در جلسه ترامپ با مدیران غول‌های آی تی چه گذشت؟

ترامپ در دومین ملاقات با غول‌های آی تی گفت: بازسازی زیرساخت‌های آی تی آمریکا در 10 سال باعث صرفه‌جویی 1 تریلیون دلاری در نهادهای دولتی می شود ...


بازیگر زن سرشناس مجبور به عذرخواهی شد

الیزابت بنکس از استیون اسپیلبرگ کارگردان سرشناس سینما عذرخواهی کرد. او اسپیلبرگ را متهم به نادیده گرفتن زنان در تمام فیلم‌هایش کرده بود.


توضیح پدر بانوی والیبالیست درباره محرومیت جنجالی دخترش در تیم ملی والیبال

:پدر بازیکن تیم ملی والیبال بانوان گفت:«من پیگیر حواشی که برای دخترم ایجاده شده هستم و مستندات مورد نیاز را هم به فدراسیون ارائه کردم.»


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


صحنه‌های زشت‌ با حضور 5 پسر در پارک بانوان

شنیده بودم در پارک ملت‌، فضایی را مخصوص بانوان محصور کرده‌اند تا بی‌دغدغه ورزش و تفریح کنند.من و دختر هشت‌ساله‌ام لباس ورزشی پوشیدیم و به ...


۱۰ روز زندگی در دنیای مردگان؛ مشاهدات یک تصادفی که به کما رفته بود

گوناگون | يكشنبه ۱۰ مرداد ۹۵ ساعت ۱۰:۴۴ | نسخه چاپي

مرگ مادر، کمرم را شکست. خیلی افسرده و ناراحت بودم. روز سوم مرگ او سر مزارش مراسمی برگزار کردیم. در راه برگشت، هنگام رانندگی حواسم زیاد جمع نبود. در مسیر بهشت‌رضا از جاده منحرف و خودرویم واژگون شد. چون سرعتم خیلی زیاد بود، از خودرو به بیرون پرتاب شدم و از ناحیه سر به‌شدت آسیب دیدم و به کما رفتم.

پزشکان گفته بودند سه مویرگ مغزم پاره شده و با توجه به شدت صدمه، امیدی به زند ه‌ماندنم نیست. ده روز در کما بودم. در این مدت اتفاق‌های خوبی برایم افتاد. از بالای سرم به پیکر بیهوش خودم نگاه می‌کردم و می‌گفتم من اینجا هستم، پس این کیست که مثل مرده‌ای افتاده و بی‌حرکت است.

تمام اوضاع و احوال و روحیه آشنایان و خانواده‌ام را می‌دیدم. در این ده روز، احساس سبکی و راحتی داشتم و با تعدادی از اموات و پدربزرگ و مادربزرگ مرحومم نیز دیدار کردم. روز آخر چند سید را در خواب دیدم. دست نوازشی بر صورتم کشیدند و می‌گفتند چون ذکر امام‌حسین(ع) و اهل‌لبیت‌(ع) همیشه بر لب داری، حالت خوب می‌شود.

بعد از آن به هوش آمدم، چشمانم را باز کردم و دنبال اموات می‌گشتم. خانواده و بستگانم فکر می‌کردند وضعیت روحی و روانی‌ام به هم خورده است؛ حتی می‌گفتند به‌خاطر ضربه سرش، قاطی کرده است، اما مطلب چیز دیگری بود. در دوران استراحت نیز توفیق یافتم تفسیر قرآن را یک‌بار مرور کنم. فاصله مرگ و زندگی یک نفس و شاید کمتر از آن باشد. دنیا ارزش ندارد. همان‌طور‌که خدا وعده داده یک‌ ذره کار خیر، نتیجه خیر و نیک می‌بخشد.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟