واکنش ایران سر و صدای بیهوده است؛ خشم تهران اهمیتی ندارد

دو سناتور تندرو و هم حزبی «دونالد ترامپ» در پاسخ به واکنش های تند و قاطع مقامات ایران به تمدید «قانون داماتو» به اظهارنظر در این باره پرداختند.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


زیباترین آبشار در ایسلند

یکی از زیباترین آبشارهای دنیا، اسوارتیفوس (Svartifoss)، در پارک ملی اسکافتافل در جنوب شرقی ایسلند قرار دارد که به آبشار سیاه معروف است.



با مشهورترین آدمخوار جهان آشنا شوید+تصاویر

در 12 فوریه 1999، خبر دستگیری قاتل آدمخوار دیوانه ای در ونزوئلا مانند یک بمب ترکید. مطبوعات، به سرعت این مرد دیوانه را به عنوان اولین قاتل سریالی ...


بازیگرها دلقک تلویزیونی نیستند

| سه شنبه ۱۲ مرداد ۹۵ ساعت ۱۳:۲۶ | نسخه چاپي

وب‌سایت فردا: شبکه نسیم، فعــلا روزگار خوبی دارد و به یُمن برخی تولیداتش، حسابی جذب مخاطب کرده. سعی می‌کنــــد روی موضوعات خاص مانور بدهد، به شرطی که سرگرم‌کننده باشد. مثلا اینکه … کتاب و کتابخوانی مگر سرگرمی دارد؟ لابد دارد که همین شبکه با «کتاب‌باز» هر شب ساعت بیست، روی آنتن است.
چهره‌ای آشنا برای بچه‌های دهه ۶۰ نیز اجرایش را برعهده گرفته؛ امیرحسین صدیق و یادش بخیر همان بابای «زی‌زی گولو». خب شاید همین بتواند نوستالوژی بشود تا مخاطب لحظه‌ای کنترل تلویزیون را نچرخاند و ببیند که اصلا این برنامه و مجری‌اش چه می‌گوید آنهم درباره کتاب.
بازیگرها دلقک تلویزیونی نیستند
می گویند نان اجرا و مجری‌گری خوب است. شاید هم خیلی خوب!
ـ نه اتفاقا. حالا چرا این را می‌گویی؟
 خب حتما جوری هست که شمای بازیگر، بازیگری را رها می‌کنی و می‌چسبی به اجرا. آنهم برای برنامه‌ای که ممکن است کسی ببیند یا نه.
ـ بگذار خیالت را راحت کنم که اجرا اتفاقا نانش خوب نیست. نان دارد، اما در حد نان و پنیر و سبزی. همه مجریان هم می‌دانند. می‌دانم که با عشق اجرا می‌کنند.
 شما که دیگر نیازی به دیده شدن نداری. چون اصلا شغلت برعکس فلان مجری، چیز دیگری‎ست.
ـ بله خب تخصص من نیز اجرا نیست. اینجا هم اجرا نمی‌کنم، بلکه خودم را به برنامه آوردم.
 و دلیلش؟
ـ اگر انگیزه داشتم که دوباره اجرا کنم؛ بخاطر این است که اول تهیه‌کننده «کتاب باز» را دوست داشتم و دوم اینکه موضوع این برنامه درباره کتاب بود.
 چطور اینقدر کتاب برای هنرمندجماعت مهم شده؟
ـ من آمدم چون فکر می‌کردم با اجرای «کتاب‌باز»، دارم خمس و زکات فرهنگی‌ام را پرداخت می‌کنم.
 بدتان نیاید ولی این دیگر شعار نیست؟
ـ چون بقیه از این کارها نمی‌دهند، مشخص است که کار الان مرا هم شعار می‌دانی. نه شعار است و نه ریا؛ خودِ خمس و زکات است. چون در قبال این فرهنگ و کتابخوانی، احساس مسئولیت می‌کنم و این یعنی خمس بازیگری من.
 چرا خمس و زکات؟
ـ وقتی فقر فرهنگی وجود دارد، باید کار فرهنگی انجام داد.
 واقعا از قبل‌ترها همیشه کتاب دم دستت بود و الان هم؟
ـ اتفاقا دیدم چندسال است که خودم کتاب نمی‌خوانم! اصلا شعار ندادم و نمی‌دهم و اهلش هم نیستم که بگویم آدم فرهیخته‌‌ایم و خیلی کتاب می‌خوانم. البته چرا؛ زمانی واقعا کتابخوان بودم اما تا این اواخر سراغش نرفته بودم. با شوخی می‌گویم که اصلا من سال‌هاست دیگر فرهیخته نیستم، هیچی نیستم تا دلت خنک بشود.
 شاید قدر نامحترمانه باشد، ولی بعضی ها می گویند «ای بابا چرا توی هر برنامه‌ای باید سر وکله این بازیگرها پیدا بشود. انگار دلقکی‌اند برای برنامه تلویزیونی».
ـ دلقک مگر امروز دیگر جذابیت هم دارد؟ ندارد! دلقک برای ۵۰ سال پیش بود. امروز شخصیت آدم‌هاست که برای بیننده جذاب است. الان چه رهبران سیاسی باشند و چه بازیگر و هرشخصی که معروف و محبوب می‌شوند، حتما باید کاریزماتیک باشند.
 راستی! این گریم شما قضیه‌اش چیست؟ محاسن بلند و غیره.
ـ به خاطر بازی در فیلمی سینمایی‌ست؛ نه بخاطر «کتاب‌باز» و القای این حس که کتابخوان‌ها لابد سر و شکلشان باید عجیب و شبیه روشنفکرها باشد. می‌خواهیم این تابو را نیز بشکنیم که اتفاقا آدمی که کار فرهنگی می‌کند حتما نباید سر و موی عجیبی داشته باشد، حرف قلمه و سلمبه بزند و یا از مردم دور باشد. برنامه را که دیده‌ای؟
 حالا «کتاب‌باز» قرار است کجای کتابخوانی باشد؟
ـ روز اول قراری که گذاشتیم این بود؛ برنامه‌ای بسازیم که برای تماشاگر مفرح باشد، جذاب باشد و بنشیند و نگاه کند.
 به نظرم بیشتر حول خود میهمان می‌چرخد تا کتابخوانی.
ـ ما دنبال این نبودیم که آمار مطالعه را در کشور بالا ببریم و یا آسیب‌شناسایی کنیم که چرا کم مطالعه می‌کنیم یا نمی‌کنیم. بیننده به این فکر نکند که «کتاب‌باز» درباره کتاب و کتابخوانی‌ست. نمی‌خواستیم حتی اشاره مستقیم به کتاب بکند. همینکه فلانی شب وقتی می‌خواهد بخوابد، یادش بیفتد که کتاب لب طاقچه‌اش را نگاهی بیندازد، همین برای برنامه ما کافی است.
 این وسط شما کجای برنامه‌ای؟
ـ من ویترین برنامه هستم. تمام این زحمات و انرژی که دوستان پشت صحنه می‌کشند را قرار است ارائه بدهم.
 احیانا نقش رابطی چیزی؟
ـ نه از من خیری به برنامه نرسیده. می‌توانستند آدم معروفتری بیاورند و سوپراستاری چیزی که اینجا را بترکاند. من که کسی نیستم!
 کمی فرق می‌کند قضیه البته نه اینکه انتقاد شما بیراه باشد.
ـ حوزه آنها خنداندن و تفریح هست و زمان پرکن. مخالف نیستم اما وقتی درمورد کتاب و نشر که هیچ‌کسی ندارد، می‌شود کارهای بهتری کرد.
 این را هم بگویم و خلاص! اینکه اسپانسر را که همه برنامه‌های تلویزیون می‌گیرند. «کتاب‌باز» هم بگیرد.
ـ مگر می‌شود؟ خود حوزه نشر اینقدر مشکلات دارند که انگار ما خودمان هم باید کمکشان کنیم! ما اسپانسر نداریم. ان‌شاءلله همه چیز جفت و جور می‌شود.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: