ناطق نوری در آستانه ترک تهران

منابع نزدیک به علی اکبر ناطق نوری می گویند او پس از استعفا از ریاست دفتر بازرسی مقام معظم رهبری، درخواست کرده در دوره جدید، به عنوان عضو مجمع ...


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


زالی: علت مرگ کیارستمی تجویز بالای هپارین و مرگ مغزی است

رئیس سازمان نظام پزشکی با اشاره به آخرین جزئیات پرونده مرحوم کیارستمی گفت: «علت اصلی مرگ او در فرانسه خونریزی حاد تحت پرده مغزی به دلیل تزریق ...


آینده اندروید در دستان نوت ۸ و گوگل پیکسل ۲

امسال دو محصول به نام‌های نوت 8 و نسل دوم گوگل پیکسل می‌تواند بر روند توسعه اندروید تأثیر بگذارد. از سوی دیگر طراحی آیفون 8 نیز بر هر دوی اینها ...


خرید اتوبوسی رای در انتخابات شوراها در تهران مظنه ؛ ١٠ میلیون تومان برای ٥٠ هزار رای

رییس هیات نظارت بر انتخابات شوراهای شهر و روستا در استان تهران با اشاره به برخی موارد تخلفات انتخاباتی تاکید کرد که اولویت نخست این هیات ابطال ...


نقشه شوم مرد برای دخترش که از همسر پنهانی اش داشت

حوادث | يكشنبه ۱۰ مرداد ۹۵ ساعت ۱۱:۳۲ | نسخه چاپي

بعد از طلاق احساس سرشکستگی می‌کردم. از نگاه تحقیرآمیز دیگران و ترحم و دلسوزی اطرافیان رنج می‌بردم.

اوضاع روحی‌ام حسابی به‌هم ریخته بود؛ به‌طوراتفاقی با ناصر که تبعه خارجی است، آشنا شدم. او ادعا می‌کرد اینجا غریب است و کس‌وکاری ندارد. ناصر با چرب‌زبانی زندگی رؤیایی را برایم ترسیم می‌کرد و من نیز خام حرف‌هایش شده بودم.

ناصر می‌گفت قرار است ارثیه درست‌وحسابی به او برسد، بعد هم دست مرا می‌گیرد و به کشور دیگری می‌رویم. او مرا به عقد پنهانی خود درآورد. مدتی گذشت، خودش را کنار کشید و می‌گفت نمی‌تواند وعده‌هایش را عملی کند. او رهایم کرد و رفت. پس از چند ماه متوجه شدم باردار هستم. نمی‌دانستم چه خاکی بر سرم بریزم. بچه‌ام را با آبروریزی به دنیا آوردم. خودم کار می‌کردم و اتاقی هم اجاره گرفته بودم. برای دخترم شناسنامه هم‌ نگرفتم.

از چند هفته قبل سروکله ناصر و زنی که می‌گفت همسرش است، پیدا شد. تازه فهمیدم او دو بچه هم دارد. جلوی خانه‌ام با هم جروبحث می‌کردیم که در لابه‌لای حرف‌هایش گفت بیا بچه را بفروشیم. با شنیدن این حرف از کوره در رفتم. او عقب‌نشینی کرد و رفت. همسرش هم گم‌وگور شده بود. به داخل خانه برگشتم که متوجه شدم همسر ناصر بچه‌ام را دزدیده است.

تمام خانه روی سرم آوار شده بود. نمی‌دانستم باید چه‌کار کنم. خنده‌ها و گریه‌هایش توی گوشم بود. سرانجام به کلانتری٢٩ آمدم و شکایتم را تنظیم کردم.

من فریب خوردم و اگر تن به این ازدواج موقت و پنهانی نمی‌دادم، حال‌وروزم این‌گونه نبود.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟