آیا محسن رضایی،مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را زیر پا می گذارد؟

جبهه مردمی نیروهای انقلاب به عنوان یک تشکل سیاسی نوظهور، خیلی زود مورد پشتیبانی «سرلشکر» محسن رضایی قرار گرفت.


دستگیری عامل قتل عام شب سال نو میلادی استانبول

عامل حمله تروریستی و تیراندازی شب سال نو میلادی استانبول ترکیه بازداشت شد.


خوشگذرانی بازیگران زن و مرد ایرانی در خارج از کشور (۲)+ تصاویر

تصاویر متفاوت از چهره های مشهور در شبکه های اجتماعی


سقوط مرد جوان در کانال فونداسیون ساختمان (+عکس)

یک مرد جوان به کانال فونداسیون ساختمانی سقوط کرد و دچار شکستگی شدیدی شد.


مانتوها از آغاز تاکنون چه تغییراتی کرده اند؟!

درباره تغییرات پوشش در سال های گذشته مثل خیلی موارد دیگر هیچ مرجع و آمار و کتابی وجود ندارد تا نشان بدهد لباس های ما ایرانی ها در دهه های گذشته ...


پیشنهاد بی شرمانه همسایه به دختر جوان؛ چادرم را محکم روی سرم نگه داشتم

حوادث | شنبه ۰۹ مرداد ۹۵ ساعت ۲۱:۱۰ | نسخه چاپي

از کـلاس چهارم ابـتـدایـی کــارگــری میکنم. مــادرم می گوید تو با این همه پشتکار باید پسر می شدی. سرتان را درد نیاورم، بچه بودم که پدرم در حادثه سقوط از ارتفاع کمرش شکست و خانه نشین شد.

مادرم مدتی در خانه های مردم کلفتی می کرد.او بعد از تولد برادر کوچکم، دچار کمردرد و بیماری شد. به عنوان بچه بزرگ خانواده احساس مسئولیت می کردم. هر کاری از کارگری روی زمینهای کـشـاورزی گرفته تا مغزکردن پسته و گردو و شکستن قند انجام می دادم و کمک خرج خانه بودم.

ما در مشهد غریب هستیم و فامیل و آشـنـای درست وحسابی نـداریـم. وقتی خسته و کوفته از سر کار به خانه برمی گردم، با پدرومادرم خوشوبش می کنم و بعد هم درسم را می خوانم. در تمام این سال ها شاگرداول بوده ام و ذره ای کم نیاوردم. چادرم را هم محکم روی سرم نگه داشته ام تا کسی فکر نکند چون فرد بی اراده ای هستم و... .

چندروزقبل مــادرم از همسایه مان مقداری پول قرضی خواست تا هزینه ثبت نام پیش دانشگاهی ام را جور کند. زن همسایه با پررویی تمام مرا برای پدر شصت ساله اش خواستگاری کرده و می گوید: شما که سروته ندارید، شر این دختر را زودتر کم کنید.دیشب پدرم خودش را نفرین می کرد که چرا نتوانسته زندگی خوبی بسازد.

اشکش را که دیـدم، قلبم درد گرفت. گفتم اصلا ناراحت نباشید، ترک تحصیل می کنم. همسایه مان امروز پنجاه هزار تومان آورده بود و موضوع خواستگاری را با لحنی تحقیرآمیز دوباره مطرح کرد.

خانواده ام با او درگیر شدند. ترسیده بودم و به 110زنگ زدم ..

منبع : جام نیوز

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟