ماجرای کشف حجاب پگاه آهنگرانی واقعیت دارد؟!+عکس

پگاه آهنگرانی با حضور در پردیس چارسو و فعالیت در جشنواره سینما حقیقت به شایعات درباره کشف حجاب و مهاجرت خود پایان داد.


ماجرای کشف حجاب پگاه آهنگرانی واقعیت دارد؟!+عکس

پگاه آهنگرانی با حضور در پردیس چارسو و فعالیت در جشنواره سینما حقیقت به شایعات درباره کشف حجاب و مهاجرت خود پایان داد.



وضعیت مالی مهران مدیری +تصاویر

| يكشنبه ۰۳ مرداد ۹۵ ساعت ۹:۳۱ | نسخه چاپي

مهران

زادروز ۱۸ فروردین ۱۳۴۶
(۷ آوریل ۱۹۶۷ ‏(۴۸ سال))
محل زندگی تهران
ملیت ایران
پیشه بازیگر، کارگردان، خواننده، تهیه کننده، طراح صحنه و طراح لباس
سال‌های فعالیت ۱۳۵۳ تا کنون

مهران

 مهران مدیری در سال ۱۳۴۶ در میدان بروجردی در سر آسیاب دولاب منطقه ای در جنوب تهران از والدین اراکی به دنیا آمد. او کارگردان، بازیگر و خوانندهٔ ایرانی است. او سه برادر بزرگتر از خودش و دو فرزند به نام های فرهاد و شهرزاد دارد. دیپلمه است و دانشگاه را نیمه کاره رها کرد. از جمله مجموعه های تلویزیونی که وی کارگردانی و بازیگری آنها را برعهده داشته می توان از ساعت خوش، پاورچین، نقطه چین، شب های برره، باغ مظفر، مرد هزار چهره، مرد ۲ هزار چهره و قهوه تلخ و قلب یخی و سریال خانگی ویلای من نام برد. از سن شانزده سالگی با تئاتر آشنا شد. در سال ١٣٦٨ وارد رادیو شد و در داستان شب به مدت شش سال به گویندگی پرداخت. در سال ۱۳۷۲، به همراه داریوش کاردان اولین برنامه طنز خود را برای نوروز ساخت. آغاز شهرت مدیری از سال ۱۳۷۲ بود که در مجموعهٔ طنز نوروز ۷۲ بازی کرد. از سال ۱۳۸۹ مدیری سریال قهوهٔ تلخ را تولید و از طریق شبکه توزیع خانگی پخش کرد.

مهران

کودکی مهران مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظ کند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن.
 
او در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است.

مهران 

جوایز و افتخارات
نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همیشه پای یک زن در میان است – ۱۳۸۶
تندیس حافظ بهترین بازیگر مرد کمدی تلویزیون برای مجموعه های مرد دو هزار چهره و قهوه تلخ – ۱۳۹۰

مهران

دکترای افتخاری دانشگاه لیبرتی آمریکا
 
دانشگاه لیبرتی آمریکا (American Liberty University) به پاس انجام فعالیت های هنری و انسانی، به مهران مدیری مدرک دکترای افتخاری اهدا کرد. مراسم اهدای دکترا به مدیری در ۲۱ تیرماه ۱۳۹۰ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۱) در دانشگاه لیبرتی واقع در لس آنجلس برگزار شد که مهران مدیری به دلیل ضبط ادامه مجموعه قهوه تلخ نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. در این مراسم، دکتر رونالد برینر به نمایندگی از مهران مدیری این مدرک را دریافت کرد و حمید سلطانی آن را در ایران به مهران مدیری رساند.

مهران 

شباهت جالب پسر مهران مدیری به پدرش

مهران مدیری و کارهایش همیشه در این سال ها حامیان فراوانی داشته. از مرحوم کیومرث صابری فومنی که حدود یک دهه قبل مدیری و همکارانش را دعوت کرده بود به موسسه گل آقا و تقدیر ویژه ای از او به عمل آورده بود تا سال ها قبل که کیومرث پوراحمد یادداشتی مفصل در تحسین برنامه های مدیری در ماهنامه فیلم نوشته بود. سال گذشته نیز عزت الله انتظامی‌ به پشت صحنه قهوه تلخ رفت و به اظهارنظر درباره کارهای مدیری پرداخت.

مهران

حامد بهداد درباره او گفته بود : چند وقت پیش مهران را دیدم. فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده. من این را نمی‌دانستم. شگفت زده شدم. نمی‌دانم این آدم ها برای چه به جبهه رفتند، اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند : ایران. یک دلیل بزرگ تر هم مادر است، دفاع از سرزمینمان در حافظه تاریخی ماست، دفاع از مرز و بوم کشورمان و من تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم؛ پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت: وقتی جنگ را ببینی یک شبه صدساله می‌شوی! من این حرف را قبول دارم. این حرف را می‌فهمم.
 
 
مدیری تحصیلات آکادمیک خود را در رشته تئاتر به دلیل حضور در جبهه های جنگ، ناتمام گذاشت اما عشق او به هنرهای نمایشی بار دیگر او را به عرصه نمایش در تئاتر و رادیو کشانید.

مهران 

عکس از فیلم #دیدار سال1373

ناگفته های زندگی مهران مدیری

فلسفه هگل
کودکی مدیری اصلا شبیه بچه های دیگر نبود. دوستان زیادی نداشت و احساس تنهایی می کرد. دوست داشت در آن اتاق نشسته و کتاب ها را ورق بزند اسم هایشان را حفظک ند و عکس هایشان را نگاه کند. یک روز یکی از دوستان برادرش به شوخی از او می پرسد آیا این کتاب را خوانده ای، این اسمش چیست؟ مدیری بلافاصله می گوید: فلسفه هگل، و تعجب می کند که مهران چطور اسم چنین کتابی را توانسته است ادا کند. مدیری در ادامه به او می گوید اینکه چیزی نیست تازه من می دانم که چه چیزی توی آن نوشته شده و شروع می کند به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنش مانده بود را برایش تعریف کردن.

مهران 

عکس قدیمی مهران مدیری در سریال ببخشید

خواب سالوادور دالی
برادر مهران مدیری رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که او به زیست شناسی هم علاقه مند شود و کتاب های زیادی در این زمینه بخواند؛ به خصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و… این علاقه هنوز هم در زندگی اش مانده است! البته شیطنت های مهران مدیری پایانی نداشت. او پنهان از برادرش می رفت سراغ کتاب های او. برادرش چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که او آنها را خیلی دوست داشت و شب خوابشان را می دید.

در ریاضیات همیشه خنگ بود
در ریاضیات همیشه خنگ بود. مدیری هنوز که هنوز است علت ریاضیات در جهان را نمی داند. یعنی به نظرش بیهوده ترین و پوچ ترین درس است و هیچ وقت نمره ای بالا در این درس نگرفت! در درس هایی هم که به ریاضی مربوط است مثل جبر، فیزیک و غیره، هیچ وقت موفق نبود. مدیری از ریاضی متنفر بود. به عقیده او ریاضی فقط در حد جمع و تفریق مفید فایده است. 

ماجرای بازی در فیلم های کیمیایی
همین چند وقت پیش خبری منتشر شد که مهران مدیری قرار بوده در فیلم جرم کیمیایی بازی کند.
پولاد کیمیایی در مصاحبه با ماهنامه صنعت سینما گفته که قرار بوده نقشی را که حامد بهداد در فیلم «جرم» کیمیایی ایفا کرده، مهران مدیری بازی کند. پسر کیمیایی دلیل بازی نکردن مدیری در این فیلم را درگیر بودن این بازیگر و کارگردان در پروژه های شخصی اش مثل قهوه تلخ عنوان کرده است. اما بد نیست بدانید که بعد از ساعت خوش و بعد از کنار رفتن از تلویزیون چندین کار خوب سینمایی به مدیری پیشنهاد می شود. قرار بود ضیافت را مدیری بازی کند تا پای کلید زدن هم رفتند؛ روز آغاز آمدند و گفتند فلانی نباشد. سر فیلم سلطان هم عین همین اتفاق افتاد. خیلی کارهای خوب سینمایی و تئاتر را در آن سه سال و نیم از دست داد و این برایش ضربه بزرگی بود.

مهران 

عکس از فیلم دیدار سال 1373

تلخ ترین آدم عمر
چند سال پیش نیز گفت و گویی از بهاره رهنما منتشر شد که در این گفت و گو خانم رهنما گفته بود که مهران مدیری یکی از تلخ ترین آدم هایی است که در عمرم دیده ام. اتفاقا چند سال پیش در مصاحبه ای از مدیری این سوال را کرده بودند که حتما به تو گفته اند که صورت تلخی داری؟ مهران مدیری نیز در جواب گفته بود: «بله، خیلی ها از این هم فراتر می روند و می گویند آدم غمگینی هستی. خیلی وقت ها درست است. در طول روز غمگینی ام به شادی هایم می چربد. زود هم خودش را نشان می دهد. به قول یکی از دوستان، غم اگر به جاهای ناجور نکشه، چیز خیلی بدی نیست. می تواند منشا خلاقیت هم باشد. ظاهرا در شرق برای غم نسبت به شادی اصالت بیشتری قائلند».

وقتی یک شبه صدساله می شوی
حامد بهداد درباره او گفته بود: «چند وقت پیش مهران را دیدم. فهمیدم که مهران سه سال در جبهه جنگیده. من این را نمی دانستم. شگفت زده شدم. نمی دانم این آدم ها برای چه به جبهه رفتند، اما یک دلیل خیلی بزرگ دارند: ایران. یک دلیل بزرگ تر هم مادر است، دفاع از سرزمینمان در حافظه تاریخی ماست، دفاع از مرز و بوم کشورمان و من تازه فهمیدم که یک وجه از وجوه مهران چه چیزی دارد که من ندارم؛ پختگی حاصل از جنگ. او جمله خیلی قشنگی گفت: «وقتی جنگ را ببینی یک شبه صدساله می شوی!» من این حرف را قبول دارم. این حرف را می فهمم».

مهران 

جوک بگویم؟ محال است!
سال ها قبل و در مصاحبه ای از مدیری سوال شده بود که آقای مدیری در یک جمع می توانید جوک تعریف کنید؟ و مدیری گفته بود: «شوخی می کنید؟ جوک تعریف کنم؟! محال است بتوانم چنین کاری ا نجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر می کردم شاد بودن، آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان بدهد کاری است به شدت جلف. به نظرم هیچ چیز بهتر از متانت نبود».

شهرام شکیبا: مدیری مثل چلوکباب کوبیده زعفرانی است
بد نیست بدانید که شهرام شکیبا، طنزپرداز معروف، چندی پیش در یادداشت طنزی درباره مهران مدیری نوشته بود: «درتس است که آبگوشت غذای ملی ماست، اما خیلی ها هستند که آبگوشت دوست ندارند، ولی من تا حالا کسی را ندیده ام که چلوکباب کوبیده را دوست نداشته و شناسنامه ایرانی داشته باشد. چلوکباب کبیده به قدری محبوب است که حتی گیاهخواران هم کباب کوبیده گیاهی درست کرده اند. مهران مدیری در ایران حکم چلوکباب کوبیده زعفرانی را دارد».

مهران 

مهران مدیری در پشت صحنه سریال نود شب سال ۱۳۷۹

هم سید است و هم بچه جنوب شهر
حالا دیگر شاید همه آن گزارش معروف درباره محله قدیم مهران مدیری را خوانده باشند. گزارشی که در آن نوشته شده بود: مهران مدیری هم بچه پایین شهر است و هم سید است و هم مادرش خانم جلسه ای است. هر پنجشنبه اینجا جلسات قرآنی برگزار می شود که مادر مدیری در آنها شرکت می کند.
پدر خیلی خوبی داشت
به گفته همسایه های محله قدیم مهران مدیری، مهران پدر خیلی خوبی داتش که بر اثر سکته از دنیا رفت. مرد متین و موقری بود.
این طور که از حرف های همسایه ها برمی آید، مهران هم به پدرش رفته و از نظر خلق و خو شبیه به اوست. یکی از همسایه ها درباره او می گوید: «مهران خیلی پسر آقایی است؛ پسری تمیز و پاک. من هیچ چیزی از مهران ندیدم. هرکسی که پشت سرش صحبت کرده است که پسر بدی است اشتباه کرده است. او یک پسر ساده و مودب است».
این همسایه در ادامه گفته بود: «ختم پدر مهران مدیری غلغله بود. از همه جا آمده بودند.» او تاکید می کند: «خانواده مهران مدیری همه شان مذهبی هستند، هم از طرف مادر و هم از طرف پدر خیلی مذهبی اند و کلا مومن هستند. همه فامیل هایشان را که در مراسم ختم مهران دیده بودم مذهبی بودند. خود خانم مدیری چادر از سرش نمی افتد.»

مهران 

مهران مدیری در سریال #باغ_گیلاس

شیطنت های فرزند مهران مدیری
سه سال پیش یکی از نشریات معتبر سراغ پسر 17 ساله و دختر 11 ساله مهران مدیری (در آن زمان) رفته و در گفت و گویی متفاوت حرف های جالب و بامزه ای را از زبان فرزندان مهران مدیری منتشر کرده بود. در همین مصاحبه فرهاد مدیری پسر مهران مدیری بین حرف هایش اعتراف کرده بود: «بعضی وقت ها معلم هایمان را خیلی اذیت کرده ایم. من واقعا از آنها معذرت خواهی می کنم». یکی از آخرین شیطنت هایش این بوده که با بچه ها سر کلاس یکی از معلم ها دوربین ببرند و فیلم بگیرند. بعد فیلم لو می رود و دست مدیر و معاون می افتد و… «خدا رحم کرد. به خیر گذشت. بابا هنوز هم نمی داند که چی شده چون خودمان تعهد دادیم و تمام شد. حالا اینجا بخواند می فهمد!»

مهران 

فرزندان مهران مدیری

نگاه کن شبیه بقال ها شده
اما در همان مصاحبه شهرزاد دختر 11 ساله مدیری به محض ورود به دفتر همان مجله ای که به همراه برادرش برای مصاحبه رفته، یکی از مجله ها را برمی دارد و با دقت ورق می زند، یکی از عکس های پدرش در سریال «مرد هزار چهره» را می بیند و طوری که ما نشنویم به فرهاد می گوید: «نگاه کن شبیه بقال ها شده!» و بعد می خندد. دختر مهران مدیری، تمام کارهای پدرش را دنبال می کند و جزو مخاطبان اصلی سریال های طنز او است. شهرزاد تمام کارهای مهران مدیری را دیده و از بین آنها «شب های برره» را به عنوان بهترین کار پدر انتخاب می کند.

همه تلخی های مدیری
البته نکته دیگری که درباره آقای مدیری باید یادآوری کرد این است که مهران مدیری برخلاف سریال ها و کارهای طنز تلویزیونی اش همیشه به تولید آثار جدی و حتی تلخ علاقه داشته است. به گزارش برترین ها خود او در مصاحبه با برنامه مثلث شیشه ای گفته بود: «در تئاتر نقش های جدی بازی می کردم از نظر شخصیتی هم آدم طنازی نیستم، بیشتر درون گرا هستم و مسائل جدی برایم جدی تر است. در آینده هم قصد ساخت اثری جدی را دارم». جالب است ( سوسا وب تولز ) بدانید مدیری چند سال پیش در گفت و گویی پیش از ساخت «شب های ببره» اعلام کرده بود: «تمامی کارهای طنزی که ساخته ام پرمخاطب و موفق بوده اند. اما با این حال از عملکرد خودم در زمینه طنزسازی راضی نیستم. طنزسازی به شغل من تبدیل شده است و همه افراد ازجمله تهیه کنندگان، منتقدان و… از من می خواهند که مجموعه طنز بسازم. اصل من چیز دیگری است. دوست دارم روزی برسد که کمدی موردعلاقه خودم را بسازم که در عین خنداندن، تلخی های بسیاری را نمایان سازد».

مهران 

مصاحبه با مهران مدیری

کجا به دنیا اومدی ؟
میدان بروجردی . سر آسیاب دولاب.

جایی گفته بودی که طعم فقر را چشیدهای ؟
این مورد استثنایی نیست. خیلی از آدمهای همسن و سال من این طعم را چشیدهاند. بافت خانوادهها یا کارگری بود یا کارمندی.

الان نسبت به فقر چه حسی داری ؟
الان تفسیرم با دوران کودکی و نوجوانی فرق دارد.

مهران

بعد از نوجوانی همه ما یک دوران بی پولی را طی کردیم. الان هم هر لحظه ممکن است بی پول شویم.
اما این فقر خیلی سینمایی نیست که گاهی پول توی جیبمان نباشد. ولی از آن موقع خیلی از چیزهایی که دوست داشتیم داشته باشیم نداشتیم. خیلی از استعدادها مسیرش عوض میشد. در عین حال کمک میکند به رشد بعضی از استعدادها. مثلا ممکن است داشتن یک ساز برای آدم تبدیل شود به یک آرزوی دست نیافتنی.

کدام بخش از آرزوهایت بخاطر فقر از دست رفت ؟
من در کودکی هیچ وقت آرزوی مشخصی نداشتم.

یعنی هیچ آرزویی نداشتی ؟
چرا. منتها خیلی از نوجوانان هستند که قاطعانه میدانند چه میخواهند. مثلا خیلیها میخواهند خلبان شوند و این را از 12 تا 20 سالگی میگویند. ولی من آرزوی طولانیای نداشتم که به آن نرسیده باشم.

مهران

یعنی آرزوهایت زیاد و کوتاه مدت بودند ؟
بله . دمدمی بودم.

مثلا ؟
دوست داشتم زیست شناس شوم. هنوز هم دوست دارم.

تئاتر خواندی؟
بله. ولی از بچگی با کتابهای برادرم که زیست شناسی خوانده بود ورمیرفتم. شاید طولانیترین آرزویم این بود. کارهای تحقیقی درباره زندگی حیوانات. هنوز هم خیلی علاقهمندم. فیلمهای مورد علاقهام فیلمهای مستند است.

الان هم آرزوهای دمدمی داری؟
نه این مساله مربوط به ناپختگیهای دوران نوجوانی است.

 چه سالی وارد دانشگاه شدی؟

 سال 1365 .

مهران

مهران مدیری در سریال دردسر والدین

 بعد از خدمت سربازی؟

نه قبل از آن.

 قبل از آن؟

 ماجرای تحصیل من پیچیده است، اصلا واردش نشویم. سربازی، دانشگاه نصفه، بعد سربازی و ...

 زمان جنگ جبهه هم بودی؟

 بله خیلی جبهه ها بودم. ، مرصاد، حلبچه .

مهران

مهران مدیری در جبهه

 چرا نمیخواهی توضیح بدهی؟

اولا از ساعت هفت صبح سر کار بودم و خیلی خستهام و نمیتوانم تاریخها را بیاد بیاورم. ثانیا، بیوگرافی من نهایتا به چه درد میخورد؟

 عصبانی که میشوی چه کار میکنی ؟

 آن موقعیت را ترک میکنم . عکس العمل بدی نشان نمیدهم . آن محیط را ترک میکنم . سوار ماشین میشوم و رانندگی میکنم . رانندگی با سرعت زیاد در اتوبانهای تهران آرامم میکند . این دو مورد نقاط ضعف من است . دوست دارم کاری را که به کسی محول میکنم ، آن را به درستی انجام دهد.

مهران

در خلوتت چه کار میکنی ؟

 مشغول سکوت میشوم . از آن سکوتهایی که شنیده میشود. فکر میکنم . نمیتوانم بگویم به چه چیزی . و مهمتر از همه موسیقی است ، موسیقی کلاسیک با صدای بلند .

مهران

 چه کتابهایی میخوانی ؟

 خیلی وقت است که به خاطر این مشغله ها از کتاب دور شده ام ، ولی طی سالهایی به شدت کتاب میخوردم ! بیشتر از همه نمایشنامه و رمان میخواندم . نویسندگان محبوبم مارکز ، تولستوی و تورگنیف هستند . به شعر هم علاقه خیلی زیادی دارم . شاعر اولم لورکا است، بعد شاملوست ، بعد مارگوت بیکل ، بعد حافظ ... در موسیقی هم کنسرتهای ابوای ویوالدی مرا به حالت جنون ، به حالت پوچی میرساند .خیلی از آثار باخ هم روی من چنین تاثیری دارند . چیزی که بیشتر غمگینم میکند شعر است .

 سوال آخر کلیشه ای است ! چه بازیگرانی را دوست داری ؟

 نمیشود بین دنیرو و دوپاردیو یکی را انتخاب کرد . بازیگران مورد علاقه ام یک لیست بیست نفرهء درجه یک را شامل میشود .

مهران

مهران مدیری و مرحوم علی طباطبایی

 5 تا از این بیست تا را بگو .

 رابرت دنیرو ، ژرار دوپاردیو ، آنتونی کوئین ، مریل استریپ ... کلارک گیبل را دوست ندارم ، همفری بوگارت را دوست ندارم ...

 فیلمهایی که دوست داری کدامها هستند ؟

م: « هملت » کوزینتسف را چهل دفعه دیدم و ممکن است هشتاد دفعه دیگر هم ببینم . « باراباس » یکی از فیلمهای محبوب من است ، « پاپیون » ، « فیلم کوتاهی درباره عشق » و ... .

مهران

مهران مدیری و سام نوری

جدیدترین مصاحبه مهران مدیری

در جریان ضبط یکی از تازه‌ترین برنامه‌های "دورهمی" که دیگر مهران مدیری همه کاره آن است ماجرایی رخ داد که مصداق بارز افتادن خیاط در کوزه است.

مهران مدیری این بار هم به مانند دفعات پیش آمده بود تا مهمانش میلاد کیمرام را سوال‌پیچ کند اما ماجرا طور دیگری پیش رفت؛ کیمرام در ابتدای برنامه خطاب به مدیری گفت گویا در برنامه شما اسم هر فردی بیاید او باید در برنامه های بعدی مقابل مدیری نشسته و پاسخگوی سوالات وی باشد؟

تأیید مهران مدیری به این پرسش همراه بود با این خواسته کیمرام که من اسم مهران مدیری را می‌آورم پس باید او به جای مهمان بنشیند و پاسخگوی سوالات باشد.

این خواسته کیمرام که مشخص نیست از قبل هماهنگ شده بود یا نه با تشویق حضار روبرو شد و در نهایت مدیری در جای مهمان قرار گرفت و کیمرام هم سوالات خود را از او پرسید.

هر ۲۰ سال یک بار مصاحبه می کنم

سوال اول کیمرام از مدیری این بود که چرا مصاحبه نمی‌کنی و مدیری در پاسخ از این گفت: ۱۴ سال است مصاحبه نکرده ام و اگر بخواهم هر روز مصاحبه کنم باید حرفهای تکراری بزنم که مثلا چی میخوری و چیکار میکنی و اولین کارت چی بود و از این صحبتها و برای همین تصمیم گرفتم هر ۲۰ سال یک بار مصاحبه کنم تا حرف جدید برای گفتن داشته باشم.

تأیید تلویحی مرفه بودن

مدیری که در این گفتگو مدام سعی می‌کرد از وضع ساده رندگی خود صحبت کند وقتی با این گفته کیمرام مواجه شد که می‌گویند شما جزو مرفهین هستید ابتدا سعی کرد با شوخی و خنده و ذکر چندباره این جمله که "کی میگه؟" از کنار این سوال عبور کند. به گزارش سینماژورنال اما در نهایت با تأیید تلویحی مرفه بودنش گفت: آدم هرچقدر هم پول داشته باشه آخرش همان چیزی رو میخوره که همه میخورن و در نهایت در همان گوری میخوابه که همه در آن می‌خوابن.

مدیری ادامه داد: پول تا جایی جواب میده! بعد از اون دیگه هیچ کارکردی نداره و فقط شاید ماشینت بشه مضراتی! (منظورش مازراتی) بود.

مهران

هر ۶ ماه یک بار به مهمانی می روم

مدیری درباره اوضاع و احوال زندگی خانوادگیش گفت: ۹۰ درصد مواقع تنها هستم. همه فکر میکنن که به خاطر وسعت ارتباطاتم هر شب مهمونی هستم اما واقعیت این است که شاید ۶ ماه یک بار من را به مهمانی برده و به زور با دو نفر صحبت کنم و سالی یک بار مهمان داشته باشم. بهترین رفقای من کتاب و موسیقی و فیلم هستند و در مجموع خیلی حال و حوصله شلوغی رو ندارم.

مدیری در آخر گفتگو هم با تهدید شوخ‌طبعانه کیمرام که "حالا منو تو جایگاه مهمون میشونی" گفت: اگه خبرنگارا این برنامه رو ببینن میریزن سرم که چرا با ما حرف نزدی!!

هدیه کیمرام به مدیری

به گزارش سینماژورنال در پایان برنامه کیمرام یک اتود و طرح اولیه از دو کت و شلوار را به مهران مدیری هدیه داد و البته حین این هدیه دادن تبلیغ فراوانی هم کرد برای دوستش که طراح لباس است و این کت و شلوارها را طراحی کرده است.

کیمرام از مدیری خواست که هر کدام از طرحها را که پسندید برایش بدوزند و تنش کند و بعد امضاء کند و در موزه "دورهمی" قرار دهد اما مدیری خیلی جدی گفت: یکیش رو امضا میکنم و میذارم برای موزه و اون یکی رو هم برای خودم برمیدارم!

مهران

اعلام رسمی خداحافظی همیشگی ستاره تلویزیون در «هفت»/ جزییات فیلم سینمایی مهران مدیری از زبان خودش

خسته شده ام، دیگر می‌خواهم کار نکنم

مهران مدیری در ابتدای حرف‌هایش گفت:«از کار کردن خسته شده ام.سال‌هاست از 365 روز سال 360 روز کار کرده ام.میخواهم کلا از تلویزیون و شبکه خانگی سریال سازی خود را خلاص کنم و فقط سالی یک یا دو فیلم بسازم. دو ماه دیگر فیلم سینمایی خود را می سازم. دو فیلمنامه دارم. یکی کمدی و دیگری تلخ و عجیب. در این سالها به دلیل آنکه مدام درگیر تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی بودم، نشد.»

مدیری درباره نزدیک نشدن به ساختن فیلم سینمایی هم گفت:« دلیل فیلم سینمایی نساختن در این سالها، ترس از ساخت فیلم سینمایی کمدی نبود. ترس از ساخت فیلم سینمایی بود. با وجود اینکه این تجربه کم نیست، اما برای سینما کم است. و دوست داشتم وقتی به سینما می آیم خیلی حرفه ای باشد.»

«ساعت 5 عصر» چگونه فیلمی است؟

مدیری همچنین درباره فیلمی که می خواهد مقابل دوربین ببرد گفت:« نام فیلم «ساعت 5 عصر» است که یک فیلم کمدی است. فیلم سخت و خیابانی و بسیار شلوغ و پرجمعیتی است. ممکن است در هر سکانسی بین 600 تا 700 نفر حضور داشته باشند. اما فیلم تنها یک بازیگر اصلی دارد و باقی مردم اند.

 فیلمی است از 7 صبح تا 5 بعدازظهر یک فرد را در تهران روایت می کند که آن روز آخرین فرصت آن فرد است که باید کاری را انجام دهد. فیلم مثل گلوله برفی است که هرچه جلوتر می رود بزرگتر می شود و ریتم مدام تندتر می شود و دیوانه وار بودن ماجرا بزرگتر و موضوع عظیم تر می شود. فیلم موضوعی به شدت اجتماعی دارد که هر روز با آن مواجه ایم اما به آن توجهی نمی کنیم.

طرح فیلمنامه «ساعت 5 عصر» از خودم است اما من با خشایار الوند در حال نگارش آن هستیم. اما فیلمنامه دومم که تلخ است به تنهایی کار خودم است. علاقه خودم به نگارش متن های تلخ و جدی است.»

حرف‌های تندتری را در فیلم‌هایم خواهم زد

مدیری در ادامه حرف‌هایش درباره شیوه ای که قرار است در فیلم‌هایش پیش گیرد گفت:« من تصمیم دارم در ادامه مسیر فیلمسازی خود حرف های تندتر و بزرگتری در حوزه سیاست و فرهنگ و اجتماع بزنم که  جای این حرف ها در تلویزیون نیست و محدودیت های آن نمی گذارد و به نظر در شبکه نمایش خانگی و ارشاد بهتر می شود اینها را بیان کرد.»

 خیلی وقت است که حالم خوب نیست

مهران مدیری در پاسخ به مسعود فراستی که چرا دیگر تیز نیستی، گفت:« بخاطر محدودیت های تلویزیون است! اصلا چیز عجیبی نیست، همه جا همین است، اما جدیدا بسیار سخت گیرتر شده اند. نمونه اش در همین برنامه «دورهمی». از طرفی چیزهایی را ما می گوئیم که برای نخستین بار ما هستیم که مطرح می کنیم و پخش می شود، و از طرفی مواردی را ممیزی می کنند که من اصلا نمی فهمم برای چه نباید پخش شود.»

 مدیری در پاسخ به این پرسش فراستی که تو از نگاه بالا با مخاطب صحبت می کنی، گفت:« در ابتدا «دورهمی» به این شکل اجرا می شد، اما به مرور مشکل را با تذکر دیگران مرتفع کردم.»

وی افزود:«حوصله ندارم. خیلی وقت است که حالم خوب نیست. یک نوع دگردیسی نیاز است برای ترک تلویزیون و سینمای خانگی به سمت سینما. برای اینکه از این شکل کار خسته و اشباع شده ام. اصلا دیگر دوست ندارم و ارضایم نمی کند.»

مهران 

تک جمله هایی از مهران مدیری

مهران مدیری در حرف هایش به مواردی اشاره کرد که به برخی از آنها در زیر این مطلب اشاره می‌کنیم:

- نقد سینمای کمدی مبتذل و به اصلاح بدنه برای من ممکن است اما از نقد کمدی جدی اجتناب می کنم و برایم سخت است درباره رضا عطاران و... نظر دهم.

-  برخی از منتقدان به دلیل اینکه جواب تلفنشان را ندادم نقدهای بسیار تندی به فیلم هایم وارد کردند که به نظرم این موضوع خیلی غیرانسانی است.

- من خیلی از کارهایم را الان دوست ندارم. مخصوصا کارهایی که زمان آنها گذشته است. کارهایی مثل «جایزه بزرگ»، «نقطه چین»، «ویلای من» و ... که به نظرم بچه گانه و ضعیف اجرا شده اند.

- «شوخی کردم»، «شب های برره»، «قهوه تلخ»، «دورهمی»، «پاورچین»، «مرد هزار چهره» و... را در کارهایم دوست دارم چون حرف های خوبی داشتند.

- من دیگر صحبت نمی کنم تا مسعود فراستی به استدیو نیاید. اصلا گفتگو بدون فراستی فایده ندارد!

- وقتی فیلمنامه اصغر فرهادی را خواندم، دیدم معرکه است. دوام نیاوردم همان شب ساعت 2 شب زنگ زدم که من می خواهم بیایم بازی کنم.

- از بازی در فیلم «توکیو بدون توقف» پشیمانم.

- از کارگردانی دیگران وقتی برایشان بازی می کردم، حرص می خوردم. اما وقتی می پذیرفتم کاملا خود را می سپردمو حرفی نمی زدم مگر آنکه از من بخواهند.

- به «هفت» به عنوان برنامه ای که حرفه ای ترین برنامه سینمایی تلویزیون است یک انتقاد دارم. همه این چیزهایی که گفتم به شدت تحت تاثیر سینمای هالیوود است. سالهای سال است که می خوانیم و می شنویم از سینمای هالیوود. یکی از وظایف این برنامه و مطبوعات حرفه ای سینما شناخت وسیع تری از سینما به مردم و مخاطبان است. ما چقدر راجع به سینمای ژاپن و بلوک شرق می دانیم؟ ادبیات شرق و ... را نمی شناسیم. انگار در اینترنت هم در این خصوص وجود ندارد. سینما معنی اش تمام اینها است. این کار را شما بکنید.

منبع: پرشین وی

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: