خرید اتوبوسی رای در انتخابات شوراها در تهران مظنه ؛ ١٠ میلیون تومان برای ٥٠ هزار رای

رییس هیات نظارت بر انتخابات شوراهای شهر و روستا در استان تهران با اشاره به برخی موارد تخلفات انتخاباتی تاکید کرد که اولویت نخست این هیات ابطال حوزه انتخابیه نیست و صرفاً به‌دنبال سالم‌سازی هستند.<br />


هافبک پرسپولیس دیدار با لخویا را از دست داد

هافبک پرسپولیس به دلیل بیماری نمی‌تواند سرخپوشان را در برابر لخویا همراهی کند.


عاقبت نصب لیزریاب در ورزشگاه آزادی!

«دستگاه لیزر‌یاب در ورزشگاه آزادی مستقر می‌شود!» این خبر سوژه امروز محمدرضا میر شاه ولد در خبر ورزشی شده است.


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا مک‌لارن P1LM در پیستی که به جهنم سبز مشهور است رکورد جدیدی را ثبت کرده است.


هافبک پرسپولیس دیدار با لخویا را از دست داد

هافبک پرسپولیس به دلیل بیماری نمی‌تواند سرخپوشان را در برابر لخویا همراهی کند.


ندانسته در دام زن شوهردار افتادم؛ ۸ ماه همکلاسی خواهرم مرا بازی داد تا اینکه شوهرش سر رسید

حوادث | پنجشنبه ۳۱ تير ۹۵ ساعت ۸:۵۲ | نسخه چاپي

مدرک مهندسی‌ام را گرفتم و در شرکتی مشغول به کار شدم. از چندی‌قبل خانواده‌ام اصرار داشتند که باید ازدواج کنم.

پدرم معتقد بود من مردی بی‌جربزه‌ و بی‌دست‌وپا هستم. او می‌گفت تو ٢٩‌سالت شده و تا حالا باید شریک زندگی‌ات را پیدا می‌کردی. احساس می‌کردم با این حرف‌ها تحقیر می‌شوم. از حدود ٨‌ماه قبل با هم‌کلاسی خواهرم آشنا شدم. او با نگاه زیرکانه و لبخند پنهانی‌اش دلم را لرزاند و من نیز یک‌دل‌نه صد‌دل عاشقش شدم.

ما در فضای مجازی در ارتباط بودیم. اصرار داشت فعلا شخصی از این رابطه بویی نبرد؛ حتی خواهرم از این موضوع اطلاعی نداشت. منتظر بودم اجازه بدهد به خواستگاری‌اش بروم. در این مدت چندبار برایش هدیه خریدم؛ حتی یک‌مرتبه ٧٠٠‌هزار تومان برایش کارت‌به‌کارت کردم.

چهارشنبه گذشته با هم قرار ملاقات گذاشتیم. می‌خواستم تکلیف کار خودم را بدانم. او را سوار ماشین کردم و به راه افتادیم. هنوز چندمتری از آن محل دور نشده بودیم که ناگهان مردی جوان به‌سمت ماشینم حمله‌ور شد. او می‌گفت حسابم را کف دستم می‌گذارد. او مرا هدف ضرب ‌وجرح قرار داد. تازه فهمیدم هم‌کلاسی خواهرم نامزد دارد و به من دروغ گفته است.

با اعلام شکایت شوهر مهلا، کارمان به کلانتری١۶ کشیده شد. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از یک رابطه مخفیانه مجازی، چنین‌دردسری درست شود. می‌ترسم برایم سوءسابقه درست کنند. متاسفانه من تحت‌تاثیر حرف‌های پدرم قرار گرفتم. او از کارهای دوران جوانی‌اش و اینکه چند دختر خاطرخواهش بودند، با آب‌وتاب تعریف می‌کرد. من هم می‌خواستم خودی نشان بدهم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟