مهندسی معکوس برای تعیین قهرمان؛ پرسپولیس تراکتور را تقویت می‌کند!

شاید اتفاقاتی در پنجره نقل و انتقالات زمستانی شکل بگیرد که صد درصد به سود تیم تراکتورسازی باشد؛ تیمی که عزمش برای قهرمانی در این فصل جزم است.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


رئیس جدید سازمان بسیج را بهتر بشناسید

سوابق سردار غیب‌پرور رئیس جدید سازمان بسیج منتشر شد.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


مدل عجیب لکسوس با 41 هزار لامپ+تصاویر

حالت سوم رقص نور در این خودرو ژست نام دارد که با توجه به حرکات دست نمایش و چراغ‌های LED تغییر خواهد کرد. این واکنش مدیون استفاده از یک کنسول بازی قدرتمند در بدنه خارجی خودرو است.


خواستگاری بی شرمانه از دختر 18 ساله برای مرد 60 ساله

خواستگاری بی شرمانه از دختر ۱۸ ساله برای مرد ۶۰ ساله

حوادث | پنجشنبه ۰۷ مرداد ۹۵ ساعت ۸:۴۸ | نسخه چاپي

از کـلاس چهارم ابـتـدایـی کــارگــری میکنم. مــادرم می گوید تو با این همه پشتکار باید پسر می شدی. سرتان را درد نیاورم، بچه بودم که پدرم در حادثه سقوط از ارتفاع کمرش شکست و خانه نشین شد.

مادرم مدتی در خانه های مردم کلفتی می کرد. او بعد از تولد برادر کوچکم، دچار کمردرد و بیماری شد. به عنوان بچه بزرگ خانواده احساس مسئولیت می کردم. هر کاری از کارگری روی زمینهای کـشـاورزی گرفته تا مغزکردن پسته و گردو و شکستن قند انجام می دادم و کمک خرج خانه بودم.
ما در مشهد غریب هستیم و فامیل و آشـنـای درست وحسابی نـداریـم. وقتی خسته و کوفته از سر کار به خانه برمی گردم، با پدرومادرم خوشوبش می کنم و بعد هم درسم را می خوانم. در تمام این سال ها شاگرداول بوده ام و ذره ای کم نیاوردم. چادرم را هم محکم روی سرم نگه داشته ام تا کسی فکر نکند چون فرد بی اراده ای هستم و... .
چندروزقبل مــادرم از همسایه مان مقداری پول قرضی خواست تا هزینه ثبت نام پیش دانشگاهی ام را جور کند. زن همسایه با پررویی تمام مرا برای پدر شصت ساله اش خواستگاری کرده و می گوید: شما که سروته ندارید، شر این دختر را زودتر کم کنید.دیشب پدرم خودش را نفرین می کرد که چرا نتوانسته زندگی خوبی بسازد.
اشکش را که دیـدم، قلبم درد گرفت. گفتم اصلا ناراحت نباشید، ترک تحصیل می کنم. همسایه مان امروز پنجاه هزار تومان آورده بود و موضوع خواستگاری را با لحنی تحقیرآمیز دوباره مطرح کرد.
خانواده ام با او درگیر شدند. ترسیده بودم و به 110زنگ زدم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: