جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


اعلام رسمی شتاب تسلا مدل ۳/صفر تا صد:۵/۶ ثانیه؛۳۵۰ کیلومتر رانندگی با هر بار شارژ

تسلا سرانجام شتاب صفر تا صد کیلومتر سدان مدل ۳ را اعلام کرد که معادل ۵.۶ ثانیه است. این خودرو با هر بار شارژر می‌تواند ۳۵۰ کیلومتر را طی کند.<br />


قسمت اول

معرفی خودروهای تشریفات در کشور های جهان

امپراطور ژاپن از تویوتا سنتری، نخست‌وزیر ایتالیا از مازراتی، نخست‌وزیر مالزی از پروتون پردانا، رئیس جمهور چک از اشکودا ساپرپ و پادشاهی بریتانیا ...


روحانی:از رقبا درخواست کمک‌دارمِ/ به‌رهبری گزارش‌کذب دادند

حجت الاسلام حسن روحانی امروز اولین نشست خبری خودش را با عنوان رئیس جمهور منتخب مردم برگزار کرد؛ نشستی که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار ...


عکس | دیدار روحانی با ۱۷۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی

صبح امروز، یکشنبه، روحانی با بیش از ۱۷۰ نماینده در سالن مشروطه مجلس دیدار کرد. این نمایندگان پشتیبانی خود را از روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ...


آزارو اذیت زن شوهردار توسط دوست قدیمی؛ اصرار به بی حیثیتی داشت دست به تبرشدم

آزارو اذیت زن شوهردار توسط دوست قدیمی؛ اصرار به بی حیثیتی داشت دست به تبرشدم

حوادث | جمعه ۰۱ مرداد ۹۵ ساعت ۱۴:۵۲ | نسخه چاپي

مرد میانسالی که از هشت سال قبل به اتهام قتل یکی از دوستانش در زندان به سر می‌برد، با تائید حکم قصاص در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. جلسه رسیدگی به پرونده مرد 50 ساله‌ که ایزد نام دارد، در شعبه دهم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران برگزار شد.

نماینده دادستان پس از رسمیت جلسه، در جایگاه قرار گرفت و در شرح کیفرخواست گفت: «ایزد، تیر 87 مرتکب قتل مرد 48 ساله‌ای شد که از دوستانش بود، او در بازجویی‌ها به جرمش اقرار کرده و مدعی شده است به خاطر رابطه‌ای که بین مقتول و همسرش برقرار شده بود، دست به قتل او زده است.
هرچند تلاش‌های پلیس برای کشف جسد شهاب ناکام مانده، اما قرائنی در پرونده وجود دارد که نشان می‌دهد ایزد مرتکب قتل شده است، بنابراین برایش درخواست صدور مجازات دارم.»
سپس وکیل اولیای دم به دادگاه گفت: از طرف ولی‌دم درخواست قصاص دارد.
بعد از آن ایزد در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا اظهار کرد: شهاب از دوستانم بود که خانواده‌اش در آمریکا زندگی کردند. من به او اعتماد داشتم و او را به خانه‌ام راه می‌دادم تا این که یک روز همسرم من را از ماجرای هولناکی باخبر کرد.
همسرم برایم تعریف کرد که به دیدن خواهر شهاب رفته بود که آنجا شهاب دور از چشمان خواهرش که برای انجام کاری خانه را ترک کرده بود، به زور به او تعرض کرده است. وقتی از این ماجرا با خبر شدم، نمی‌دانستم باید چه کنم. اول تصمیم به شکایت گرفتم، اما چیزی نمی‌توانست باعث شود حیثیت همسرم برگردد. سر این موضوع با شهاب دعوا کردم. روز قتل در کارگاه مشغول کار بودم که شهاب وارد شد. کادویی به من داد و خواست آن را به همسرم بدهم. کادو را باز کردم. داخلش ادکلن بود. یاد رفتاری افتادم که شهاب با همسرم کرده بود. دست به تبر شدم و او را به سزای رفتارش رساندم. جنازه را به جاده شمشک بردم و در محل تخلیه زباله‌ها رها کردم. من بعد از بازداشت به پلیس، محل رها کردن جنازه را نشان دادم، اما نمی‌دانم چه بر سر آن آمده و چرا تاکنون پیدا نشده است.
من از کاری که کرده‌ام پشیمان نیستم. شهاب مستحق مرگ بود و به سزای رفتارش رسید.
قاضی قربان‌زاده بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل مدافع او با اعضای دادگاه وارد شور شد و ایزد را به قصاص محکوم کرد. با اعتراض ایزد به مجازاتش، پرونده به شعبه 32 دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور آن را تائید کردند.

منبع: جام جم

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟