5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی که با ناز، چشم باز می‌کنند تا به زندگی لبخند بزنند و بهار آهسته می‌آید....به خانه ما. برای آمدنش باید مهیا شویم.


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات ...



شاهکار جدید مرسدس بنز+تصاویر

خودروساز آلمانی مرسدس بنز از محصول پرقدرت خود (C63 AMG Coupe) مدل 2017 رونمایی کرد.


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


ماجرای خنده داری که رضا عطاران در جشن حافظ تعریف کرد چه بود؟

| دوشنبه ۰۴ مرداد ۹۵ ساعت ۱۲:۲۱ | نسخه چاپي

رضا عطاران در شب برگزاری جشن حافظ به بیان خاطره ای پرداخت و فضای مراسم را شاد کرد.

رضا عطاران در شانزدهمین جشن حافظ وقتی برای اهدای جایزه ویژه هیات داوران روی صحنه رفت،ماجرای شیرینی را تعریف کرد که حاضران سالن را به وجد آورد.

در این مراسم زمانی که مهران مدیری برای گرفتن جایزه بهترین چهره تلویزیونی روی صحنه آمد با چنان صدای گرفته‌ای حرف زد که مشخص بود به بیماری سختی مبتلاست.
رضا عطاران اما برای اهدای جایزه ویژه هیات داوران به سامان مقدم روی صحنه آمد و ماجرای با نمکی را تعریف کرد و حضار را به وجد آورد.
عطاران ماجرایش را اینطور آغاز کرد:

«وقتی داشتم به داخل سالن می آمدم اتفاقی برایم افتاد که گفتم برایتان تعریف کنم.بیرون تالار که بودم مردی مرا کنار کشید.فکر کردم حتما می خواهد با من عکس بگیرد.به من گفت:«شما آقای عطاران را می شناسید؟» فکر کردم اگر بگویم خودم عطاران هستم،بیشتر باید توضیح بدهم.گفتم:«بله،می شناسم» گفت اگر رفتی داخل و عطاران را دیدی،به او بگو آن عکسی که توی اینترنت گذاشته اند کار من نیست.نفهمیدم چه می گوید. جالب اینجا بود که بقیه مردمی که اطرافم بودند با من سلفی م یگرفتند و من را صدا می کردند،این آقا باز هم می گفت؛یادت نره رفتی تو عطاران رو دیدی بهش بگو اون عکس ها رو من نگذاشتم.»
عطاران سپس این بخش را به ماجرای داخل سالن ارتباط داد و گفت:«خواستم بیایم داخل.انتظامات جلویم را گرفت.گفتم،من عطاران هستم.مامور انتظامات با تعجب گفت،برو آقا ما را سرکار نذار.نیم ساعت پیش هم یکی آمد گفت مهران مدیری است. بچه‌ها بردندش کوچه پشتی به خدمتش رسیدند.وقتی آمدم داخل و مهران را با آن وضعیت دیدم،فهمیدم طرف راست می‌گفت.»
این شوخی رضا عطاران به فضای جشن که در ساعت‌های پایانی شب کم کم داشت خسته کننده می ‌شد نشاطی دوباره داد.

منبع: سیمرغ

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: رضا عطاران ،

دیدگاه شما چیست؟