کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


سایه دلار بر افزایش قیمت کالاها؛ گزارش ارزانی و گرانی اقلام اساسی

ده روز گذشته را بی‌سابقه‌ترین دوران حیات قیمت دلار در ایران می‌توان دانست؛ دورانی که در آن نرخ این ارز به کانال ۴ هزار تومان نزدیک شد و هنوز هم بی‌تاب قصد دارد وارد همین محدوده قیمتی شود.


ماجرای کشف حجاب پگاه آهنگرانی واقعیت دارد؟!+عکس

پگاه آهنگرانی با حضور در پردیس چارسو و فعالیت در جشنواره سینما حقیقت به شایعات درباره کشف حجاب و مهاجرت خود پایان داد.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


آزارو اذیت زن شوهردار توسط دوست قدیمی؛ اصرار به بی حیثیتی داشت دست به تبرشدم

آزارو اذیت زن شوهردار توسط دوست قدیمی؛ اصرار به بی حیثیتی داشت دست به تبرشدم

حوادث | جمعه ۰۱ مرداد ۹۵ ساعت ۱۴:۵۲ | نسخه چاپي

مرد میانسالی که از هشت سال قبل به اتهام قتل یکی از دوستانش در زندان به سر می‌برد، با تائید حکم قصاص در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. جلسه رسیدگی به پرونده مرد 50 ساله‌ که ایزد نام دارد، در شعبه دهم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران برگزار شد.

نماینده دادستان پس از رسمیت جلسه، در جایگاه قرار گرفت و در شرح کیفرخواست گفت: «ایزد، تیر 87 مرتکب قتل مرد 48 ساله‌ای شد که از دوستانش بود، او در بازجویی‌ها به جرمش اقرار کرده و مدعی شده است به خاطر رابطه‌ای که بین مقتول و همسرش برقرار شده بود، دست به قتل او زده است.
هرچند تلاش‌های پلیس برای کشف جسد شهاب ناکام مانده، اما قرائنی در پرونده وجود دارد که نشان می‌دهد ایزد مرتکب قتل شده است، بنابراین برایش درخواست صدور مجازات دارم.»
سپس وکیل اولیای دم به دادگاه گفت: از طرف ولی‌دم درخواست قصاص دارد.
بعد از آن ایزد در جایگاه قرار گرفت و در شرح ماجرا اظهار کرد: شهاب از دوستانم بود که خانواده‌اش در آمریکا زندگی کردند. من به او اعتماد داشتم و او را به خانه‌ام راه می‌دادم تا این که یک روز همسرم من را از ماجرای هولناکی باخبر کرد.
همسرم برایم تعریف کرد که به دیدن خواهر شهاب رفته بود که آنجا شهاب دور از چشمان خواهرش که برای انجام کاری خانه را ترک کرده بود، به زور به او تعرض کرده است. وقتی از این ماجرا با خبر شدم، نمی‌دانستم باید چه کنم. اول تصمیم به شکایت گرفتم، اما چیزی نمی‌توانست باعث شود حیثیت همسرم برگردد. سر این موضوع با شهاب دعوا کردم. روز قتل در کارگاه مشغول کار بودم که شهاب وارد شد. کادویی به من داد و خواست آن را به همسرم بدهم. کادو را باز کردم. داخلش ادکلن بود. یاد رفتاری افتادم که شهاب با همسرم کرده بود. دست به تبر شدم و او را به سزای رفتارش رساندم. جنازه را به جاده شمشک بردم و در محل تخلیه زباله‌ها رها کردم. من بعد از بازداشت به پلیس، محل رها کردن جنازه را نشان دادم، اما نمی‌دانم چه بر سر آن آمده و چرا تاکنون پیدا نشده است.
من از کاری که کرده‌ام پشیمان نیستم. شهاب مستحق مرگ بود و به سزای رفتارش رسید.
قاضی قربان‌زاده بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل مدافع او با اعضای دادگاه وارد شور شد و ایزد را به قصاص محکوم کرد. با اعتراض ایزد به مجازاتش، پرونده به شعبه 32 دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور آن را تائید کردند.

منبع: جام جم

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: