ژست ممنوع بازیگر زن مشهور ایرانی+عکس

در این عکس بهنوش طباطبایی را در حال کشیدن سیگار که یکی از ژست های ممنوع است مشاهده می کنید:


هایما با موتور توربو شارژ درایران+تصاویر

هایما S7 یک خودرو شاسی بلند با ظاهر و تجهیزات مناسب است. که توسط ایران خودرو به بازار ایران عرضه شد. حال پس از ورود این خودرو به تازگی اخباری ...


گشتی در زندگی خصوصی دختر شایسته روسیه

یانا دوبرو ولسکایا، اخیرا نمانیده روسیه در رقابت های Miss World 2016 شد.


ولایتی: تمدید تحریم‌ها انتقامی بود که از پیروزی‌های ایران در منطقه گرفتند

رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع پس از دیداری که بانماینده ویژه رییس‌جمهور روسیه در امور سوریه داشت، تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران را ...


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


تحلیل امنیتی حادثه مونیخ و نقطه استیصال ژرمن ها

تحلیل امنیتی حادثه مونیخ و نقطه استیصال ژرمن ها

جهان | شنبه ۰۲ مرداد ۹۵ ساعت ۲۲:۳۶ | نسخه چاپي

آنچه در مونیخ رخ داد نقطه آشکارساز استیصال امنیتی آلمان در برهه کنونی است. پیش از این تنها شاهد هشدار مقامات آلمانی نسبت به وقوع حملات تروریستی بودیم، اما هم اکنون با واقعه ای عینی مواجهیم.
به گزارش مهر، حادثه تروریستی اخیر در مونیخ که منجر به کشته و زخمی شدن چندین نفر شد، دارای پیام های آشکار و نهفته زیادی است. مقامات امنیتی آلمان قبل از این حادثه نسبت به وقوع حملات تروریستی در این کشور هشدار داده بودند. با این حال بیشتر توجهات بر روی ایالاتی مانند نورث راین وستفالیا، درسدن و دیگر ایالاتی بود که طی سال های اخیر در آن گروه های پرخطر رشد فزاینده ای پیدا کرده بودند.
کمتر کسی تصور می کرد که نخستین حادثه تروریستی جدی آلمان در شهر مونیخ رخ دهد. در این خصوص نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت:
الف) آنچه در مونیخ رخ داد نقطه آشکارساز استیصال امنیتی آلمان در برهه کنونی است. تا قبل از این حادثه تنها شاهد هشدار مقامات آلمانی نسبت به وقوع حملات تروریستی در این کشور بودیم، اما هم اکنون با واقعه ای عینی و ملموس مواجه هستیم.
بدیهی است که از این پس معادلات امنیتی در آلمان وارد فاز تازه ای خواهد شد زیرا دیگر کسی سخن از انتزاعیات و خطرهای بالقوه به میان نخواهد آورد! دستگاه های امنیتی و سیاسی آلمان از این پس با خطرات بالفعل و ملموسی رو به رو هستند که هر یک می تواند دامنه وسیعی حتی جدی تر از واقعه اخیر در مونیخ داشته باشد.
از این رو مخاطرات امنیتی در آلمان از فاز انتزاعی وارد فاز عینی شده و این گذار امنیتی بسیاری از رفتارها و محاسبات قبلی دولت و مقامات امنیتی آلمان را دچار تغییر خواهد کرد.
ب) بررسی سیر منطقی حادثه تروریستی اخیر نشان می دهد که دستگاه های امنیتی آلمان در این خصوص قصور زیادی داشته اند. این قصور در وهله اول متوجه فعالیت آزادانه گروه های افراطی اعم از تکفیری ها و گروه های راست افراطی در داخل خاک این کشور است.
گروه های تکفیری سالهاست تحت حمایت مشترک دستگاه های امنیتی عربستان سعودی و آلمان در ایالات مختلف این کشور اروپایی حضور داشته و به تبلیغ پرداخته اند. انتشار تصاویر حامیان داعش در برخی شهرها و ایالات آلمان و همچنین حضور تعدادی از اتباع آلمانی در صف گروه های تروریستی و تکفیری در عراق و سوریه موضوعی نیست که بتوان آن را لاپوشانی کرد.
از سوی دیگر؛ عدم برخورد جدی دستگاه های سیاسی و امنیتی آلمان با ظهور جریان های راست افراطی، نئونازیستی و فاشیستی در آلمان ـ به ویژه طی سال های اخیر ـ نیز نشان از بازی طراحی شده نادرست دستگاه های امنیتی این کشور دارد.
تفکر تکفیری و راستگرایی افراطی دو مصدر اصلی بحران های تروریستی در آلمان امروز هستند که اگرچه خاستگاه و جنس این دو با یکدیگر متفاوت به نظر می رسد، اما محصول و نتیجه عملکرد هر دوی آنها یکسان است.
دستگاه های امنیتی آلمان از ابتدای هزاره سوم تاکنون نه تنها گامی عینی در مهار این دو خطر بزرگ برنداشته اند که در برهه هایی هر دوی این جریانات را مورد حمایت قرار داده اند. بدیهی است که نتیجه این خطای محاسباتی و امنیتی بزرگ، چیزی جز ناامن شدن بستر امنیت داخلی در آلمان نبوده است.
مقامات امنیتی آلمان تصور می کردند که قادر به مدیریت هر دوی این جریان ها خواهند بود زیرا هرگز تصور نمی کردند که تکفیری گری و راستگرایی افراطی از پیله فکر و اندیشه بیرون آمده و تبدیل به خطراتی عینی و ملموس شوند.
ج) گرچه آنچه در مونیخ رخ داد محصول مستقیم عملکرد تکفیری ها  یا گروه های راست افراطی در آلمان نبوده اما بستر ناامنی که در آلمان و به طور کلی اروپای واحد ایجاد شده در وقوع این حادثه دخیل بوده و متعاقبا شرایط را برای فعالیت تکفیری ها و راستگرایان افراطی در آلمان مهیا خواهد ساخت.
اگر در اینجا منظومه ای امنیتی را ترسیم کنیم، متوجه خواهیم شد که در حرکت و گردش چرخه تروریسم در آلمان کاتالیزورهایی وجود دارد که حرکت این چرخه را تسریع می کند. یکی از این کاتالیزورها حمایت تسلیحاتی آلمان از عربستان سعودی به عنوان اصلی ترین حامی منطقه ای داعش است.
در حالی که مقامات امنیتی آلمان به خوبی نسبت به اینکه سلاح های آلمانی از طریق واسطه های عربی به دست گروه داعش و النصره و دیگر تکفیری ها می رسد آگاه اند، همچنان به این روند ادامه می دهند که در این باره هر دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات مقصر هستند.
بنابراین مقامات آلمانی با چرخه ای مواجه هستند که خود بخشی از آن محسوب می شوند. حال آیا زمان آن نرسیده است که حادثه مونیخ تلنگری برای بستر سازی امنیتی جدید در آلمان با اتکا به مبارزه واقعی و گسترده با تروریسم تکفیری و راستگرایی افراطی باشد؟
آیا زمان آن نرسیده است که مقامات آلمانی در مهار دو منفذ اصلی ورود تهدیدات تروریستی، یعنی تکفیری گری و راستگرایی افراطی مبارزات فکری و امنیتی لازم را صورت دهند؟ اگرچه مبارزات فکری با این دو جریان زمان بر است، اما در حوزه مبارزات امنیتی می توان دست به مواجهه سریعی با این گروهها زد.
اصلی ترین پیش شرط این مواجهه موثر، تغییر سیاست های منطقه ای آلمان از یک سو و مهار جدی مصادیق تکفیر و راستگرایی افراطی در داخل خاک این کشور است.
د) در نهایت اینکه متعاقب وقوع حادثه مونیخ، ژرمن ها باید دست به واکاوی عمیق و آسیب شناسی موثری در خصوص سیاست های امنیتی خود بزنند. آیا این اقدام از سوی دولت و دستگاه های امنیتی آلمان صورت می گیرد یا آنها نیز همچون فرانسوی ها همچنان به سیاست های نادرست امنیتی خود ادامه می دهند؟

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: