قطارهای لوکسی که تا کنون ندیده‌اید

همواره سفر از امور مورد توجه بشر به حساب می آید. در گذشته به دلیل نبود امکانات از احشام به عنوان وسیله برای سفر استفاده می کردند؛ با پیشرفت تکنولوژی ...


قطارهای لوکسی که تا کنون ندیده‌اید

همواره سفر از امور مورد توجه بشر به حساب می آید. در گذشته به دلیل نبود امکانات از احشام به عنوان وسیله برای سفر استفاده می کردند؛ با پیشرفت تکنولوژی ...


یکسان‌سازی سقف معافیت مالیاتی کارکنان دولتی و غیردولتی

بعد از ایجاد ابهام برای گروه‌های کارگری مبنی بر تفاوت ۵۰۰ هزار تومانی سقف معافیت مالیاتی بین کارکنان دولتی و غیردولتی قرار است این موضوع در ...


عکس‌های دردسرساز ملی پوش اسکی و ابهام در بازگشتش به ایران

با وجود پایان یافتن رقابت‌های مقدماتی اسکی قهرمانی جهان در فنلاند، هنوز در بازگشت یکی از ملی پوشان اسکی صحرانوردی ابهام وجود دارد.


تامین اجتماعی ۴۰۰۰ میلیارد تومان پول درمان مردم را بدهد

رئیس مرکز بودجه و پایش عملکرد وزارت بهداشت گفت: وزارت بهداشت تنها خواستار دریافت چهار هزار میلیارد تومان طلبی از سازمان تامین اجتماعی است که به ازای آن به مردم خدمات رسانی کرده است.


اقدام زشت مدیر بازرگانی با کارمند دختر؛ از آرمین باردار شدم و بعد فهمیدم او زن دارد

حوادث | چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵ ساعت ۹:۴۰ | نسخه چاپي

پس از چندین ماه روابط خیابانی، وقتی فهمیدم «آرمین» ازدواج کرده و همسرش نیز باردار است ناخودآگاه گوشه خیابان نشستم و به حال زار خودم گریستم. آسمان دور سرم می چرخید. نمی دانستم با این آبروریزی که رخ داده است چه کنم و چگونه به چشمان پدر و مادرم نگاه کنم چرا که در این مدت فکر می کردم او با من ازدواج می کند اما روزگار و آینده ام زمانی سیاه شد که احساس کردم...

دختر 18 ساله در حالی که اضطراب سراسر وجودش را فراگرفته بود و عنوان می کرد اگر خانواده ام از ماجرای تیره روزی و بدبختی من مطلع شوند نمی دانم چه حادثه تلخی رخ می دهد به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: چند ماه قبل از طریق یکی از دوستانم با آرمین آشنا شدم. او در زمینه واردات از کشورهای خارجی فعالیت می کرد من هم که در جست وجوی یافتن شغلی بودم به عنوان بازاریاب در شرکت او مشغول کار شدم اما خیلی زود روابط ما از حد صاحبکار و کارمند فراتر رفت و ما خیلی به یکدیگر نزدیک شدیم. پدرم کارگر ساختمانی و انسانی بسیار شریف است که با سختی مخارج خانواده 9 نفره ما را تامین می کرد. من 3 خواهر بزرگتر از خودم دارم که ازدواج نکرده اند و به دلیل بالا رفتن سنشان خواستگاری ندارند. از سوی دیگر خانواده ام به رفت و آمدهای من توجهی نداشتند و من تقریبا آزاد بودم چرا که تصور خانواده ام این بود که من در بیرون از منزل برای آسایش آن ها و تامین هزینه های زندگی تلاش می کنم. این در حالی بود که آرمین نیز عنوان می کرد قصد ازدواج با مرا دارد من هم که از این موضوع هیجان زده شده بودم روز به روز روابطم را با او بیشتر می کردم به طوری که تصاویر زیادی از خودم و اعضای خانواده ام  را از طریق شبکه های اجتماعی برایش ارسال می کردم. آن قدر به آرمین و حرف های او اعتماد داشتم که بدون هیچ تاملی حرف هایش را باور می کردم اما هر بار که از او می خواستم به خواستگاری ام بیاید آماده نبودن شرایط خانوادگی اش را بهانه می کرد و از این موضوع سر باز می زد و می گفت: به خاطر این که خانواده اش از وضعیت مالی خوبی برخوردارند و از این نظر با یکدیگر تفاوت زیادی داریم او باید خانواده اش را توجیه و آماده کند ولی او مدتی بعد تنها با این ترفند که بالاخره با یکدیگر ازدواج می کنیم از من سوءاستفاده کرد من هم با این امید که رویاهای زندگی ام به واقعیت خواهد پیوست به خواسته کثیف او تن دادم و... از آن روز به بعد اصرارهایم بیشتر شد تا آرمین که 10 سال نیز از من بزرگ تر بود مرا از خانواده ام خواستگاری کند ولی انگار ورق برگشته بود و او تنها مرا مورد سوءاستفاده قرار می داد. او وقتی با اصرارهای زیاد من مواجه شد تهدیدم کرد که موضوع روابط مرا به خانواده ام اطلاع می دهد و تصاویرم را نیز برایشان ارسال می کند. به همین خاطر مجبور به سکوت بودم و از ترس آبروریزی به خواسته های کثیفش تن می دادم تا این که فهمیدم او ازدواج کرده و همسرش نیز باردار است. این در حالی بود که چند روز بعد احساس کردم وضعیت جسمی و روحی ام به هم ریخته است اما از نتیجه آزمایش های پزشکی نیز وحشت دارم. از سوی دیگر هم اگر خانواده ام در جریان روابط من با آرمین قرار بگیرند نمی دانم چه حادثه تلخی رخ خواهد داد حالا به واحد مشاوره کلانتری آمده ام تا کمکم کنید که...

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟