سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


محسنی‌اژه‌ای: اتهام افراد دستگیر شده مرتبط با داعش محاربه است

سخنگوی قوه قضاییه گفت: افرادی که جزء داعش هستند اعلام جنگ مسلحانه کرده و اقدامات تروریستی را ملاحظه کردند و محارب شناخته می‌شوند.


صحنه‌های زشت‌ با حضور 5 پسر در پارک بانوان

شنیده بودم در پارک ملت‌، فضایی را مخصوص بانوان محصور کرده‌اند تا بی‌دغدغه ورزش و تفریح کنند.من و دختر هشت‌ساله‌ام لباس ورزشی پوشیدیم و به ...


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


اقدام زشت مرد هوس باز با همسرش

حوادث | جمعه ۰۸ مرداد ۹۵ ساعت ۱۶:۷ | نسخه چاپي

ازدواج من و پسردایی‌ام در دوران عقد به طلاق انجامید. دخالت‌های زن دایی و لج‌بازی‌های مادرم، علت اصلی این طلاق بود.

با این شکست سنگین عاطفی، دانشگاه را رها کردم و به مشهد آمدم. در اینجا زندگی جدیدی را کنار خواهرم شروع کردم. در ترم اول یکی از هم‌کلاسی‌هایم به ‌نام حامد به خواستگاری‌ام آمد؛ اما خانواده‌ام راضی نبودند، ولی من می‌گفتم هر چه زودتر و از لج زن‌دایی‌ هم که شده باید سروسامان بگیرم.
در این شرایط ازدواج کردم، با حمایت‌های مالی پدرم صاحب زندگی آبرومندانه‌ای شدم؛ ولی شوهرم قدر نمی‌دانست، وقتی می‌دید خانواده‌ام به او باج می‌دهند، از این شرایط سوءاستفاده می‌کرد. حتی قرار شد در شرکت شوهرخواهرم مشغول ‌به ‌کار شود؛ ولی یکی‌درمیان سر کار می‌رفت و با کوچک ‌ترین مسئله‌ای هم سرکوفت می‌زد که تو بیوه بودی و... .
متاسفانه حواس حامد به زندگی قشنگمان نبود. او فساد اخلاقی داشت و چند بار به او تذکر دادم و از او خواستم خودش را اصلاح کند. از دوست جون‌جونی‌اش کمک خواستم، می‌گفت: با زنی معتاد رابطه دارد و قرار شد از طریق شبکه‌های اجتماعی آمار کارهای حامد را بدهد. ادامه این ارتباط موجب شد تا با او قرار ملاقاتی بگذارم که حامد و پدرش ما را با یکدیگر درون خودروی دوستش دیدند و همین شد که مهر طلاق دوباره شناسنامه‌ام را سیاه کرد. من یک سال خودم را در خانه زندانی کردم و حالم خیلی بد بود. حالا با اصرار خواهرم به مرکز مشاوره پلیس آمده‌ام

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟