سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


زندگی خصوصی اسطوره فوتبال آرژانتین، دیه گو مارادونا

دیه گو آرماندو مارادونا (Diego Armando Maradona) متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ میلادی در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین است. وی را یکی از اسطوره های کم نظیر مستطیل سبز می دانند که دریبل های جادویی اش را دنیا به خاطر دارد.


روایت رییس جمهور از جزئیات بودجه ۳۲۰ هزار میلیاردی سال ۹۶

رئیس جمهور با بیان اینکه ایران هیچگاه نقض کننده برجام نبوده و نخواهد بود، گفت: به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی به صراحت اعلام ...


ستاره پنهان «خندوانه»: تقریباً هیچ عکسی از من وجود ندارد

| دوشنبه ۱۱ مرداد ۹۵ ساعت ۱۴:۳۳ | نسخه چاپي

کاراکترم این‌طوری است. می‌خواهم اگر این کاراکتر برای مردم جذاب است همین‌طور باقی بماند. ضمن اینکه خودم هم از ایجاد شهرت پرهیز می‌کنم.ر ما مدام در خیابان و لابه‌لای مردم هستیم و با توجه به کارمان نیاز به آرامش داریم.
به گزارش خبرآنلاین، از فصل اول برنامه «خندوانه» بخش گزارش‌ها و گفت‌وگوهایی که بیرون از استودیو با مردم عادی انجام می‌شد نیز مثل بیشتر آیتم‌های این برنامه  مورد توجه مخاطبان تلویزیون قرار گرفت و محبوب شد. البته رامبد جوان و گروه «خندوانه» برای این اتفاق کلی برنامه‌ریزی دارند و هر روز تیمی پنج نفره را راهی کوچه و خیابان می‌کنند که در رأس شان یک آدم طناز و خوش صدا قرار دارد. محمود کریمی کارگردان و گزارشگر  شوخ  و سمج خندوانه است که هر شب صدایش را در گزارش‌های مترو، بازار، محلات و حتی  آیتم‌های گفت‌وگو درباره مهمانان و ... می‌شنوید؛ مردی که باظرافت های گزارشگری خیلی‌ها را مشتاق کرده است تا چهره‌اش را ببینند اما او تصمیم گرفته که از دید رسانه‌ها و مردم دور شده و تمایلی هم به رخ‌نمایی ندارد.
بیایید از همین‌جا شروع کنیم. اینکه چطور شد تصمیم گرفتید کاری کنید تا هیچ عکسی از شما در فضای مجازی نباشد و جلوی دوربین هم ظاهر نشوید.
این داستان و شکل‌گیری این صدا  خودش ماجرایی دارد .سال‌ها پیش وقتی من پشت دوربین بودم  با آدم‌ها صحبت می‌کردم  و صدای آن‌ها ضبط می‌شد. این‌یک دلیل فنی داشت وقتی من سؤال‌های بخصوصی می‌پرسیدم افراد با بله ، نه ،خیلی ، البته و خنده جواب می‌دادند که این لحظه‌ها بدون سؤال‌هایش اصطلاحاً در نمی آمد. در اصل برای اینکه گفت‌وگوها جذاب و صمیمی‌تر بشود  و حرف‌ها خودمانی‌تر باشد  و از کلیشه  دربیاید من از پشت دوربین گفت‌وگو شونده را تحریک می‌کردم  و وادار می‌کردم وارد این فضا شود .این مسئله از آن اوایل یعنی قبل از «خندوانه» وجود داشت که وقتی جواب هست، سؤال باید باشد تا شوخی کامل دربیاید .به همین خاطر من سؤال‌ها را ضبط می‌کردم تا جاهایی که ابهام ایجاد می‌شد استفاده شود و این‌گونه درست می‌شد. این تبدیل به یک فرم شد  و اولین تجربه‌اش در برنامه «پارک ملت» آقای شهیدی فر و با راهنمایی‌های ایشان انجام شد و بعد در برنامه‌هایی مثل «گوشه دل تهرون» که اتفاقاً با رامبد جوان کار می‌کردیم ادامه پیدا کرد.
در برنامه «خندوانه» هم به دلیل ویژگی‌هایی که داشت طبیعتاً تفاوت‌هایی پیدا می‌کرد  و اساساً گفت‌وگوهای ساده  و مردمی باید مفرح و جذاب می‌شد که خدا را شکر خوب جواب داد. یعنی بعد از یک ماه از پخش فصل اول «خندوانه» پیام‌هایی که می‌گرفتیم حاوی این سؤال‌ها بود که این آدم کیست و گفتگوها شیرین است و همان زمان بود که با رامبد تصمیم گرفتیم این آدم دیده نشود  و در ذهن مردم هر کس با هر تصویری که از این شخص دارد باقی بماند. فکر می‌کنم این خودش یک جذابیتی باشد که افراد با هر تصوری که دارند من را ببینند.
یعنی شما در فضای مجازی هیچ فعالیتی ندارید که عکس تان لو برود؟
نه ندارم. مایل هم نیستم که این اتفاق بیفتد. یعنی کاراکترم این‌طوری است. می‌خواهم اگر این کاراکتر برای مردم جذاب است همین‌طور باقی بماند،  ضمن اینکه خودم هم از ایجاد شهرت پرهیز می‌کنم. ما مدام در خیابان  و لابه‌لای مردم هستیم  و با توجه به کارمان نیاز به آرامش داریم.
چطور آدمی رسانه‌ای مثل شما به فضای مجازی و اتفاقاتش توجه نمی‌کند؟
من در فضای مجازی هستم ولی مایل نیستم  این‌طوری به شهرت برسم .ما بیرون از استودیو کار می‌کنیم و می‌خواهیم بین مردم راحت باشیم .خوشبختانه مردم  خیلی به خندوانه و عواملش علاقه و محبت دارند.
اما وقتی اسم شما را سرچ می‌کنیم چند فریم عکس تان وجود دارد. انگار یک‌بار گاف داده‌اید و وقتی همه عوامل آمدند جلوی دوربین شما هم بودید. آن‌هایی که کنجکاو بوده‌اند با مطابقت عکس‌های ناپیدای شما با این عکس پیدایتان کرده‌اند.
مطمئن نباشید این‌ها بیشتر fake  هستند. البته تعداد عکس‌هایی که هست خیلی نیست.
یک سری عکس‌هایتان هم هست که خودتان صورتتان را پوشانده‌اید یا طوری عکاسی شده که صورت تان پیدا نباشد.
بله از یک خبرگزاری آمده بودند برای مصاحبه که من هم خواهش کردم به احترام این ایده تا پایان پروژه این آدم ناپیدا باشد.
شما در مصاحبه‌هایتان طنازی خاصی دارید. این شوخ بودن و طنازی را از کجا وارد کارتان کردید؟
اگر طناز هستم احتمالاً ناخودآگاه و ذاتی است. این البته یک جنس طنز عادی است که بین آدم‌ها وجود دارد. من مثل کمدین ها آدم بامزه‌ای نیستم که با همه در حال بگوبخند باشم، این‌ یک جنس طنز کلامی و شاید کاملاً ارثی است. یک‌بخشی هم تلاش و تمرین است  برای مفرح شدن آیتم‌ها و البته مقداری هم از مشورت‌ها به‌دست‌آمده است.
گفتید طنزتان ارثی است. یعنی اعضای خانواده‌تان هم این مدلی شوخی می‌کنند؟
راستش به نظرم از خانواده به من رسیده و آن‌ها هم از همین جنس شوخی می‌کنند. در این جنس طنز کلامی ما هم مثل بقیه همان شوخی‌های روزمره را داریم  و از بقیه مستثنی نیستیم. من هم یکی از میلیون‌ها ایرانی هستم که از این شوخی‌ها در گفت‌وگوهای روزمره‌شان دارند ولی این‌طور هم نیستم که مثلا در یک جمع میداندار باشم.
تا حالا شده در گفت‌وگوهایی که می‌گیرید یکی از گفت‌وگوشونده‌ها حالا چه مردم عادی باشد چه شخص شناخته‌شده از شوخی‌هایتان ناراحت شود؟
نه خدا را شکر. تمام تلاشم را می‌کنم که این اتفاق نیفتد  و خدا را صد هزار مرتبه شکر تا حالا نشده. البته این شوخی‌ها لبه خیلی تیزی دارد  و باید مراقبت کنی. خوشبختانه طرف مقابلت وقتی حس کند به او توهین نمی‌کنی و قصد تحقیر و تخریب نداری راه می‌آید و خودش شوخی می‌کند. این شرایط وقتی خراب می‌شود که طرف حس می‌کند یک شیطنتی وجود دارد و به او توهین شده تا تخریب شود. این را مسلماً هیچ‌کس برنمی‌تابد، حتی آدم‌های با جنبه هم واکنش نشان می‌دهند. بااین‌حال ما درنهایت احترام داریم شیرین‌زبانی می‌کنیم  و طرف مقابل هم مزه می‌ریزد. بعد هم سؤال‌های ما بالاخره مضمونی دارد که ماجرا را پیش می‌برد.
البته بعضی‌ها را که هر کاری می‌کنید راه نمی‌آیند.
بله خب آن‌هم یک‌جورش است دیگر.
و بعضی‌ها هم بشدت پایه‌اند. یعنی کافی است با آن‌ها گفت‌وگو را شروع کنی.
خوشبختانه با هرکسی اگر سر شوخی را درست بازکنید آن‌طرف هم خودش شوخی می‌کند و گفت‌وگو شیرین و جذاب  می‌شود  و پای حرف‌هایتان می‌نشینند .البته فضای برنامه خندوانه ایجاب می‌کند که گفت‌وگوها این‌طور باشد چون یک برنامه شق و رق مثلاً سیاسی نیست و همه آمده‌اند که دورهم خوش باشند  و حتماً گفت‌وگوها باید در همین مسیر باشد.
شما هر روز برای گزارش بیرون از استودیو هستید؟
بله تقریباً هر روز می‌رویم.ما معمولاً یک گروه 5 نفره هستیم شامل کارگردان ،تصویربردار،صدابردار،دستیار و تولید.
تم گفت‌وگوها برنامه‌ریزی‌شده است یا سؤال‌ها پیش می‌آید؟
معمولاً یک هدفی یا سرنخی داریم  و می‌گوییم الان درباره فلان مطلب گفت‌وگو می‌خواهیم .این از آن روش‌هاست که برای بعضی‌ها باید تلاش کنی گفت‌وگو را صمیمی دربیاوری تا از یک گفت  گوی سی یا چهل‌دقیقه‌ای با چند نفر یک آیتم کوتاه چهاردقیقه‌ای خوب بیرون بیاید.بعضی وقت‌ها هم هر چه تلاش می‌کنی طرف مقابلت همراه نمی‌شود که ما آن بخش‌ها را استفاده نمی‌کنیم .با مردم هم که وسط خیابان صحبت می‌کنیم اولین فیلتر انتخاب آدم‌ها بر اساس  شناخت و تجربه است .یعنی می‌گوییم ایشان خوب هست یا نه.یا درهمان صحبت اولیه فرصتی هست که ببینیم گفتگویمان می‌شود یا نه .مرحله سوم هم که جلوی دوربین است که تلاش کنیم حال موردنیاز دربیاید .در همان دو فیلتر  قبل بخشی حذف می‌شوند .یک‌وقت طرف راه نمی‌آید یا حرفی ندارد که بزند  و این دیگر در مونتاژ درمی‌آید.بعضی‌ها را هم باید شروع کنیم و بقیه‌اش خودش می‌آید  و نتیجه به‌راحتی به دست می‌آید.
پس با این حساب شما هر روز 6-5  ساعت سر کار هستید تا این آیتم‌های کوتاه تولید شود.
خیلی بیشتر .ما برای داشتن یک چهاردقیقه‌ای جذاب ساعت‌ها دنبال مکان تصویربرداری و افراد مناسب و خوب می‌گردیم،اوایل این حجم کار و خروجی کم برای گروه تولید برنامه هم عجیب بود ولی بعد از شکل‌گیری کار همه‌چیز توجیه شد.
شما غیر از بخش گفت‌وگو در بخش‌های دیگری از خندوانه  هم فعالیت می‌کنید؟
اساساً سمت من در خندوانه کارگردان بخش پلی بک‌هاست و این شغل دوم من است .شغل اصلی من کارگردانی آیتم‌های بیرون استودیو مثل سفرنامه و غیره است یعنی همان ماشین کاروان خندوانه که آقای بقایی و فرخنده سفر می‌کردند و الان هم آقایان بنفشه خواه  هستند.من در تمام بخش‌های پلی بک هستم .ما در بخش وله ها سعید جعفریان را داریم که کارگردان درجه‌یکی است  و علیرضا سالمی هم در بخشی از آیتم‌ها و در سمت کارگردان کمکمان می‌کند.
در حین گفت‌وگوهایی که تابه‌حال گرفته‌اید اتفاقات جالبی هم برایتان افتاده؟
ما وقتی مصاحبه‌ها را برای مونتاژ می‌گذاریم خیلی لحظه‌ها را می‌بینیم که متأسفانه بخش عمده‌ای از بامزگی‌های مردم قابل پخش نیست بعضی مواقع  هم خیلی بامزه است اما خب خودشان می‌دانند  و می‌گویند که قابل پخش نیست  و ما هم دلمان می‌سوزد که اگر این تکه دربیاید  یا این جمله را بگذاریم مردم حس می‌کنند داریم تحقیرشان می‌کنیم و باز مجبور می‌شویم تکه دیگری دربیاوریم .یک‌چیزی که خیلی در بیرون می‌بینیم این است که مردم بیشتر تمایل دارند درد و دل‌هایشان را مطرح کنند .اتفاقاً خیلی با حرارت هم حرف می‌زنند اما ما متأسفیم که نمی‌توانیم پخشش کنیم.یعنی اگر برنامه‌ای باشد که مربوط به آسیب‌شناسی این مسائل باشد خوب است اما خندوانه برنامه‌ای است که می‌خواهد از زاویه‌ای دیگر و امیدوار به دنیا نگاه کندمی گوید پیشنهاد می‌کند که مهربان و شاد زندگی کنیم و طبیعتاً دنبال چیزهای دیگری است .خیلی‌ها می‌گویند بابا ول کن بیا این حرف‌های ما را بشنو .ما هم کمی سعی می‌کنیم درد و دل‌هایشان را بشنویم اما خب فرصت زیادی نداریم.
شما در بخش‌های جذاب خنداننده برتر  و خانواده باحال هم‌صحبت می‌کردید.از آن بخش‌ها برایمان بگوئید.
یک‌چیزی که در مسابقه‌ها برایم جالب بود این بود که همه افراد شرکت‌کننده با همه ظرفیت‌هایی که داشتند وقتی می‌آمدند خندوانه مضطرب می‌شدند شاید به این خاطر که خندوانه جای دیدنی شده برای مردم  و خوب می‌دانید ، وقتی برنامه تماشاگر میلیونی دارد این استرس و اضطراب  به وجود می‌آید.من وقتی از شرکت‌کننده‌ها می‌پرسیدم که تو چرا بااین‌همه سابقه خیس عرقی یا نگرانی و استرس داری می‌فهمیدم خندوانه چه اسم مهمی شده  و افراد در این برنامه چقدر دیده می‌شوند.کلاً در خندوانه کار کردن یک حس خوبی دارد  و شما متوجه این قضیه هستی که میلیون‌ها نفر در حال تماشا هستند و خوب این هیجان‌انگیز است.من بیشتر جاهای ایران را رفته‌ام .شاید درجاهایی که تصور نمی‌کنید تلویزیون باشد یا بهتر بگویم مردم درگیر تلویزیون و برنامه‌هایش باشند همه سراغ جناب خان یا رامبد را می‌گیرند.هر جا می‌رویم می‌گویند جناب خان نیامده ؟ پیش خودم می‌گویم جناب خان یک عروسک پارچه‌ای است که الان در کمد است  و جایش پشت صندلی‌هاست که دو تا عروسک‌گردان و یک گوینده دارد  اما مردم این‌قدر باورش کرده‌اند که فکر می‌کنند او هم کنار ما نشسته و با مل آمده ،درواقع مردم با جناب خان زندگی کرده‌اند و به آن دل‌سپرده‌اند .این‌ها من را حیرت‌زده می‌کند  و من هم خوشحال هستم  که بخشی از این اتفاقم.
راستی از شما که این‌همه بیرون از استودیو و بین مردم هستید نمی‌پرسند چرا جلوی دوربین نمی‌روید؟
بله اتفاقاً خیلی به من می‌گویند .تقریباً همه هرجایی که می‌روم از ظاهرم من را نمی‌شناسند  و بعد از مکالمه اول دقت که می‌کنند می‌گویند صدا و تصویرتان خیلی فرق می‌کند  .تازه شروع می‌کنند به حرف زدن و می‌گویند آدمی که تصور می‌کردند نیستم .مردم خیلی به من لطف دارند و می‌گویند بیا عکس بگیریم که البته من هم می‌گویم معذورم.
با تمام فاکتورهای مثبتی که در خندوانه وجود دارد اما برخی معتقدند  برنامه در فصل سوم دچار افت شده.شاید  بعدازاین مدت خندوانه با تمام جذابیت‌هایش برای مردم تکراری شده باشد.
خب این لااقل برای گروه سازنده دلیل قانع‌کننده‌ای نیست .تمام برنامه‌های خوب دنیا سال‌های سال تلاش می‌کنند تعداد مخاطبانشان را در بالاترین سطح ممکن نگه‌دارند .درباره این نکته که شما گفتید باید بگویم ما همگی با تمام وجودمان  تلاش می‌کنیم که این اتفاق نیفتد و شک نکنید که این‌طور است .شاید یک‌بخشی و یک مقطعی ما تحت شرایطی خاص بوده‌ایم و نتوانسته‌ایم در حد دوران اوج مان که فصل دوم و پخش مسابقه استندآپ کمدی بود باشیم.خب خیلی شرایط دست‌به‌دست هم می‌دهند تا آن اتفاق بیافتد.در آن دوره که خندوانه همه نگاه‌ها را به خود جلب کرد و مردم بشدت درگیر برنامه بودند و رقابتی جدی بین شرکت‌کننده‌ها به وجود آمده بود .این طبیعتاً متفاوت است با برنامه‌هایی که میهمان می‌آید و می‌رود و این نمی‌تواند هیچ‌وقت به‌اندازه آن مقطع برنامه را داغ کند. چون خود نفس مسابقه  به داغ شدن برنامه کمک می‌کند  همان‌طور که  در رقابت لباهنگ این را ما دیدیم و در خانواده باحال هم تجربه کردیم.
به‌هرحال ما با همه وجود تلاش می‌کنیم. همه تمام زندگی‌مان را گذاشته‌ایم و هیچ‌کس به این موضوع شک نکند. ولی اگر برنامه فرازوفرودهایی دارد متأثر از شرایط و فشارهایی است مه ما را بالا و پائین می‌برد و روی برنامه تأثیر می‌گذارد .این مسئله متأسفانه هست و ما را هم خیلی جاها ناراحت کرده اما همه داریم تلاش می‌کنیم  شرایط بهتر شود.مدتی هم هست که دوباره اکثر واکنش‌ها مثبت شده  و اوضاع کاملاً خوبه خوب است و این یعنی اینکه ما دوباره به‌روزهای اوج برگشته‌ایم.
می گویند رامبد جوان علی‌رغم آنچه جلوی دوربین نشان می‌دهد پشت‌صحنه بسیار بداخلاق و سختگیر است. کار کردن با رامبد چطور است؟
نمی‌توانید بگویید رامبد بداخلاق است.
منظورم این نیست که انسان بدی است اما در کارش خیلی جدی است  و بعضاً از نگاه عامیانه این جدی بودن زیاد از حد به بداخلاقی تعبیر می‌شود.
می‌دانم منظورتان چیست اما آن‌هایی که با رامبد دوست هستند و در سینما و تلویزیون با او کارکرده‌اند می‌دانند در پروسه تولید یک برنامه‌اینچینی چه فشار عجیب‌وغریبی روی او وجود دارد و چه شرایط متشنجی وجود دارد که انسان را عصبی می‌کند.البته رامبد برخلاف این قاعده است  و کلاً استثناست .خودش موتور محرک برنامه است یعنی هر وقت  ما بی‌حال می‌شویم رامبد است که به ما انگیزه می‌دهد و موتور ما را روشن می‌کند. درواقع هیچ‌کس از قماش ما واقعاً تا با رامبد کارنکرده باشد نمی‌داند چه لذتی دارد .یک نمونه‌اش را بگویم اینکه او شاید جزو معدود افرادی باشد در این شغل که هر روز از تو عجیب‌وغریب‌ترین ایده‌ها را می‌خواهد و از این ایده‌ها بشدت استقبال می‌کند.
به نظر می‌رسد راز موفقیتش هم همین باشد.
بله دقیقاً. شاید ما وقتی می‌خواهیم یک ایده غیرمعمول  را بسازیم تن و بدنمان می‌لرزد از اینکه به تهیه‌کننده بگوییم و بحث بی‌پولی پیش بیاید اما برای رامبد فقط ایده مهم است  و اگر ایده تازه و جالب باشد رامبد تا ته قصه همراهت خواهد بود.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: