اشتباه ما در تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق، داعش را به وجود آورد

«باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در سخنانی، آشکارا به نقش این کشور در ظهور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در خاورمیانه اذعان کرد.


عرضه شاسی بلند جدید رنو در ایران+تصاویر

سعی می کنیم قیمت این خودرو بالای 200 میلیون تومان نباشد و حتی پایین تر از این مبلغ عرضه شود.


بازنده هدفمندی یارانه‌ها؛ فقرا یا ثروتمندان؟

یکی از اهدافی که هدفمندی یارانه‌ها دنبال می‌کرد، توزیع عدالت اقتصادی بود، اما حال پس از گذشت 6 سال، نه‌تنها توزیع درآمد بهبود نیافته، بلکه بنا به گزارش‌ها، بُعد خانوار دهک اول بیشتر شده است.



رنگی‌ترین مبارزه علیه خشونت؛ گفتگو با چند دختر و پسری درباره روز منع خشونت علیه زنان

«خشونت علیه زنان و دختران، یک نقض حقوق‌‌بشری و مانع جدی برای توسعه پایدار است. هزینه‌های آن در مقیاس بزرگ، سبب تحمیل مضرات زیادی در جامعه و اقتصاد می‌شود. دنیا توان پرداخت این هزینه را ندارد». این جملات بخشی از گفته‌های بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل، درباره کارزاری است که این روزها خیلی‌ها آن را با رنگ نارنجی‌اش می‌شناسند...


دختر جوان: برای پول مواد مجبور شدم به خانه های مردم بروم؛ عمه ام تیشه به ریشه من زد

دختر جوان: برای پول مواد مجبور شدم به خانه های مردم بروم؛ عمه ام تیشه به ریشه من زد

حوادث | سه شنبه ۲۹ تير ۹۵ ساعت ۸:۵۷ | نسخه چاپي

عمه و عمو هایم معتاد بودند و من به غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم ،هر بار که به خانه عمه ام می رفتم به من پیشنهاد مصرف مواد می داد.

زهرا دختر 18 ساله ای که نصف شب خود را به ستاد فرماندهی انتظامی اردبیل رسانده بود پس از دستگیری توسط ماموران کلانتری 12 فلسطین التماس کنان به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: از شما می خواهم مرا به بهزیستی تحویل دهید دیگر نمی خواهم با پدر و مادرم زندگی کنم.
آقای پلیس از وقتی چشم باز کردم پدرم مواد مصرف می کرد و آدم بی مسئولیتی بود،من فرزند اول خانواده بودم، مادرم بارها می خواست طلاق بگیرد ولی با وجود من از این کار منصرف می شد. وی برای تامین مایحتاج زندگی مجبور بود در خانه های مردم کار کند، به دلیل وضعیت مالی خانواده من نتوانستم بیشتر از مقطع ابتدایی درس بخوانم و همیشه در خانه تنها و مجبور بودم به خانه عمه ام که در نزدیکی خانه ما بود بروم تا تنها نمانم. بعضی وقتها هم به خانه عمویم می رفتم.
عمه و عمو هایم معتاد بودند و من به غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم . هر بار که به خانه عمه ام می رفتم او به من می گفت که بیا با هم مواد مصرف کنیم، حالت خوب می شود و به عالم دیگری می روی و از غم و غصه نجات پیدا می کنی.
یکبار وسوسه شده و همراه با عمه ام مواد مصرف کردم. حالم خیلی بد شد، انگار که مرا آتش زدند، مات و مبهوت شده بودم و خشکم زده بود. عمه ام برایم قرص آورد ولی حالم خوب نشد از آن روز به بعد من هر بار با عمه ام مواد مصرف می کردم، ولی به خانواده ام چیزی نمی گفتم، چرا که آنها ارزش و اهمیتی به من قایل نبوده و بود و نبود من برای آنان فرقی نداشت.
مادرم فردی عصبی و پرخاشگر بود و مدام با بهانه های مختلف به من سرکوفت می زد که باید در کارهای خانه به من کمک کنی، ولی من حوصله کار کردن نداشتم. برای اینکه هزینه خرید مواد را تامین کنم مجبور شدم در منازل مردم کار کنم. هر روز بیشتر خودم را در منجلاب فساد می دیدم از طرفی خانواده ام هم به من توجهی نمی کردند. از غرولندهای مادرم خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به ماموران معرفی کنم تا مرا تحویل بهزیستی دهند. می خواهم ترک کنم و زندگی جدیدی برای خودم بسازم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: