قاضی عسکر: ایران جواب دعوت نامه حج عربستان را داد/ آمادگی برای اعزام 80 هزار زائر

نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت گفت: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جواب دعوتنامه عربستانی ها برای حج امسال را داد و تمامی درخواست ها و انتظارات ...


مانتوها از آغاز تاکنون چه تغییراتی کرده اند؟!

درباره تغییرات پوشش در سال های گذشته مثل خیلی موارد دیگر هیچ مرجع و آمار و کتابی وجود ندارد تا نشان بدهد لباس های ما ایرانی ها در دهه های گذشته ...


ثروت این ۸ نفر با دارایی نیمی از مردم جهان برابری می‌کند

شکاف طبقاتی و مالی در جهان بهحدی رسیده است که در حال حاضر ثروت هشت مرد به اندازه ۳.۶ میلیارد جمعیت جهان است.


ثروت این ۸ نفر با دارایی نیمی از مردم جهان برابری می‌کند

شکاف طبقاتی و مالی در جهان بهحدی رسیده است که در حال حاضر ثروت هشت مرد به اندازه ۳.۶ میلیارد جمعیت جهان است.


جدول گروه بندی فیلم های جشنواره برای سینماهای مردمی

جدول گروه بندی فیلم های سینمایی حاضر در دو بخش سودای سیمرغ و چشم انداز سینمای ایران برای سینماهای مردمی مشخص و منتشر شد. با اعلام نحوه خرید اینترنتی بلیت‌های جشنواره فیلم فجر، فیلم‌های بخش سودای سیمرغ و چشم‌انداز سینمای ایران در قالب 4 گروه تقسیم‌بندی شده است.


آزار و اذیت عروس جوان توسط فروشنده سوپرمارکت؛ زن خود را دار زد

آزار و اذیت عروس جوان توسط فروشنده سوپرمارکت؛ زن خود را دار زد

حوادث | چهارشنبه ۳۰ تير ۹۵ ساعت ۸:۴۴ | نسخه چاپي

دختر 28 ساله چهار ماه پیش با پسر جوان و تحصیلکرده ای عقد کرده بود . او و همسرش با عشق و علاقه پایه های زندگی خود را بنا کردند.

زن جوان و همسرش در مدت زندگی کوتاه خود مشکل خاصی با همدیگر نداشتند. زن جوان و همسرش همیشه خریدهای منزلشان را از سوپری سر کوچه شان انجام می دادند.
آقا جواد در این مدت کوتاه چنان خوب برخورد کرده بود که زن جوان و همسرش اعتماد زیادی به او پیدا کرده بودند.
آن روز صبح ، زن جوان برای خرید به سوپری کنار خانه رفت. بعد از خرید جزئی می خواست به بازارچه برود که آقا جواد به زن جوان گفت من هم دارم به جایی می روم بیایید شما رو هم سر راهم به بازارچه برسانم برسونم .
زن جوان از اعتماد زیادی که به آقا جواد داشت بدون هیچ چون و چرایی سوار ماشین شد. در بین راه آقا جواد تغییر مسیر داد و به سمت کوچه دیگری رفت.
زن جوان وقتی متوجه تغییر مسیر شد اعتراض کرد و خواست از ماشین پیاده شود که با قفل بودن درها مواجه شد .هر چه داد و فریاد زد نتوانست کاری بکند و کسی به فریادش نرسید. آقا جواد دیگر آقا جواد سابق نبود . چهره شیطانی اش خبر از قصد و فکر پلیدش می داد. زن جوان بعد از این حادثه جرات گفتن قضیه را به همسرش نداشت و تنها چیزی که به ذهش رسید اینکه خود را دار بزند و از این بی آبرویی که برایش به جا مانده بود رها کند. نامه ایی به همسرش نوشت و ماجرا را برایش بازگو کرد و سپس چادر خود را حلقه وار به گردنش انداخت . ولی از آنجایی که بخت یارش بود همسرش سر رسید و او را از مرگ حتمی نجات داد.
زن جوان دیگر آن روحیه شاد سابق را نداشت و مدام فکر خودکشی و رها شدن از این عذاب روحی بود تا اینکه با پیشنهاد همسرش به پلیس مراجعه کرد و از آنها جهت رفع مشکلش کمک خواست.
زن جوان بعد از طی مراحل قانونی از فرد مورد نظر شکایت و جهت مراحل درمان به مرکز مشاوره آرامش معرفی شد.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟