شیعیان‌شان کم کنند و از سعودی‌ها بخواهند خط مشخصی بین خود و افراطی‌گری بکشند. وقتی این مساله از زبان اهل سنت بیان شود بی‌شک تاثیر بیشتری خواهد داشت.
به نظر من، اصلی‌ترین و موثرترین راه برچیده شدن خشونت و برادرکشی در منطقه و کشورهای اسلامی و مهار افراطی‌گری و تندروی، اتحاد و انسجام میان همه فرق و مذاهب اسلامی و نزدیکی دولت‌های آن  و استفاده از ابزار عقلانیت و مصلحت، در تنظیم و ارتقای روابط میان این کشورها ست.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: