مصاحبه علی مطهری با یک نشریه فرانسوی

جدیدترین اخبار از رفع حصر، برجام و حضور زنان در ورزشگاهها

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران که برای ملاقات با رئیس مجلس ملی فرانسه در پاریس به سر می‌برد، اطمینان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران همه آنچه را که لازم باشد انجام خواهد داد تا توافق هسته‌ای ایران ادامه یابد.


جشن یلدای ما ایرانیان نشانگر چیست؟

شب یلدا، آخرین شب آذر ماه و شبی است که آن را چله نیز نامیده‌اند زیرا از فردای آن، چله بزرگ که چهل روز به درازا می‌کشد آغاز می‌شود.


سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


رونمایی هیوندای از نسل جدید پیشرانه هایش (+عکس)

این موتور با آخرین نسخه گیربکس های اتوماتیک دبل کلاچ هیوندای ترکیب شده که تعویض دنده های نرم و سریع تر را نسب به گذشته به همراه دارد


فرمانده کل ارتش: رژیم صهیونیستی روزهای باقیمانده عمرش را حساب کند/ دست از پا خطا کند حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد

فرمانده کل ارتش گفت: اینکه ما می گوییم رژیم صهیونیستی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید، معنی‌اش این نیست که حتما ۲۵ سال کامل عمر می کند.


ندانسته در دام زن شوهردار افتادم؛ ۸ ماه همکلاسی خواهرم مرا بازی داد تا اینکه شوهرش سر رسید

حوادث | پنجشنبه ۳۱ تير ۹۵ ساعت ۸:۵۲ | نسخه چاپي

مدرک مهندسی‌ام را گرفتم و در شرکتی مشغول به کار شدم. از چندی‌قبل خانواده‌ام اصرار داشتند که باید ازدواج کنم.

پدرم معتقد بود من مردی بی‌جربزه‌ و بی‌دست‌وپا هستم. او می‌گفت تو ٢٩‌سالت شده و تا حالا باید شریک زندگی‌ات را پیدا می‌کردی. احساس می‌کردم با این حرف‌ها تحقیر می‌شوم. از حدود ٨‌ماه قبل با هم‌کلاسی خواهرم آشنا شدم. او با نگاه زیرکانه و لبخند پنهانی‌اش دلم را لرزاند و من نیز یک‌دل‌نه صد‌دل عاشقش شدم.

ما در فضای مجازی در ارتباط بودیم. اصرار داشت فعلا شخصی از این رابطه بویی نبرد؛ حتی خواهرم از این موضوع اطلاعی نداشت. منتظر بودم اجازه بدهد به خواستگاری‌اش بروم. در این مدت چندبار برایش هدیه خریدم؛ حتی یک‌مرتبه ٧٠٠‌هزار تومان برایش کارت‌به‌کارت کردم.

چهارشنبه گذشته با هم قرار ملاقات گذاشتیم. می‌خواستم تکلیف کار خودم را بدانم. او را سوار ماشین کردم و به راه افتادیم. هنوز چندمتری از آن محل دور نشده بودیم که ناگهان مردی جوان به‌سمت ماشینم حمله‌ور شد. او می‌گفت حسابم را کف دستم می‌گذارد. او مرا هدف ضرب ‌وجرح قرار داد. تازه فهمیدم هم‌کلاسی خواهرم نامزد دارد و به من دروغ گفته است.

با اعلام شکایت شوهر مهلا، کارمان به کلانتری١۶ کشیده شد. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم از یک رابطه مخفیانه مجازی، چنین‌دردسری درست شود. می‌ترسم برایم سوءسابقه درست کنند. متاسفانه من تحت‌تاثیر حرف‌های پدرم قرار گرفتم. او از کارهای دوران جوانی‌اش و اینکه چند دختر خاطرخواهش بودند، با آب‌وتاب تعریف می‌کرد. من هم می‌خواستم خودی نشان بدهم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟