سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


دختر 19ساله‌ ایرانی که پهلوانی را معنا کرد

چه کسی فکرش را می‌کرد از لشگر سیاه و‌سپید مهره‌های شطرنج با آن همه استاد بزرگ و استاد بین‌المللی که آوازه نامشان مرزها را درهم نوردیده، بانویی ...


تذکر قاطع محسن رضایی به مسئولین در پی حادثه تصادف دو قطار + اینستاپست

سرلشکر محسن رضایی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش مدیریت و توجه به منابع انساني را مهمتر از فناوری دانست.


نخستین عکس بازیگر زن بعد از عمل جراحی بینی

رزیتا غفاری، بازیگر سینما و تلویزیون، عکسی از خود را پس از عمل جراحی در فضای مجازی منتشر کرد.


محصول جدید پژو+تصاویر

خودروساز فرانسوی پژو از محصول جدید خود(Peugeot 301) رونمایی کرد.


ماجرای خنده داری که رضا عطاران در جشن حافظ تعریف کرد چه بود؟

| دوشنبه ۰۴ مرداد ۹۵ ساعت ۱۲:۲۱ | نسخه چاپي

رضا عطاران در شب برگزاری جشن حافظ به بیان خاطره ای پرداخت و فضای مراسم را شاد کرد.

رضا عطاران در شانزدهمین جشن حافظ وقتی برای اهدای جایزه ویژه هیات داوران روی صحنه رفت،ماجرای شیرینی را تعریف کرد که حاضران سالن را به وجد آورد.

در این مراسم زمانی که مهران مدیری برای گرفتن جایزه بهترین چهره تلویزیونی روی صحنه آمد با چنان صدای گرفته‌ای حرف زد که مشخص بود به بیماری سختی مبتلاست.
رضا عطاران اما برای اهدای جایزه ویژه هیات داوران به سامان مقدم روی صحنه آمد و ماجرای با نمکی را تعریف کرد و حضار را به وجد آورد.
عطاران ماجرایش را اینطور آغاز کرد:

«وقتی داشتم به داخل سالن می آمدم اتفاقی برایم افتاد که گفتم برایتان تعریف کنم.بیرون تالار که بودم مردی مرا کنار کشید.فکر کردم حتما می خواهد با من عکس بگیرد.به من گفت:«شما آقای عطاران را می شناسید؟» فکر کردم اگر بگویم خودم عطاران هستم،بیشتر باید توضیح بدهم.گفتم:«بله،می شناسم» گفت اگر رفتی داخل و عطاران را دیدی،به او بگو آن عکسی که توی اینترنت گذاشته اند کار من نیست.نفهمیدم چه می گوید. جالب اینجا بود که بقیه مردمی که اطرافم بودند با من سلفی م یگرفتند و من را صدا می کردند،این آقا باز هم می گفت؛یادت نره رفتی تو عطاران رو دیدی بهش بگو اون عکس ها رو من نگذاشتم.»
عطاران سپس این بخش را به ماجرای داخل سالن ارتباط داد و گفت:«خواستم بیایم داخل.انتظامات جلویم را گرفت.گفتم،من عطاران هستم.مامور انتظامات با تعجب گفت،برو آقا ما را سرکار نذار.نیم ساعت پیش هم یکی آمد گفت مهران مدیری است. بچه‌ها بردندش کوچه پشتی به خدمتش رسیدند.وقتی آمدم داخل و مهران را با آن وضعیت دیدم،فهمیدم طرف راست می‌گفت.»
این شوخی رضا عطاران به فضای جشن که در ساعت‌های پایانی شب کم کم داشت خسته کننده می ‌شد نشاطی دوباره داد.

منبع: سیمرغ

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: رضا عطاران ،