دی‌میستورا: حمله تروریستی حمص، تلاش برای ناکام گذاشتن مذاکرات ژنو۴ بود

فرستاده سازمان ملل به سوریه در بیانیه‌ای حملات تروریستی به دو مقر امنیتی سوریه در حمص را محکوم کرد.


آتش‌نشانی هوایی

زمانی که آتش در مقیاس وسیع و مناطق باز گسترش می‌یابد آتش‌نشانی هوایی تنها روش مفید و موثر برای اطفاء حریق است.


بازدید صالحی از نیروگاه اتمی بوشهر

دکتر علی اکبر صالحی، معاون رئیس‌جمهور و رییس سازمان انرژی اتمی ایران از نیروگاه اتمی بوشهر بازدید کرد.


ویژه بازیهای رایانه ای؛

سفر به دنیای مجازی با یک جلیقه جادویی

جلیقه یاد شده که تقریبا کل بدن را در برمی گیرد تجربه برخورد با اشیا و افراد در فضای مجازی را از طریق لرزاندن خود کامل می کند و با استفاده از آن ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر عفونت تنفسی ناشی از ویروس‌ها بویژه ویروس پارا آنفلوآنزا رخ می‌دهد ...


دختر جوان: برای پول مواد مجبور شدم به خانه های مردم بروم؛ عمه ام تیشه به ریشه من زد

دختر جوان: برای پول مواد مجبور شدم به خانه های مردم بروم؛ عمه ام تیشه به ریشه من زد

حوادث | سه شنبه ۲۹ تير ۹۵ ساعت ۸:۵۷ | نسخه چاپي

عمه و عمو هایم معتاد بودند و من به غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم ،هر بار که به خانه عمه ام می رفتم به من پیشنهاد مصرف مواد می داد.

زهرا دختر 18 ساله ای که نصف شب خود را به ستاد فرماندهی انتظامی اردبیل رسانده بود پس از دستگیری توسط ماموران کلانتری 12 فلسطین التماس کنان به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: از شما می خواهم مرا به بهزیستی تحویل دهید دیگر نمی خواهم با پدر و مادرم زندگی کنم.
آقای پلیس از وقتی چشم باز کردم پدرم مواد مصرف می کرد و آدم بی مسئولیتی بود،من فرزند اول خانواده بودم، مادرم بارها می خواست طلاق بگیرد ولی با وجود من از این کار منصرف می شد. وی برای تامین مایحتاج زندگی مجبور بود در خانه های مردم کار کند، به دلیل وضعیت مالی خانواده من نتوانستم بیشتر از مقطع ابتدایی درس بخوانم و همیشه در خانه تنها و مجبور بودم به خانه عمه ام که در نزدیکی خانه ما بود بروم تا تنها نمانم. بعضی وقتها هم به خانه عمویم می رفتم.
عمه و عمو هایم معتاد بودند و من به غیر از آنها کس دیگری را نداشتم که در نبود مادرم به آنها پناه ببرم . هر بار که به خانه عمه ام می رفتم او به من می گفت که بیا با هم مواد مصرف کنیم، حالت خوب می شود و به عالم دیگری می روی و از غم و غصه نجات پیدا می کنی.
یکبار وسوسه شده و همراه با عمه ام مواد مصرف کردم. حالم خیلی بد شد، انگار که مرا آتش زدند، مات و مبهوت شده بودم و خشکم زده بود. عمه ام برایم قرص آورد ولی حالم خوب نشد از آن روز به بعد من هر بار با عمه ام مواد مصرف می کردم، ولی به خانواده ام چیزی نمی گفتم، چرا که آنها ارزش و اهمیتی به من قایل نبوده و بود و نبود من برای آنان فرقی نداشت.
مادرم فردی عصبی و پرخاشگر بود و مدام با بهانه های مختلف به من سرکوفت می زد که باید در کارهای خانه به من کمک کنی، ولی من حوصله کار کردن نداشتم. برای اینکه هزینه خرید مواد را تامین کنم مجبور شدم در منازل مردم کار کنم. هر روز بیشتر خودم را در منجلاب فساد می دیدم از طرفی خانواده ام هم به من توجهی نمی کردند. از غرولندهای مادرم خسته شده بودم تا اینکه تصمیم گرفتم خودم را به ماموران معرفی کنم تا مرا تحویل بهزیستی دهند. می خواهم ترک کنم و زندگی جدیدی برای خودم بسازم.

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟